فوتبال بیشک پرطرفدارترین ورزش جهان است. ورزشی که میلیونها نفر از مردم را شیفتهی خود کرده.
شاید از دید افرادی که علاقهای به فوتبال ندارند، این ورزش به «دویدن ۲۲ نفر به دنبال یک توپ» تعبیر شود اما این تعبیر برای فوتبالیها به حدی مزحک است که حتی وقتشان را برای توضیح به این افراد به هدر نمیدهند. اما واقعاً چرا این ورزش تا به این حد جذاب و دیدنیست؟
شاید یکی از مهمترین دلایلش غیر قابل پیشبینی بودن آن باشد. شاید هم برخی زمین فوتبال را با شادیها و غمهایش همانند یک زندگی واقعی بنگرند. زندگی که در آن افت و خیز بسیار وجود دارد، پیروزی و شکست و البته رفتن و آمدن!
هواداران فوتبال زمانی که یکی از ستارههایش از تیم جدا میشود، هر لحظه آرزوی و انتظار بازگشت او به تیمشان را میکشند، انتظاری که بعضاً اجابت میشود.
با هم نگاهی بیاندازیم به ۱۰ بازیکن مطرح جهان که پس از دوری از تیم اصلیشان، بازگشتی تاریخی و پر شکوه به خانه داشتهاند:
تیری آنری:
درست در سوم آگوست ۱۹۹۹ بود که آرسن ونگر انگشتش را بر روی نام تیری آنری گذاشت تا مسئولان آرسنال برای خرید او از موناکا دست به جیب شوند و در ازای مبلغ ۱۱ میلیون پوند این بازیکن فرانسوی را به خدمت گرفتند. آنری به مرور به یکی از بهترین مهاجمین تاریخ توپچیهای لندن تبدیل شد. او در ۸ فصل حضورش در آرسنال در رقابتهای مختلف ۲۲۸ بار موفق به گشودن دروازهی حریفان شد. در سال ۲۰۰۷ آنری در ازای مبلغ ۲۴ میلیون یورو ( و دستمزد سالیانه ۶٫۸ میلیون یورو) به بارسلونا ملحق شد اما به مرور فوتبالش افت کرد تا در نهایت در سال ۲۰۱۰ و در حالی که ۱ سال از مدت قراردادش با کاتالانها باقی مانده بود، تیری با قراردادی ۴ ساله به نیویورک رد بولز پیوست. در سال ۲۰۱۲ و در زمان تعطیلی لیگ MLS، آنری به تمرین با تیم سابقش مشغول شد و در ۶ ژانویه ۲۰۱۲ با قرادادی قرضی به مدت ۲ ماه به خانهاش بازگشت. وی که مورد استقبال بینظیر هواداران متعصب توپچیها قرار گرفته بود در همین زمان کوتاه بسیار خوش درخشید. گل پیروزیبخش او مقابل لیدزیونایتد در جام حذفی یکی از تاثیرگذارترین گلهای او در این مدت کوتاه بود. او همچنین گل برتری آرسنال در دیدار برابر ساندرلند را بهثمر رساند. اگر این ۳ امتیاز حساس نصیب قرمزپوشان لندنی نمیشد بدون شک این تاتنهام بود که بهعنوان چهارمین نماندهی انگلیس بهجای شاگردان آرسن ونگر در لیگ قهرمانان اروپا حاضر میشد.
ایان راش:
در مـِی ۱۹۸۰ بود که ایان راش از چستر سیتی به آنفیلد منتقل شد. وی در ۷ فصل حضورش در لیورپول ۱۳۹ بار موفق به گلزنی شد و توانست همراه لکلکها، ۴ عنوان قهرمانی لیگ، یک قهرمانی جام حذفی و یک قهرمانی اروپا را بهدست آورد. در ۲ جولای ۱۹۸۶ راش پیشنهاد جذاب یوونتوس را پذیرفت و در ازای مبلغ ۳٫۲ میلیون پوند به این تیم مطرح ایتالیایی منتقل شد. ایان تا پایان آن فصل در لیورپول باقی ماند و با شروع فصل ۸۸-۱۹۸۷ به ایتالیا رفت. ستارهی تابان آسمان آنفیلد تنها یک فصل در ایتالیا دوام آورد و فصل بعد مجدداً به خانهاش بازگشت. او پس از بازگشتش توانست ۱ عنوان قهرمانی لیگ، دو قهرمانی جام حذفی و جام اتحادیه را بدست آورد. ایان راش با ۳۴۶ گل، عنوان برترین گلزن تاریخ این باشگاه را به خود اختصاص داده است.
