کویر باور! حبیب.
۱٬۹۱۲ بازدیدپنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
زیر سایه ی خیالی کم کَمَک چشماشو بست ..
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست ..
اولی گفت اگه بارون بازبباره توکویر
دیگه اما سررسیده عمراین درخت پیر
دومی گفت که قدیما یادمه کویرنبود
جنگل وپرنده بود و گذر زلال رود
گفتن و ازجا پریدن با یه دنیا خاطره
"اون درخت اما هنوزم تو کویر باورِ..."


