امروز یکی از نفس گیر ترین و حساس ترین جدالهای تاریخ دو تیم همشهری من یو ها و من سیتی رقم میخورد.حساس نه بخاطر اینکه قهرمانی لیگ را تعیین میکند که اتفاقا در جام اتحادیه هست .حساس نه بخاطر رقابت دو تیم همشهری و نه بخاطر رقابت ستاره های دو تیم رقیب...اصل حساسیت برمیگردد به ستاره های نیمکت نشین مستطیل سبز این دیدار ...دو مربی تازه وارد یعنی مورینیو و گواردیولا... پپ با چند مساوی و شکست بخصوص چهار گل در کیسه مقابل بارسا تیم سابق این مربی،بحران جدی را پیش روی خود و تیمش می بیند.و مورینیو هم اتفاقا با چهار گل به نقطه حاد رسیده آنهم باز برابر تیم سابقش چلسی.بصورت نمادین دو شکست پر گل دو مربی که خود را باعث و بانی افتخار آفرینی دو باشگاه بزرگ دانسته و فضای عمومی و رسانه ای هم به چنین باوری دامن زده در ذات خود معنادار و کنایه آمیز هست.شاید میگوید اگرچه چلسی مورینیو و بارسای پپ افتخارات زیادی کسب کردند ولی شکست این دو مربی در برابر این دو تیم به کنایه میگوید آن افتخارات الزاما و انصافا نباید تمام به حساب این دو مربی ریخته میشد بلکه شناسنامه و هویت باشگاه های بزرگ هست که به مربیان پرستیژ و اعتبار میبخشد و نه برعکس. در دنیای فوتبال که تبلیغات و کار رسانه ای نقش بسیار پررنگی دارد ستاره سازی و بت سازی جزو لاینفک این حیطه هست.ولی واقعیت این هست که ذات فوتبال است که به بزرگترین افسانه های فوتبال اعتبار می بخشد و نه برعکس.مورینیو بعد از سه گانه مهم با اینتر وارد سانتیاگو برنابئو شد.اگر چه کارنامه موفقی داشت ولی دیری نگذشت که فهمید هرگز نمیتواند خودش رابرندی فراتر از باشگاه بزرگ مادریدی نشان دهد.و همین آغاز فروریختن هیمنه آقای خاص بود که یکی از ابزارهایش در تزریق انگیزه به بازیکنان ، ساختن چهره ای ابرانسان و آقایی خاص از خودش برای ارکان تیم بود.ولی در بازگشت به چلسی این خاص بودن تا حدی مخدوش شده بود.اولین نشانه هایش در تبعات برخورد خوزه با پزشک تیم بود که متوجه شد دیگر همه کنار او نمی ایستند و الزامی نمی بینند که رفتارهایش را تحمل کنند.مورینیو اخراج شد.ولی همچنان مورینیو در رسانه های همان ابرمربی خاص لقب داشت .همین باعث شد سر دست به منچستر برود.ولی در الدترافورد همه چیز فروریخته.آقای خاص نه تنها دیگر خاص نیست که علنا از تحقیر شدنش توسط مرد ایتالیایی گلایه میکند! حالا مورینیو یا باید تسلیم شود یا دوباره برج عاج خود را بنا کند. آنسو پپ گواردیولا، وارث تیم آماده و مدعی فرانک ریکارد به اضافه چندین ستاره که مسی بر صد آنهاست.جامها را درو کرد.همه از سبک پپ میگفتند.گویا بارسلونا با مکتب پپ نفس میکشد.ولی همین بازی اخیر با بارسلونای لوئیس انریکه نشان داد داکترین فوتبالی پپ عامل پیروزی بارسا به تنهایی نبوده که می بینیم لوئیز انریکه همان افتخارات را با سبکی نسبتا متفاوت برای بارسا کسب میکند.پپ به بایرن رفت .برای توجیه و اثبات نظریه بارسلونای پیروز پپ، بایرن آماده و قدرتمند یوپ هاینکس ، بهترین انتخاب برای گواردیولا بود.به نظر میرسد نوعی رندی در انتخاب تیم دوران پسا بارسا برای این مربی باشد.هرگز نتوانست با بایرن افتخارات هاینکس را آنطور که مورد انتظار سران مونیخ هست بدست آورد.و با نتایج خوب در آلمان که عادت بایرنی هاست و نتایج نه چندان خوب در اروپا ، پپ وارد من سیتی شد.حالا همه منتظر بودند که مکتب پپ و جادوی پپ خود را نشان دهد.ولی انچه از بازیهای من سیتی می بینیم نه جادویی در کار هست نه مکتبی خاص میتواند برای سیتی زن ها خلق کند! بدون شک این دو مربیان بزرگی هست ولی گاهی اگزجره کردن های رسانه های و بت سازی و بزرگنمایی هایی برآمده از فطرت کار ژورنالیستی و بخصوص تبلیغات غولهایی را بوجود می آورد که منصفانه بنگریم بیشتر غولهای کاغذی هستند.جادویی ندارند تا جادوگری کنند.معجزه ای هم دستشان نیست.آنها فقط فرصت نمایش بهترین بودن نصیبشان شده وگرنه الزاما بهترین نیستند.... این نوشته در رد یا انکار توانایی های بیشتر برخی مربیان نسبت به بعضی دیگر نیست و به منزله کوچک انگاشتن دو مربی بزرگ اروپا هم نیست ولی به باور نگارنده مبالغه های تبلیغاتی با واقعیت های عینی و عملی فاصله ای عمیق دارند.باور نگارنده این هست که جذابیتهای بازی فوتبال در کنار کار رسانه ای و تبلیغاتی که گردش مالی بسی بیشتری از خود فوتبال دارد عامل ساخته شدن ابرانسانهای فوتبالی میگردد.چه در سطح مربیان و چه بازیکنان...اگر بازیکن و یا مربی ای این پتانسیل را داشته باشد که رکن تبلیغاتی خوبی برای عامه مخاطبان و مردم باشد رسانه ها همصدا با جوزدگی موضعی،از شخص بتی می سازند دست نیافتنی.و چون این بتها همه مصنوعی هستند به گاه فروریختن در صحنه واقعی و عملی برامده از ناتوانی ها و ضعفهایشان،نوعی شوک و حیرت را از سوی افکار عمومی پدید می آورند.خبرنگار از پپ میپرسد چرا از مکتب پپ در من سیتی خبری نیست؟میپرسند پس آقای خاص چرا چنین ذوب و تحقیر شد؟جوابش ساده هست.فاصله زیادی میان پپ یا خوزه و فوج مربیان سطح بالای فوتبال جهان نیست جز به مدد آتش بازیهای رسانه ای....