رابی فاولر:
ایان راش تنها مهاجم سرشناس لکلکهای آنفیلد نیست که پس از مدتی دوری باز هم به خانهاش بازگشت.
رابی فاولر در سال ۱۹۸۴ به عضویت تیم جوانان لیورپول درآمد. در هفدهمین سالروز تولدش، یعنی در ۹ آپریل ۱۹۹۲، او با قراردادی حرفهای به تیم اصلی سرخپوشان منتقل شد. در اولین فصل حضورش (۹۴-۱۹۹۳) رابی در ۳ دیدار نخست تیماش موفق به زدن ۵ گل شد. ۳ گل از این ۵ گل در مقابل آرسنال بهثمر رسید، آنهم تنها در مدت زمانِ ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه! رکوردی که همچنان در لیگ برتر کسی موفق به شکستن آن نشده است.
پس از ۹ فصل حضور موفق و خیرهکننده (۲۳۶ حضور، ۱۲۰ گلزده) باعث شد هواداران این تیم به فاولر لقب “خدا” بدهند. اما در تصمیمی دور از انتظار، هولیه نام او را در لیست فروش قرار داد و با آغاز فصل ۰۲-۲۰۰۱ رابی به لیدزیونایتد منتقل شد. اما او هیچگاه در قلبش لیورپول را تنها نگذاشت. سال ۲۰۰۵ در فینال لیگ قهرمانان اروپا در استانبول، فاولر در میان جمعیت حاضر در ورزشگاه به تشویق تیم محبوباش پرداخت و در پایان همراه با تمامی هواداران این تیم از شادی به هوا پرید.
در ۲۷ ژانویه ۲۰۰۶ پس از پنج فصل دوری و حضور در لیدزیونایتد و منسیتی، رابی باز هم به آنفیلد بازگشت. او به مدت یک فصل و نیم دیگر در آنفیلد به هنرنمایی پرداخت. فاولر در مجموع ۳۶۹ بار با پیراهن لیورپول وارد میادین شد و توانست ۱۸۳ گل را بهنام خود ثبت کرده و در قلب طرفداران پر احساس این تیم ماندگار شود.
یوهان کرایف:
یوهان کرایف در حالی که تنها ۱۷ سال داشت، در آژاکس شروع به درخشش کرد و توانست با این تیم به ۶ قهرمانی لیگ، ۵ قهرمانی جام حذفی و ۳ قهرمانی متوالی در اروپا دست یابد. او در تابستان ۱۹۷۳ در ازای مبلغ ۲ میلیون دلار به بارسلونا منتقل شد و گرانقیمتترین بازیکن جهان نام گرفت. اما او هیچگاه از دل هواداران این تیم خارج نشد و در ۳۰ نوامبر ۱۹۸۰؛ پس از ۷ سال دوری از آمستردام و حضور در تیمهای لسآنجلس آزتکس، واشینگتن دیپلوماتس و لوانته، به خانهاش بازگشت. کرایف با وجود ۳۴ سال سن بر خلاف نظر اکثر کارشناسان بسیار آماده و موثر ظاهر شد و توانست در دو فصل حضور مجددش در این تیم موفق به کسب ۲ عنوان قهرمانی لیگ و یک قهرمانی در جام حذفی شد تا جواب کوبندهای به منتقدانش داده باشد.
در سال ۱۹۸۵ یوهان باری دیگر اما اینبار در کسوت مربی به آژاکس بازگشت و توانست ۲ جام دیگر با تیماش کسب کند.
یورگن کلینزمن:
بازیکنانی همچون تدی شرینگهام و رابی کین نیز به تاتنهام بازگشتند اما هیچکدام باشکوهتر و ارزشمندتر از بازگشت یکی از بهترین و شاید اسطورهای این تیم یعنی یورگن کلینزمن نبود.
