سال گذشته را به یاد داریم.بایرن سه گانه گرفت و بهترین در اروپا شد.منچستر با قهرمانی باشکوه برای "رئیس"جشن خداحافظی گرفت.چلسی با قهرمانی در لیگ اروپا ناکامی اش در حذف شدن از چمپیونز لیگ را تا حدودی جبران کرد.بارسلونا قهرمان شد ولی افتش در اواخر فصل مشهود بود.رئال و من سیتی پر خرج هم بی جام ماندند. ولی تیمی که بی شک همه را متعجب کرد دورتموند بود.پسران دوست داشتنی یورگن کلوپ سالی خوب را پشت سر گذاشتند.بعد از قرعه کشی مرحله گروهی چمپیونز لیگ خیلی ها ان ها را حذف شده میدانستند.ولی ان ها بالاتر از رئال و من سیتی به عنوان صدر نشین صعود کردند.شاختار دونسک دردسر بزرگی نبود.و مرحله بعدی دورتموند شگفتی ساز شماره ی 2 را مقابل خود میدید.ان ها با چیزی که اسمی مناسب تر از معجزه نمیتوان برایش یافت به نیمه نهایی رفتند.بعد از قرعه کشی نیمه نهایی پیش بینی های تکراری مبنی بر برگزاری الکلاسیکو در فینال را میشنیدیم. اما دورتموند ثابت کرد که لایق رسیدن به نیمه نهایی بود.ان ها در ورزشگاه خانگی خود رئال را تحقیر کردند.اما ان یک گل ترسناک بود.در بازی برگشت همان چند دقیقه نهایی برای مورینیو کافی بود تا جهت بازی را عوض کند.رئال دو گل زد و چیزی نمانده بود سومی را بزند.اما خدا دورتموند را دوست داشت و کلوپ از پس یه اسپانیایی دیگر هم برامد و باید در فینال به مصاف هم وطن قدرتمند و ثروتمند خود یعنی بایرن میرفت.ان ها در فینال فوق العاده بودند.بازی را بهتر شروع کردند اما فوتبال بی رحم است در واپسین دقایق روبن دروازه وایدنفلر با تعصب را باز کرد که کلوپ جام را از دست رفته ببیند و دورتموند دوست داشتنی بی جام بماند.دورتموند قابل احترام . قبل از اهدای جام به بایرن دورتموندی ها از جایگاه بالا رفتند و بایرنی ها با احترام برای ان ها دست زدند.این دست زدن متفاوت بود.ان ها با نهایت احترام دورتموند را تشویق کردند.حس احترام در چهره ی نویر مشخص بود. اما دست اورد دورتموند تنها فینالیست شدن نبود.ان ها چهره ای متفاوت از بوندس لیگا به جهان نشان دادند.دورتموند بود که نشان داد بوندس لیگا ان لیگ کسل کننده و ماشینی که میگویند نیست.بازی های شناور دورتموند این را به همه ثابت کرد. فصل جدید شروع شد و دورتوند دیگر گوتزه را نداشت اما میختاریان ستاره ارمنی شاختار دونسک که مانند هم تیمی های دیگرش در ان تیم مانند ویلیان و فرناندینیو از تیمش جدا شد و به دورتموند رفت.دیگر خرید دورتموند اوبامیانگ 24 ساله بود.سوکراتیس هم از وردربرمن به خط دفاعی اضافه شد.امید ها به تیم کلوب زیاد بود.ان ها با تحقیر بایرن در سوپر کاپ به پپ خوش امد گفتند.اما اینبار هم دورتموند جزئی از گروه مرگ بود.همراه با دو تیم دوست داشتنی دیگر یعنی ارسنال و ناپولی. روز های تاریک دورتموند شروع شد.ان ها با وجود عملکردی متوسط اول شدند.ولی اختلاف 12امتیازی با بایرن و رتبه ی چهارم در جدول ان هم در بوندس لیگا خیلی ها را نامید کرد.صف مصدومان هم هر بار عضو جدید را در خود میدید. هواداران امید وار به ژانویه برای خرید های جدید بودند.هر چند که برای قهرمانی دیر بود.ولی ان ها میخواستند در چمپیونز لیگ خوب باشند و رتبه ی دوم بوندس لیگا را پس بگیرند. اما باشگاه اعلام کرد خرید جدیدی در ژانویه نخواهند داشت تا هواداران در شوک فرو روند. دورتموند تیم با شخصیتی است.کلوپ توانایی این را دارد که بدون خرید جدید هم تیم را قدرتمند نگه دارد.اما نزدیک شدن به ژانویه بر تن دورتموندی ها لرزه انداخت. بارسا هوملس را میخواهد.منچستر برای خریدن رویس سرمایه گذاری میکند و رئال هم گوندوغان خلاق را برای میانه میدان میخواد.شاید بتوان امیدوار بود این ها فقط شایعات بی اساس روزنامه ها باشد.اما تجربه ی تلخ گوتزه همه را ترسانده.به خصوص که بازیکنان دورتموند در سنی کم بهترین بازی ها را ارائه میدهند و هر تیمی دوست دارد چنین بازیکنانی را داشته باشد اما اوضاع زمانی بدتر میشود که طرفداران دورتموند میدانند که لواندوسکی مهاجم فوق االعاده ی ان ها رفتنیست و احتمالا هم بایرن مقصد اوست. کلوب و تیم دوست داشتنی اش شاید خیلی زود دارند مغلوب چهره ی کثیف فوتبال میشوند.در فوتبالی که پول حرف اول را میزند شاید دورتموند دیگر جایی نداشته باشد.شاید موفقیت در این فوتبال مال پولدار ها مانند رئال و من سیتی باشد. اما دورتموند خیلی چیز ها به همه یاد داد. چلسی امسال 20 بازیکن جوان به تیم های دیگر قرض داد.خبرنگاری از استعداد یاب ان ها پرسید:"شما که پول دارید.سرمایه گذاری روی جوان ها چرا؟" استعداد یاب گفت:"جوان گرایی بهترین است.این را دورتموند به ما یاد داد." او حق داشت. بازیکن های دورتموند را کسی نمیشناخت.کلوب با یک نسل فوق العاده خوب قدرت نمایی کرد.ولی این قدرت نمایی به نظر کم دوام است. به هر حال هر هوادار دورتموندی شاید از ژانویه بترسد.مبادا اتفاق خطرناکی بیفتد.مبادا کسی از تیم جدا شود.شاید دیگر امیدی به اضافه شدن کسی نباشد.باید امیدوار بود چیزی از تیم کم نشود.یا بهتر است بگویم: "خدا کند در شهر دورتموند ژانویه زود بگذرد"