شهاب احمدی / طرفداری شاید خوش بین ترین هواداران سیتی نیز تصور نمی کردند تیمشان با سرمربی جدید این قدر زود جاده ی موفقیت را پیدا کند، اما مانو پلگرینی زودتر از آنچه که تصور می شد توانست به اندیشه های تاکتیکی اش جامه ی عمل بپوشاند. سیتی این روزها از همیشه بسیار نیرومند تر است؛ حتی بیشتر از زمانی که به آن شکل دراماتیک قهرمان لیگ برتر شده بود: فلسفه ی جدید پلگرینی برعکس مانچو اعتقاد خاصی به بازی در کناره ها دارد. خرید بازیکنی همچون ناواس شروع جدیدی برای سیتی محسوب می شد. ناواس بازیکنی است با توانایی هایی کلاسیک در کناره ها. بازیکنی که قدرت حمل توپ و سرعتی خیره کننده دارد و به راحتی می تواند با نفوذ های پیاپی خود در کناره ها اقدام به سانتر هایی کم نقص کند. پلگرینی برای پیشبرد اهداف تاکتیکی اش اما به همین مساله بسنده نکرد، گام بعدی خرید مهاجمی سرزن و نیرومند، همراه با قدرت فیزیکی بسیار زیاد بود. آلوارو نگردو دیگر هموطن پلگرینی نیز در راستای همین فلسفه به خدمت گرفته شد.
پلگرینی در سیتی از دو سیستم 2-4-4 و 1-3-2-4 به تناوب بهره می برد. در هر دو سیستم پلگرینی در اکثر مواقع سعی در استفاده از هافبک هایی فیزیکی در میانه ی میدان دارد. اما این باعث نمی شود که او خلاقیت را از تیمش در میانه ی میدان به کلی دور کند.داوید سیلوا و یا سمیر نصری گرچه در بیشتر مواقع اسامیشان در چیدمان اصلی به عنوان بازیکن کناری سمت چپ عنوان می شود، اما بیشتر از آنکه در کناره ها باشند تمایل به بازی در میانه ی میدان دارند تا سیتی تهی از فانتزی باز در میانه ی میدان نباشد.
پلگرینی به خوبی توانسته است بازی به بازی هماهنگی های مد نظرش در تیم را به وجود بیاورد.یکی از مهم ترین مسائل در همین راستا، هماهنگی خسوس ناواس با دفاع کناری تیم در سمت راست بوده است.جایی که زابالتا حضور دارد و به هماهنگی فوق العاده ای با ناواس دست پیدا کرده است. شاید مرگ آور ترین نقطه ی سیتی نیز سمت راستش باشد. در خط حمله نگردو به خوبی از فرصت هم بازی شدن با جواهری همچون ناواس استفاده می کند و در کنار او آگوئرو نیز به خوبی خلاقیت لازم در خط حمله را به تیم تزریق می کند. نکته ی قابل توجه دیگر که پلگرینی به خوبی در آن نقش داشته است احیای کولاروف است. دفاع چپی با توانایی های بسیار بالا که در فصل گذشته نتوانست آن طور که باید درخشش داشته باشد اما در این فصل به خوبی در سمت چپ کار می کند. پادشاهی به نام یایا بدون شک یکی از بزرگ ترین حسرت های مجموعه ی بارسلونا از دست دادن بازیکنی همچون یایا توره است. بازیکنی که تمامی آنچه یک هافبک میانی باید داشته باشد را یک جا در خود جمع کرده است. اینکه بگوییم یایا توره یک هافبک دفاعی صرف است، بزرگ ترین ظلم را در حق فوتبال کرده ایم!! یایا توره علاوه بر اینکه تمامی وظایف یک هافبک دفاعی را به خوبی انجام می دهد توانایی بازیسازی؛ خلق موقعیت و گلزنی فوق العاده بالایی در حد یک پلی میکر سطح بالای جهانی دارد. توره آمار خیره کننده 9 گل و 3 پاس گل را در این فصل یدک می کشد و به خوبی میانه ی میدان را برای سیتی در اختیار گرفته است. پاشنه ی آشیل
پلگرینی گرچه به خوبی توانسته است اندیشه های تاکتیکی اش را در فاز هجومی پیاده کند اما در خط دفاعی هنوز ناهماهنگی هایی وجود دارد که در ادامه ی راه و به خصوص در جدال نفس گیر در برابر بارسا می تواند برایش دردسر ساز شود. ناستازیچ و کمپانی در صورت عدم مصدومیت زوج ثابت خط دفاعی سیتی را در این فصل تشکیل داده اند اما نا هماهنگی های زیادی میان آن ها وجود دارد. سیتی از تمامی 6 تیم بالای جدول بیشتر گل خورده است و نکته ی قابل تامل تر این است که گل های خورده ی این تیم دقیقا به اندازه ی گل های خورده ی تیمی همچون هال سیتی است!! گرچه مصدومیت های زیاد کمپانی و ناستازیچ در فصل جاری در این نا هماهنگی بی تاثیر نبوده است اما با این حال پلگرینی باید روی خط دفاعی تیمش تامل بیشتری انجام دهد.با توجه به این موضوع که مدافعان کناری تیم در حملات شرکت پویایی دارند، اهمیت هماهنگی مدافعان مرکزی نیز چند برابر می شود.
مانو پلگرینی این روزها تیمی نیرومند و قدرتمند به خصوص در فاز هجومی ساخته است که این توانایی را دارد هر تیمی در لیگ برتر را با تعداد گل های زیاد شکست دهد. اما نکته ی مهم حفظ این روند و همچنین حل مشکلاتی است که سیتی در فاز تدافعی دارد. مهم ترین آزمون پلگرینی و تیمش نیز مرحله ی یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان است جایی که شاید برای اولین بار بتوان به پاسخ این سوال دست یافت که آیا بالاخره سیتی با خرج های فراوانش تیمی در سطج قهرمانی اروپا در اختیار دارد یا خیر...