در جولای ۱۹۹۴، یورگن کلینزمن در ازای مبلغ ۲ میلیون پوند از موناکو راهی وایتهارتلـِـین شد و این در حالی بود که بسیاری از رسانههای انگلیس مخالف سر سخت این انتقال بودند آنهم صرفاً بهعلت اینکه یورگی بههمراه آلمان غربی در فینال جامجهانی ۱۹۹۰ تیم ملی انگلیس را شکست داده بود!
او با سوار شدن بر یک فولکس واگن قورباغهای و با بهثمر رساندن ۲۱ گل ، در لندن کلی کسب شهرت کرد. کلینزمن در آن فصل باعث شد تاتنهام در لیگ مقام هفتم و در جام حذفی تا مرحلهی نیمهنهایی صعود کند. یورگن یکی از باشکوهترین دوران فوتبالی خود را در تاتنهام انگلیس سپری کرد. اما ناگهان در پایان فصل در اقدامی غیرقابل پیشبینی به بایرنمونیخ پیوست. آلن شوگر؛ رئیس وقت باشگاه تاتنهام پس از این انتقال در یک اظهار نظر بسیار جنجالی گفت: “من حتی ماشینم را با پیراهن او نخواهم شست.” (از این مسئله بگذریم که مگر او ماشین شخصیاش را خودش میشست؟)
مربی کنونی تیم ملی آلمان در زمستان ۱۹۹۷ مجدداً به وایتهارتلـِـین بازگشت و با ۹ گلی که در ۱۵ حضور خود برای این تیم بهثمر رساند، تاتنهام را از سقوط به دستهی پایینتر نجات داد. او همچنین در دیدار فینال برابر ساوتهمپتون با زدن یک گلازو (شوت از راه دور) بسیار دیدنی موجب شادی زایدالوصف هواداران این تیم شد. درخشش او در این باشگاه لندنی به اندازهای بود که اکنون او را بهعنوان محبوبترین آلمانی تاریخ لیگ برتر انگلستان میشناسند.
لوتار ماتئوس:
ماتئوس در سال ۱۹۸۴ از بروسیا مونشنگلادباخ به باواریاییها پیوست. در ۴ فصل حضور لوتار در بایرنمونیخ او موفق به کسب ۳ عنوان قهرمانی بوندسلیگا و یک قهرمانی جام حذفی دست یافت. در تابستان ۱۹۸۸ ماتئوس با رقمی بسیار بالا به اینترمیلان ملحق شد. کاپیتان تیم ملی آلمان که عنوان نایب قهرمانی جهان را نیز یدک میکشد موفق شد در اولین حضورش در ایتالیا، اسکودتو را کسب کند. تراپاتونی؛ مربی نامدار وقت اینتر، پیراهن شمارهی ۱۰ را به او سپرد و او را بهعنوان هافبک تهاجمی به صف پشت خط حمله فرستاد. به گفتهی خود ماتئوس، تراپاتونی از او بهعنوان کسی که در تیم انگیزه ایجاد کرده و تیم را به حرکت درمیآورد یاد میکرد.
ماتئوس تحت مربیگری تراپاتونی، در میانهی میدان اینترمیلان قد کشید و به یکی از موثرترین هافبکهای تهاجمی در لیگ برتر ایتالیا تبدیل شد. همین امر باعث شد که بکنباوئر؛ مربی تیم ملی آلمان، در جام جهانی سال ۱۹۹۰ در ایتالیا، ماتئوس را به عنوان موتور تیم در میانهی میدان به کار گیرد. لوتار در آن دوره از بازیها بسیار خوش درخشید. او روح و قلب تیم ملی آلمان بود. با دوندگیهای بسیار در همه جای زمین حضور داشت. سرعت او با توپ و پاسهای دقیق و بلندش مثالزدنی بود. وی نه تنها با درخشش توانست با آلمان به مقام قهرمانی جهان برسد، بلکه در همان سال به عنوان بهترین بازیکن سال اروپا، جایزهی توپ طلایی را به دست آورد.
او پس از چهار سال بازی در اینترمیلان و پس از آنکه موفق به عقد قرارداد با یوونتوس نشد، سرانجام در سال ۱۹۹۲ مجدداً به آلمان بازگشت و دوباره به بایرنمونیخ پیوست. در بایرن مونیخ پست دفاع لیبرو به ماتئوس سپرده شد. او که لقب “تانک” را یدک میکشید در دومین حضورش در مونیخ موفق به کسب ۴ قهرمانی دیگر در بوندسلیگا و قهرمانی در جام یوفا شد.
