این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
تو همیشه کنار من بودی
وقت دلتنگی دل سردم
بعد از آن بوسه ای که بر من زد
پی عشقی دگر نمی گردم
پیش خود از تو شکوه میگویم
که چرا بامن اینقدر سردی
گفتی آخر پی تو می آیم
پس چرا عشق بر نمیگردی؟
گفتی اما نیامدی هرگز
حسرت بوسه ات به جانم ماند
بعد از آن دوست دارمت ای مرد
دیگر عشقی درون سینه نماند
شرح حال تو را نمیگویم
تو از قصه بهار نگو
دل به دل راه دارد ای دلبر
سخن از عشق ماندگار نگو
بعد بوسیدن تو دریا ها
چقدر ناگهان طلاطم کرد
چقدر بی قرار شد ساحل
و برای تو دست و پا گم کرد
تا همیشه نمی برم از یاد
لب سرخ تو را عسل بانو
آرزویم در این جهان اینست
که مرا هم کنی بغل،بانو
مثل شعر فروغ فرخزاد
در دلم آشیانه ساخته ای...
با دل کوچک من ساده
چقدر قصه های ناب بافته ای