قضاوت صفر و صد، سیاه و سفید، در مورد انسانها، فقط به درد هژمونی حاکم خواهد خورد که هر کس را بخواهد تخطئه کند و هر کس را صلاح دانست تبرئه
.
مسی شاید در فوتبال به سطح مارادونا رسیده باشد! اما چیزی که مارادونا را متفاوت نگاه میدارد و دست نیافتنی، همین سیاسی بودن مارادونا است؛ همین در بطن اجتماع بودن و خواستگاه و خاستگهای اجتماعی مارادوناست. دست خدا فقط یک گل با دست و دور از چشمان داور نبود! انتقام مردمی بود که در زمین چمن از استعمارگران انگلیسی گرفته می شد! وقتی چگوارا و کاسترو را به عنوان بهترین دوستاش معرفی می کرد و عکس چگوارا را به عنوان خدای زمینی روی بدنش خالکوبی میکرد میخواست فریاد خاموش کل امریکای جنوبی باشد در مقابل ظلم امپریالیسم امریکا! او فوتبالیستی بود که بغض مردم شیلی، و نگاه های مات سالوادر النده بود زمان کودتای امریکایی پینوشه را می فهمید...
مسی اما فقط یک فوتبالیست است، همین، نه بیشتر نه کمتر! با درامد میلیون دلاریش سرش را انداخته پایین و بی توجه به اطرافش و واقعیت دنیا، تمام این سالها تنها چیزی که براش مهم بوده رفاه خود و خانواده اش بوده و بس.
مارادونا ایرادهای بسیاری زیادی دارد! اما کیست که ایرادی نداشته باشد!؟ مباحث اخلاقی مبحثی است که به قطع مارادونا در آن نمره قبولی نخواهد گرفت! اما با همه این ها اگر قرارمان به مقایسه باشد، مارادونا در بین فوتبالیستهای تمام دوران به قطع دست نیافتنی است، فراتر از مسی! و این فراتر بودن تنها به خاطر بردن کاپ جام جهانی بالای سر نیست!
تولدت مبارک دیگو