ماتئوس تا پایان در پست دفاع لیبرو انجام وظیفه کرد. از این رو بسیاری از کارشناسان فوتبال، ماتئوس را نه تنها نمایندهی سنخ تازهای از بازیکنان شمارهی ۱۰ بلکه همچنین واپسین نمایندهی دفاع آزاد لیبرو میدانند.
دیدیه دروگبا:
در اولین حضور مورینیو در چلسی، آقای خاص از مالک متمول باشگاه درخواست کرد که مهاجم تیم مارسی را استمفورد بریج منتقل کند. این انتقال در جولای ۲۰۰۴ و در ازای مبلغ ۲۴ میلیون پوند انجام شد. دروگبا در اولین حضورش در میان آبیهای لندن ۱۰ گل بهثمر رساند و این تیم پس از ۵۰ سال موفق به کسب عنوان قهرمانی لیگ شد. دیدیه ۸ فصل بسیار خوب را در چلسی سپری کرد که یکی از بهترین زمانهای حضورش در استمفورد بریج در فصل ۱۰-۲۰۰۹ گذراند. او در این فصل با بهثمر رساندن ۲۹ گل در ۳۲ حضورش در میدان، موفق به کسب جایزهی کفش طلایی لیگ برتر انگلیس شد.
مهاجم ساحل عاجی آبیپوشان لندن، در فصل ۲۰۱۲ شیرینترین روز خود را سپری کرد. وی در فینال لیگ قهرمانان اروپا گل تساویبخش تیماش برابر بایرنمونیخ را بهثمر رساند و به این ترتیب بازی به وقت اضافه کشیده شد و در نهایت این چلسی بود که جام قهرمانی را بالا سر برد.
دروگبا در اين مدت ۳۴۱ بار پيراهن چلسی را بر تن كرد و ۱۵۷ گل را در اين تيم به ثمر رساند. او همراه با این تیم سه عنوان قهرمانی ليگ برتر، چهار جام حذفی و دو جام اتحاديه و يک بار هم ليگ قهرمانان اروپا را فتح كرد.دقت ضربات و قدرت بازیسازی و ایجاد موقعیت دیدیه را به یکی از بهترین مهاجمان دههی اخیر فوتبال اروپا مبدل کرد.
وی پس از قهرمانی این تیم در رقابت های لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۱۲ از آبی های لندنی جدا شده و به شانگهای شنهوآ و سپس گالاتاساری ملحق شد.
پس از انتخاب او بهعنوان بزرگترین بازیکن تاریخ باشگاه چلسی توسط هواداران این تیم، دروگبا در ابتدای فصل ۱۵-۲۰۱۴ با حضور مجدد مورینیو بر روی نیمکت آبیهای لندن، به استمفورد بریج بازگشت و ۴ گل نیز برای تیماش بهثمر رساند و در پایان فصل بس از بالا بردن جام قهرمانی لیگ برتر و جام اتحادیه باری دیگر از چلسی جدا شد.
مارک هیوز:
مارک هیوز از سال ۱۹۷۸ بهعضویت تیم جوانان منچستر یونایتد درآمد. ۳ سال بعد او به تیم اصلی شیاطینسرخ پیوست و در ۸۹ حضور خود در طول ۵ فصل ۳۷ گل برای این تیم بهثمر رساند. در تابستان ۱۹۸۶ در ازای مبلغ ۲ میلیون پوند به بارسلونا منتقل شد. هیوز پس از دو ماجراجویی ناامید کننده در بارسلونا و بایرنمونیخ، در آغاز فصل ۸۹-۱۹۸۸ جذب منچستر یونایتد شد. عملکرد او در اولین فصل، خارق العاده بود و با وجود نهم شدن یونایتد در لیگ، او به عنوان بازیکن سال انگلیس انتخاب شد. عنوانی که طی ۷ فصل حضور دوباره در یونایتد، یک بار دیگر در سال ۱۹۹۲ هم تکرار شد. هیوز فاتح دو لیگ برتر متوالی در ۱۹۹۳ و ۹۴ بود و با گل تاریخی مقابل اولدهام (یک والی در شرایط کاملاً نامتعادل که از دید بسیاری بهترین گل تاریخ یونایتد است)، به فتح جام حذفی در همین سال نیز کمک کرد. او در فینال جام برندگان اروپا ۱۹۹۱، مقابل تیم سابقش بارسلونا نیز گلی به قیمت قهرمانی شیاطینسرخ زد. او در نهایت پس از جذب اندی کول در ۱۹۹۵ و فروخته نشدن کانتونا به اینتر، منیونایتد را ترک کرد. هیوز با این کار آخرین عضو یونایتد شد که پیش از دوران فرگوسن نیز پیراهن این تیم را به تن کرده بود.
