طرفداری- قبل تر از تاتنهام صحبت می‌کردید در ذهن اکثریت یک تیم متوسط، گاهی خوب گاهی بد، بی ثبات، نه چندان بزرگ، غیر مدعی، نامطمئن در بازی های بزرگ و هزاران نکته منفی تداعی می‌شد. یعنی تیمی شبیه به چیزی که تاتنهام "تیم شروود" بود.

تاتنهام مدتی است که شباهتی به تعابیر ذکر شده ندارد. آنها متوسط نیستند. اکثر مواقع خوب هستند و ثبات دارند. اما چه شد که پیشرفت کردند؟ پیشرفت آنها متفاوت بود. شبیه هیچ یک از الگوهای دنیای فوتبال نبود. تاتنهامی ها مبلغ سنگینی که جلب توجه کند پرداخت نکردند. آنها مربی ای که تیتر اول روزنامه ها باشد را جذب نکردند. آنها حتی یک ابر قهرمان مانند سیمئونه یا جیمی واردی هم نداشتند که به یکباره با چوب جادویش همه چیز را عوض کند.  عامل تحول تاتنهامی ها در یک کلمه نمیگنجد. تاتنهامی ها یک پروسه منطقی را طی کردند. یک برنامه ریزی خوب، اعتماد به یک مربی جوان که هیچوقت تیتر یک روزنامه ها نبود و پر کردن تیم از مهره هایی با استعداد و امروز می‌توانند راضی باشند.

نمی‌خواهم عامل موفقیت آن ها را چند مولفه ای کنم. میتوان این عوامل را در کنار هم آورد و در یک مفهوم خلاصه کرد. اگر پیگیر لیگ انگلستان باشید با جو حاکم در آن آشنا هستید. باشگاه های انگلیسی عموما پر سر و صدا هستند. آن ها عادت دارند بلند پروازی ها و برنامه هایشان را در گوش رسانه ها فریاد بزنند و برای رقبا خط و نشان بکشند و قیافه مدعی ها را بگیرند. گاهی این سر و صدا به قدری زیاد می‌شود که مربی و بازیکنان زیر بار فشار له میشوند و بلند پروازی های باشگاه به سرعت به بن بست میخورد. اکثر باشگاه های انگلیسی این سر و صدا را تجربه کرده اند و خود را تحت فشار قرار می‌دهند. گاهی این فشار یک گام مثبت است. این سر و صدا در رسانه ها پس از پیوستن یورگن کلوپ به لیورپول تبدیل به شوکی شد که لیورپول به دنبالش بود. سر و صدای رسانه ای پیوستن گواردیولا به من سیتی همان خود باوری ای بود که بازیکنان نیاز داشتند و برای آن ها عامل پیشرفت بود.

از طرفی دیگر سر و صدای رسانه ای همیشه خوب نیست. کیو پی آر را به یاد بیاورید. چند مهره صاحب نام جذب کرد و انتظارات را بالا برد اما  بدترین عملکرد ممکن را با هری ردنپ داشت و در پایان فصل حتی نتوانست در لیگ برتر باقی بماند. اورتون بارها به طرق مختلف من جمله جذب لوکاکو با مبلغ بالا و حفظ استونز در تیم توانست چهره یک مدعی را به خود بگیرد. اما در طول فصل در مقاطع حساس پر از اشکال بودند و فاصله زیادی با چیزی داشتند که در ابتدای فصل به نظر می‌رسیدند.

اما تاتنهامی ها در یکی دو فصل اخیر تمایلی نشان نمی‌دادند که خود را با این شرایط مواجه کنند. آنها در اوج سر وصدای رقبا از جو رسانه ای فرار کردند و بی سر وصدا عمل کردند. زمانی که تمام خبر گذاری ها پر بود از اخبار مرتبط با غول های منچستر و تفکرات کونته و برنامه های ونگر برای خرید تاتنهامی ها و تا حدی لیورپولی ها؛ آن ها توجه کسی را جلب نکردند. آنها به آرامی در نقاط مختلف زمین خود را تقویت کردند. این آرامش بار ها به کمکشان می آمد.. در بازه ای که نتایج افت می‌کرد پوچتینو فشار زیادی را حس نمی‌کرد و با آرامش بر روی نقاط ضعف تیمش کار می‌کرد. هنگامی که ستاره های تیم با افت مواجه می‌شدند موجی از انتقاد به سویشان نمی آمد و با حفظ تمرکز به فرم ایده آل باز می گشتند. نقطه مقابل این موضوع را یونایتدی ها را تجربه کردند. رسانه ها  همه منتظر فرم بد از پوگبا هستند تا دیگر به او اجازه برخواستن مجدد ندهند. فشاری که مورینیو و رونی و دیگر ستارگان هم آن را حس می‌کنند. مسلما بزرگترین نام انگلستان بودن همیشه خوب نیست!

 

هر چه قدر که باشگاهی مانند منچستر یونایتد تحت فشار باشد تاتنهامی ها در آرامش به سر می‌برند. آرامشی که بسیار به سود آنها شده. تاتنهامی مزد سیاست هوشمندانه خود را می‌گیرند. در اوج سر و صدای انگلیسی ها، تاتنهامی ها متواضعانه جلو می‌روند و حالا همه آنها را به عنوان یک مدعی واقعی جدی می‌گیرند. یادمان نرود حتی در فصل گذشته تمرکز همگان روی لستر سیتی بود. نه تاتنهام! شاید پایان این دوره برای آن ها با یک عنوان همراه نباشد. اما آن ها تا به امروز هم توانستند پیشرفت واقعی را تجربه کنند! یادمان نرود مدتی قبل تاتنهام به قدری از سهمیه دور بود که عده ای بر این عقیده بودند که تاتنهام از طریق قهرمانی در لیگ اروپا شانس بیشتری برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان دارد. اما در فصل گذشته تاتنهام نه تنها موفق به کسب سهمیه شد بلکه در قامت یک مدعی قهرمانی ظاهر شد! بپذیرید که آن ها تا همین الان هم به چیزی که می‌خواستند رسیده اند!