طرفداری- پاتریس اورا در جدیدترین نسخه مجله اختصاصی باشگاه منچستریونایتد به یادآوری دوستی اش با کارلوس توز - هم تیمی سابقش در منچستریونایتد و یوونتوس - پرداخته است و خاطراتی شنیدنی را درباره این مهاجم آرژانتینی تعریف کرده است. به گزارش سایت رسمی باشگاه منچستریونایتد، کارلوس توز در سال 2009 و در انتقالی جنجالی که با اتفاقات پس از آن جنجالی تر هم شد، از منچستریونایتد راهی تیم همشهری - منچسترسیتی - شد. او پس از قهرمانی دراماتیک منچسترسیتی در لیگ برتر  (2012)، در رژه قهرمانی این تیم با بالا بردن بنری که روی آن عبارت "فرگی، در آرامش بخواب" (معادل عبارت "روحت شاد")  نوشته شده بود موجب خشم سرمربی و هواداران تیم سابقش شد و بیش از پیش مورد تنفر بخش سرخ پوش منچستر قرار گرفت. با این وجود، این دشمنی های فوتبالی موجب نشد تا پاتریس اورا دوستی اش را با "کارلیتو" قطع کند. مدافع چپ کنونی باشگاه یوونتوس در یادآوری دوران دوستی اش با کارلوس توز، چند خاطره را تعریف کرده است که آن ها را در پایین می خوانید.  وقتی توز قرمز را با آبی عوض کرد

کارلوس توز، دوست صمیمی من بود. اما وقتی او در سال 2009 به منچسترسیتی پیوست، من از کار او خوشنود نبودم. من از این موضوع خیلی آزرده شده بودم، چون توز بازیکن بسیار خوبی بود. هر داستان دارای دو رویِ متفاوت است، من این را درک می کنم و می دانم که فوتبال می تواند پیچیده باشد، اما حس خوبی نداشتم وقتی پس از پیوستن توز به سیتی، عکس او را در بنری با عنوان "به منچستر خوش آمدی" مشاهده کردم. این مساله را به خود او هم گفتم: "کارلیتو داری چکار می کنی؟ آن پیراهن (منچسترسیتی) به تو تعلق ندارد. من به خانه تو آمده ام و دیده ام که نزدیک میز بیلیاردت، هنوز عکسی را از خودت با پیراهن منچستریونایتد داری. تو یک "قرمز" هستی. خودت می دانی که از صمیم قلب، یک "قرمز" هستی.

بنر مورد اشاره اورا درباره توز. در سال های اخیر، بنرهایی با این عنوان خاص و با چهره های متفاوت در شهر منچستر دیده شده اند که از جمله آن ها می توان به بنرهای مربوط به رابین فن پرسی و لوئیس فن خال اشاره کرد.

در ارتباط بودن با همدیگر به قیمت بر انگیختن خشمِ سر الکس فرگوسن

من و توز کمی با هم شوخی می کردیم و با هم صمیمی بودیم و آقای فرگوسن خیلی اوقات از این مساله عصبانی بود، مخصوصاً وقتی عکس ما را در روزنامه ها می دید که بیرون یک رستوران در کنار هم هستیم. فرگوسن دلش نمی خواست که بازیکنانش با بازیکنان سیتی دمخور شوند، تیمی که در حال تبدیل شدن به تیمی بسیار قدرتمند تر از گذشته بود. اما من فقط یک فوتبالیست نیستم، من مردی هستم که به دوستانش وفادار است و کارلیتو دوست من بود.

دوست و دشمن در عین واحد

به توز می گفتم: "گوش کن کارلیتو، ما دوست هستیم، اما سعی نکن با من صمیمی و خوشرو باشی. سعی نکن با من دست بدهی و پیش خودت فکر کنی که همه چیز بین ما خوب خواهد بود". او به این حرف هایم می خندید. او می گفت که سیتی، یونایتد را کنار خواهد زد، اما فکر می کنم که او همچنان در اعماق قلبش نسبت به منچستریونایتد احساس علاقه می کرد. توز یک بار به من گفت که تا همیشه به هواداران منچستریونایتد احترام خواهد گذاشت. می دانم که او برای سیتی خوب کار کرد، می دانم که او برای آن ها بازیکن خوبی بود، اما توز به همراه منچستریونایتد قهرمان لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا شده بود. او در بهترین تیم جهان بازی کرده بود. او دیگر نمی توانست این ها را فراموش کند.