یـِـنس لـِمان:
در ۲۵ جولای ۲۰۰۳ ینس لمان جانشین دروازهبان اسطورهای آرسنال یعنی دوید سیمن شد. سنگربان باتجربهی آلمانی در آرسنال بسیار خوش درخشد بطوری که توپچیهای لندن فصل ۰۴-۲۰۰۳ رکوردی باورنکردی ثبت کرد. آرسنال در این فصل با ۹۰ امتیاز، بدون تحمل هیچ شکستی، قهرمان لیگ جزیره شد. ینس ۵ فصل بسیار خوب را در این تیم لندنی سپری کرد و در سال ۲۰۰۸ راهی اشتوتگارت آلمان شد. وی پس از دو فصل حضور در این تیم، در سن ۴۱ سالگی دستکشهايش را براي هميشه از دست خارج کرد و کفشهايش را به نشانه خاتمهی دوران ورزشیاش آويخت. اما ۹ ماه بعد در مارس ۲۰۱۱ زمانی که فهمید همه دروازهبانان تیم به جز مانوئل آلمونیا دچار مصدومیت شده و قادر به بازی نیستند، ابراز تمایل برای همکاری کرد. وی اعلام کرد حاضر است در این وضعیت حساس بازنشستگی را فراموش کرده و در چند هفتهی باقیمانده به لندنیها کمک کند. پس از این اظهار نظر ونگر و دو تن از مدیران تیم لندنی با وی تماس گرفتند و خواهان حضور مجددش شدند. لمن که در جامجهانی ۲۰۰۶ از دروازهی تیم ملی کشورش محافظت کرد، در حضور مجددش در آرسنال رکورد ۲۰۰ بازی با لباس این تیم را کسب کرد.
پل اسکولز:
یکی از وفادارترین بازیکنان تاریخ فوتبال بیشک پل اسکولز است. او فوتبال خود را در سال ۱۹۹۱ با منچستر آغاز کرد. این حضور او ۱۷ سال طول کشید. او این مدت بهعنوان یکی از بهترین هافبکهای تاریخ این باشگاه شناخته شد. بسیار حتی او را با زینالدین زیدان مقایسه میکردند.
«پل اسکولــز و توی دروازه!»
این واژهای است که ۱۰۲ بار گزارشگران فوتبال جزیره در حین بازیهای منیونایتد در لیگ تکرار کردهاند.
در پایان فصل ۱۱-۲۰۱۰، اسکولز بازنشستگی خود را از فوتبال اعلام کرد. در فصل بعد با مصدومیت تام کلورلی و دارن فلچر، شیاطینسرخ در خط میانی به شدت دچار مشکل شدند و همین مسئله موجب شد تا فرگوسن از رونی در خط میانی استفاده کند. در ۲۵ ژانویهی ۲۰۱۲ سر الکس فرگوسن برای رفع این مشکل از اسکولز خواست تا به ترکیب این تیم برگردد. این ستاره ۳۷ ساله ابتدا این پیشنهاد را رد کرد اما پل خیلی زود از بازنشستگی پشیمان شد و اعلام کرد دلش برای تمرین و بازی تنگ شده اما دوست ندارد خود را به فرگوسن تحمیل کند. او تصمیم نهایی را برعهده سرمربی اسکاتلندی قرار داده و بازگشتش را به تصمیم او منوط دانست.
او پس از بازگشتش به منچستر، نشان داد علیرغم سنش، همچنان جادو و استعدادش را از دست نداده و توانست در آخرین فصل حضور فرگوسن و خود در این تیم، به یازدهمین قهرمانیاش از زمان حضورش در اولدترافورد دست یابد.