علی اصغر یا اصغر قاتل به مردا و پسر بچه ها علاقه خاصی داشت و به شغل بامیه فروشی مشغول بود
از این طریق با پسرهای نوجوان ارتباط برقرار میکرد تا در
سن١٨ سالگی
بخاطر چند فقره تجاوز به
٩سال حبس محکوم شد
بعد از ازادی در سن
٢٧سالگی مجددا بخاطر تجاوز به یه کودک
به دو سال حبس محکوم شد و بعد از ازادی روش کار خودشو عوض کرد و به هرکسی که تجاوز میکرد اونو به طرز فجیعی میکشت و جنازه اونارو توی روخانه ، قنات ، و کوره و چاها مینداخت
(از بچه٥ ساله تا مرد ٣٠ ساله تجاوز کرد)
یکی از بزرگترین جنایاتش این بود
سر٣٣ کودک و پسر بچه رو بعد از تجاوز، با لبه تیز پیت حلبی برید و در لحظه اعدام گفت:
(بنده در تمامِ عمر آرزویم این بود که سرم را بر فراز ببینم و دیگران را زیرِ پا. خب حالا طناب دار را که بالا بکشند به آرزویم رسیده ام.)
۳۳قتل در ۴۱ سال زندگی
این خلاصه زندگی اصغربروجردی یا همان اصغر قاتل، اولین قاتل زنجیرهای ایران است که تیرماه سال ۱۳۱۳ در میدان توپخانه به دار آویخته شد. داستان جنایات اصغر قاتل ابتدایش در عراق بود و انتهایش در ایران. زمانی که اصغر قاتل فهمید به خاطر تجاوز و قتل ۳۳ پسر جوان و نوجوان قرار است اعدام شود گفت:
اینها یک عده بیپدر و مادر هستند؛ بیسروپا و خوشگلاند. اینها دشمن مملکت هستند. به این جهت آنها را کشتهام ,من چند ولگرد و مجهولالهویه را کشتم، شما بهخاطر آنها مرا میکشید؟
سابقه کشت و کشتار در خاندان اصغر ریشهای تاریخی دارد. پدربزرگش لطفعلیخان از راهزنان مشهور منطقه بروجرد و پدرش علیمیرزا دزد و قاتلی بنام بود. علیاصغر پس از کشته شدن پدرش به بهانه زیارت به عراق میروند در بغداد ساکن میشوند.
اصغر در عراق در قهوهخانه برادرش کار میکرد و از همین طریق دست به جنایت میزد. «درعراق در قهوهخانه برادرم هر چه پول میگرفتم خرج اطفال میکردم. تا اینکه به علت فریب دادن ۵ بچه از فرزندان متمولین آنجا و فریب دادن آنها، ۹ سال حبس کشیدم. پس از آزادی، از برادرم خواستم که برایم زن بگیرد ولی قبول نکرد. دیگرهمیشه با اطفال بودم تا اینکه یک شب یک شاگرد نجار به نام حسن را فریب دادم، با پنج نفر دیگر به او تجاوز کردیم، به خاطر همین دو سال حبس کشیدم و از طرف محکمه تحت نظر پلیس بودم. هر شب پلیس در خانه میآمد و بودن مرا در خانه کنترل میکرد، تصمیم گرفتم به هر پسری که تجاوز میکنم، او را به قتل برسانم، در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم، اغلب جنازه را در شط غرق میکردم. آخرین بچه را که میکشتم کودک دیگری مرا دید و به طرف شرطه دوید که من از همانجا به ایران فرار کردم.
لحظه اعدام http://8pic.ir/images/ibrf9sf11crt11v9mxsz.jpg
.............
به کانال ما بپیوندید
https://telegram.me/SupernaturalGroup