- چون ارضا از طريق طبيعي صورت مي گيرد به تدريج و پس از گذشت مدتي از ازدواج فاصله بين دفعات ارتباط بيشتر مي شود و حالت حرص و اعتيادي كه در استمنا وجود دارد اينجا ديده نمي شود. بنابراين با كاهش دفعات انزال در ازدواج عوارض جسمي در مقايسه با استمنا بسيار كمتر است.
- در ارتباط با همسر چون ارتباط عاطفي ايجاد مي شود (از طريق ملاعبه و ...) سيستم اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك به صورت متعادل تحريك گشته و اندام هايي كه تحت تاثير اين سيستم ها هستند به صورت طبيعي فعاليتشان افزايش يا كاهش مي يابند. (تندي ضربان قلب، تندي تنفس و ...) اما در استمنا چون فرد از طريق خيالات و بدون وجود ارتباط عاطفي مستقيم خود را تحريك مي كند. تحريك اعصاب فوق به صورت متعادل صورت نمي گيرد. و بنابراين فعاليت اعضاي تحت تاثير اين اعصاب به صورت غيرطبيعي كاهش يا افزايش مي يابد و خود باعث عوارض جسمي مي گردد كه فقط در استمنا ديده مي شود. مانند لرزش اندام ها، عدم تمركز حواس، كم شدن قدرت حافظه و ...
- در ارتباط طبيعي و به خصوص اگر انزال مني از طريق مقاربت صورت گيرد كيسه هاي منوي به طور كامل تخليه شده و ارضاء كامل صورت مي گيرد. ولي در استمنا بستگي به شدت خيالات فرد تخليه كيسه ها متفاوت است و در بعضي مواقع بزرگي بيش از حد پروستات، عدم تخليه كامل كيسه هاي مني، سوزش ادرار و ... بروز مي دهد.
- از نظر روحي رواني نيز حالت احساس گناه، پشيماني، افسردگي، اضطراب و ... كه پس از استمنا براي فرد رخ مي دهد پس از مقاربت طبيعي براي فرد وجود ندارد بلكه بر خلاف آن حالت شادي و آرامش روحي ايجاد مي شود.
- از نظر معنوي نيز بحث ارتكاب گناه و دوري از درگاه حضرت حق مطرح است كه در استمنا وجود دارد ولي در ارتباط با مقاربت انسان حلال الهي را انجام داده است و باعث نزديكي و قرب به درگاه خداست.
- استمنا در واقع آميزش با خود است لذا تحريك كننده و تحريك پذير يك نفر است. همينطور ايجاد كننده شرائط اوج و لذت (گرم شدن، تصور لذت و...) توسط خود ارضا شونده فراهم مي شود. در اين جا تمام وجود فرد (در عين وحدت و يكپارچگي) بايد دو پاره شود يكي ارضا شونده و ديگري تحريك كننده و ارضا كننده، هم گرم كننده و هم گرم شونده و هم نعوظ آور و هم نعوظ پذير و اين دو پاره شدن، بزرگترين آسيب را در سيستم بينايي و ذهني (عدم تمركز و...) و درنهايت به بخش رواني شخصيت ايجاد مي كند.
- زماني كه بدن خود انسان تامين كننده نياز جنسي خود قرار مي گيرد در اين صورت، اين بدن هميشه در همراهي با او است. كم كم او را در يك حالت تحريك جنسي دائم قرار مي دهد چون خودش از خودش لذت مي برد و اين نزديكي فاصله و بدون واسطه وي را به سمت حالت تحريك دايم از خود قرار مي دهد و تحريك پذيري سريع زود و دايم جداي از اثرات مخرب اجتماعي و اخلاقي فرد، موجب خرد شدن پيكر آدمي و پيري زودرس و شكستگي چهره مي شود.
- در ازدواج چون انسان هميشه همسر خود را در اختيار دارد مي تواند نيازهاي جنسي خود را به موقع و از طريقي كه دستگاه خلقت برايش فراهم كرده است، پاسخ گويد. عمل جنسي كه در ازدواج صورت مي گيرد صرفا قرار گرفتن دو جسم مادي در كنار همديگر نيست بلكه اين عمل ظاهري؛ محبت به يكديگر، ايثار و از خودگذشتگي در حق همديگر و بسياري از فوايد روحي و رواني را در پي دارد كه در اين مجال طرح آن ممكن نيست ولي خود ارضايي يك انحراف جنسي است كه عواقب بسيار وخيمي براي فرد به همراه دارد مانند اعتياد و احساس گناه و افسردگي پس از هر بار خودارضايي، كاهش اعتماد به نفس، عدم تمركز حواس، كاهش آستانه تحريك جنسي و زودانزالي و عدم لذت از زندگي زناشويي آينده و...
چنين عوارضي كه به صورت مختصر به آنها اشاره كرديم در هيچ كدام از زن و شوهر كه ازدواج كرده اند رخ نمي دهد.



