
مناجات پیر هرات، خواجه عبدالله انصاری 1
۹۱۷ بازدیدشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
در عجبم از کسی که کوه را می شکافد تا به معدن جواهر برسد،ولی خویش را نمی کاود تا به درون خود راه یابد.
الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
الهی ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی...
الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی. پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.


