احتمالا فیلم نوح رو دیدید... فیلمی پر ستاره که مورد توجه مخاطب نبود... دلیلش هم واضحه... نه فقط ما ایرانیا بلکه خیلی‌ها تو دنیا تصویر دیگه ای از داستان نوح داشتن و خب مسلما نمیشد راسل کروی عصبانی رو به یک پیامبر تشبیه کرد! یعنی نوحِ دارن آرونوفسکی که فقط 6 فیلم تو کارنامه ش به عنوان کارگردان داره، در واقع هیچ شباهتی به شخصی که "پیامبر" نامیده میشه نداره. بگذریم... احتمالا به خاطر تعریف های زیاد از بازی ناتالی پورتمن، فیلم Black Swan رو هم دیدید... اما مهم‌ترین اثر کارنامه آرونوفسکی چیه؟ دنیا ابدا به اون آرمانشهر وعده داده شده نرسیده. در حالی که ما آمریکا رو در فیلم‌های پر زرق و برق هالیوودی می بینیم، 16 سال پیش این کارگردان جسور، Requiem for a Dream رو خلق کرد. یک اثر خارق العاده که همه چیز اون توی اسمش خلاصه میشه... بیاین مردم جهان سومی رو کنار بذاریم. در تک تک نقاط دنیا، چه در کشورهای پیشرفته اروپایی و چه در سایر جاهایی که رفاه و آسایش هست، رویای زندگی در آمریکا به وضوح دیده میشه.... نگه دارید تا یه خلاصه ای از داستان فیلم رو داشته باشیم... هری ( یک پسر جوان سفید پوست )، به همراه تایرون ( دوست سیاه پوستش ) و دوست دخترش ماریون، اشاره ای هستند به قشر جوان جامعه ایالات متحده آمریکا. کاراکتر مکمل اون ها سارا گلدفارب، زنی مسن هست که مادر هری محسوب میشه. هری برای جور کردن پول مواد حتی به تلویزیون خونه خودشون هم رحمی نمیکنه و این در حالیه که مادرش فردی وابسته به تلویزیونه. به شکلی که بر اثر پرخوری و نشستن مداوم در مقابل تلویزیون، به شدت چاق و فربه شده... آرزوی هری پیشرفت و پولدار شدن به همراه تایرون و ماریون از طریق کسب و کار مواد مخدره و تنها آرزوی مادر پیرش که همیشه با مقداری پول، تلویزیونی که هری به سمسار فروخته رو به خونه بر میگردونه، رفتن به برنامه تلویزیونی و دیده شدن هست... بیشتر از این توضیح نمیدم... نام فیلم مرثیه ای بر یک رویاست و این فیلم هم اشاره ایه به رویاهایی که زیر سنگین رسانه‌ها، وحشتناک بودن اون ها رو نخواهید توانست که ببینید! از شروع رویا تا پایان اون، تراژدی دردناکی منتظر شماست. این فیلم رو از دست ندید اگر ندیدید... فیلمی که فقط آرونوفسکی میتونه اون رو در شروع کثافت‌کاری‌های قرن 21، بسازه...