من عاشق دختری شدم...چن ماهی هست..واقعا دل و باختم..ایشون تو فروشگاه زنجیره ای کار میکنه...چیزی نمیدونه. اما شاید شک کرده چقد میرم خرید..خریدای الکی..تا ساعت 10 ک شیفت تموم میشه و تعطیل...میخوام برم جلو همه چیو بگم همه چی...کمکم کنید ک اصن چی بگم...از کجا شروع کنم استرس بدی دارم... شاید فقط چند دیقه وقت داشته باشم...