آزمون قاتل است ...???!!!! بازي با آنگولا در جام جهاني 2006 آلمان آخرين بازي دايي بود. بعد‌ها سرمربي وقت تيم ملي، امير قلعه نوعي، حتي او را به تيم ملي دعوت نکرد زيرا علي دايي در جام جهاني نمايش ضعيفي به اجرا گذاشته بود. تقريبا 10 سالي مي شود داريم به دنبال آلترناتيوي در حد علي دايي مي گرديم و هر بار نيز مايوس مي شويم. در اين مدت موتور گلزني تيم ملي خاموش نشده اما آن صلابت لازم را براي ارضاي تماشاچي از خطرناک بودن يک مهاجم که بوي گل بدهد نداشته است. به قول برانکو مهاجمي مي‌خواهيم که قاتل باشد. به اين اسامي که چند نفرشان اينک در اردوي تيم‌ملي به عنوان مهاجم حضور دارند دقت فرماييد. گوچي، آزمون، طارمي، انصاري‌فرد، کاوه رضايي و.. کداميک را به ضرس قاطع مي‌توان يک مهاجم تمام، کمال و کامل نام برد. در سيستم 1-3-2-4 شرح وظايف يک مهاجم مشخص است بايد به دنبال مهاجمي بودکه به درجه‌اي از رشد رسيده باشد که يک تمام‌کننده قهار نام بگيرد. فاکتورهاي اين تک مهاجم فرار است و قطعا در اين برهه از زمان نمي‌توان با قاطعيت گفت يک نفرشان همه فاکتورها را حائز هستند. مهاجمي که در دريافت نمودن توپ، کنترل آن در جايگيري، سرزني، شوتزني، سرعت، قدرت، ضريب هوشي و به خصوص تکنيک دريبلينگ متبحر باشد به اينها اضافه کنيد. حداقل تايم فعاليت و موقعيت‌يابي و موقعيت‌سنجي و موقعيت‌سازي را که براي نزديک شدن به هدف لازم است، ندارند. تک‌مهاجم اصطلاحا در زاويه حرکتي دو حالت دارد يا بايد ايستا به عمق بزند و از پست هافبک تهاجمي ميانه تغذيه کند و در روندي ديگر جاروکشي يعني در عرض سمت وينگر راست و يا وينگر چپ متمايل شود تا در حرکت‌هاي شرح داده شده فضاي قرينه براي وينگر ديگر ساخته شود يا با جايگيري و ديد خوب با قدي مناسب و پروازي تماشايي توپ‌هاي هوايي را به طرف هدف ضربه بزند و با ضربه سر براي وينگرها موقعيت‌سازي کند و در خط طولي نيز شرايط يک شوت را مهيا کند. مهاجمي که در يک سوم دفاعي حريف و در فاز دفاعي درگيري ايجاد کند و حتي دامنه اين درگيري‌ها را تا يک خط عقب‌تر ادامه بدهد، از تقسيم انرژي مناسبي برخوردار باشد و بتوانند در اجراي تاکتيک‌ها شوک به تيم وارد نکند. هر چند شايد معيار اندازه‌گيري توان فني يک مهاجم به عدد گلزني او برگردد، اما نمي‌توان اين خصوصيات را ناديده گرفت. زيرا دامنه فعاليت تيم‌ملي محدود به يک قاره و برخورد به يک سيستم بازي برنمي‌گردد. گاهي بايد به قول مورينيو به بخش توسعه حمله عميق‌تر فکر کرد و گاهي نيز بايد به مهاجمان ضربتي ايستا مثل دروگبا و کاستا که در ايستگاه‌هاي عمقي جايگيري مي‌کنند متوسل شد. اينک با آنچه به نگارش درآمد گزينه‌ها را مختصر مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا قاتل را بيابيم. طارمي بدون توپ مناسب کار مي‌کند، ديد خوبي دارد و براي وينگرها نيز فضاسازي مي‌کند اما در زمينه نبرد هوايي علاقه‌اي نشان نمي‌دهد به عبارتي اين فاکتور تک‌مهاجم در خصوصيات او با توجه به ميانگين قد ديده نمي‌شود. براي اخذ پنالتي از حريفان مستعد است حربه‌اي که در داخل کشور به واسطه اطلاع‌رساني يک برنامه تلويزيوني با شکست مواجه شده اما معلوم نيست در ديدارهاي بين‌المللي داوران خارجي هم نسبت به اين موضوع حساسيت نشان بدهند يا خير، ضمن اين که اگر دقت کرده باشيد طارمي پس از دريافت معمولا به کناره متمايل مي‌شود و اين خوب نيست بازيکن بايد از درگيري هراسي نداشته باشد. پرونده سردار آزمون را مورد مطالعه قرار بدهيم. اين بازيکن‌هايي فاکتور دارد که ديگر تک مهاجمان فاقد آن هستند. سردار چهار چوب را خوب مي‌شناسد. از قدرت سرزني خوبي برخوردار است. فيزيک مناسبي براي اين پست دارد. تکنيک ويران‌کننده در عمق و همچنين اصرار به توپ‌گيري از حريف که حتي از منطقه خود نيز براي اين تصاحب توپ خارج مي‌شود. دوندگي و درگيري از ديگر فاکتورهاي مثبت اين بازيکن است. گوچي نيز سرعت انفجاري و تکنيک خوبي دارد. به خوبي مي‌داند براي دريافت کدام جناح جايگيري کند. در رهگيري توپ کوشا و مايوس نمي‌شود. به عبارتي هم او و هم آزمون در اين پست بازيکنان مناسبي هستندکه لازمه رفتارهاي يک مهاجم است. به هر صورت برخي اوقات اجراي تاکتيک‌هاي تيمي خلاقيت بازيکنان را محبوس مي‌کند يا فقر تکنيکي بازيکن با اجراي سيستم دقيق پوشش پيدا مي‌کند. بايد ديد کي‌روش از تک مهاجمش چه مي‌خواهد و زاويه حرکتي او را چگونه بر اساس حريفان طراحي مي‌کند. فوتبال ملي در اين برهه تغيير نسل آن هم از نوع همگاني قرار گرفته و تک بعدي نيست. بايد يک مقدار صبر و حوصله به خرج داد و به بازيکن فرصت داد. تجربه به دست آوردن هزينه دارد. در آينده شايد امثال سردار آزمون‌ها تبديل به مهاجمي شوند که ديگر جاي بحثي را باقي نگذارند. معهذا اعتماد به نفس نزد بازيکنان مهاجم و همچنين هافبک‌هايي که تغذيه کننده مناسبي باشند نمره مهاجم را افزايش مي‌دهد. وقتي مهاجم خوب تغذيه نشود نمي‌توان به او ايراد گرفت بلکه بايد تيم را نقد کرد. به قلم : ایرج طالع گروه تخصصی شبهای فوتبالی