طرفداری - 31 ژانویه 2011 روزی که لیورپولی‌ها دوست دارند آن را فراموش کنند. فرناندو تورس یکی از محبوب‌ترین بازیکنان لیورپول با درخواست خروج خود راه را برای انتقال به رقیب لیگ‌برتری چلسی هموار کرد.  این انتقال با 50 میلیون پوند اتفاق افتاد و رکورد انتقال بازیکن بین دو تیم بریتانیایی را جابجا کرد. به تصمیم کنی دالگلیش و دیمین کومولی ، اندی کارول از نیوکاسل با 35 میلیون پوند جانشین وی در آنفیلد شد. کارول جوان گران‌ترین بازیکن بریتانیایی تاریخ و گران‌ترین خرید تاریخ باشگاه لیورپول لقب گرفت.

کارول با مصدومیت به آنفیلد آمد و دو ماه برای نخستین بازی خود با پیراهن لیورپول منتظر ماند. او زندگی سختی با شماره 9 در آنفیلد داشت و در طول 18 ماه حضور در باشگاه کمتر توانست جای خالی تورس را پر کند و عمدتا سوارز عهده‌دار خط حمله لیورپول بود. کارول تنها 6 گل در 44 دیدار در لیگ به ثمر رساند و به نوعی می‌توان وی را مسبب اخراج کومولی و دالگلیش دانست. با ورود راجرز از تیم کنار گذاشته شد. راجرز کارول را با چشم انداز انتقال دائمی به وست‌هام قرض داد.

خط حمله لیورپول با حضور کارول و سوارز به نوعی میکسی از دو سبک بازی در کنار هم بود که هیچگاه آنطور که باید جواب نداد. نه سوارز طرفی از حضور یک مهاجم قد بلند و قدرتی در کنار خود بست و نه کارول توانست از حضور یک مهاجم تکنیکی و تا اندازه‌ای خودخواه در کنار خود استفاده کند. حقیقت این بود که سوارز به بازیکنی در کنار خود نیاز داشت که بتوانند با کمک یکدیگر از سد دفاع حریف بگذرند و قدرت حفظ توپ را نیز در کنار قدرت گلزنی داشته باشد و از طرف دیگر کارول برای خط حمله‌ای تک نفره مبتنی بر سانتر از جناحین ساخته شده است. همکاری این دو هیچگاه به مانند همکاری کیگان و توشاک در دهه 70 عملی نشد.

راجرز با ایده استفاده از یک مهاجم کاذب به جای وی قصد داشت در روزهای پایانی نقل و انتقالات تابستانی کلینت دمپسی را از فولهام به خدمت بگیرد که با توجه به پیشنهاد بالاتر تاتنهام این بازیکن در لندن باقی ماند. در نیم فصل ابتدایی لوئیس سوارز به تنهایی بار گلزنی تیم را به دوش میکشید و زدن 18 گل تا اینجای کار موید پیشرفت قدرت گلزنی سوارز زیر نظر تاکتیک‌های هجومی راجرز است.

در اولین روزهای نقل و انتقالات زمستانی دنیل استاریج از چلسی با قیمتی معقول به لیورپول پیوست. با وجود او لیورپول به سرعت خود را به عنوان تیم بهتر و گلزن‌تر معرفی کرده است. شماره 15 جدید لیورپول در همین فرصت کم به درک بسیار خوبی از بازی در کنار سوارز دست یافته است و این دو توانسته‌اند زوج هجومی خطرناکی را به وجود بیاورند. پس از رفتن تورس لیورپول برای اولین بار در نوک خط حمله مهاجمی را داراست که می‌تواند با سرعت و قدرت خود برای مدافعان حریف ایجاد مشکل کند.

سوارز و استاریج در طول بازی بارها جای خود را با هم عوض میکنند و این مشکلات زیادی برای مدافعان حریف به وجود می‌آورد. با وجود استاریج حالا مدافعانی که پیش‌تر همه حواس خود را باید روی کنترل سوارز میگذاشتند نیمی از توجه خود را به در مورد کنترل استاریج به کار گیرند و این به سوارز فضای بیشتری برای نزدیک شدن به دروازه میدهد. سوارز در پیروزی 5-0 هفته پیش مقابل سوانزی ویران کننده بود و 1 گل زد و 2 پاس گل برای هم‌تیمی‌های خود ساخت. با فرم خوب استاریج، داونینگ و کوتینیو در خط حمله حالا لیورپول می‌تواند به طور کامل‌تری قدر موقعیت‌هایی که سوارز برای تیم ایجاد می‌کند را بداند.

بهترین بازی استاریج در پیراهن سرخ لیورپول تاکنون در مقابل تیم اسبق وی منچستر سیتی بوده است. استاریج یک تهدید ثابت برای دفاع سیتی بود  و به خوبی توانست وظایف خود را به عنوان یک مهاجم همه‌کاره انجام دهد. او 43% از زمان بازی را در محوطه جریمه یا اطراف آن سپری کرد. یک مهاجم 187 سانتی‌متری با حفظ توپ خوبی که دارد همواره به جرارد و سوارز این اجازه را می‌دهد به خط حمله اضافه شوند یا با انتقال توپ به کناره‌ها دفاع حریف را به طرف کناره‌ها بکشد و این برای سوارز و هندرسون فرصت خوبی را به وجود می‌آورد تا از شکاف‌های ایجاد شده به دروازه نزدیک شوند و از پاس‌های او بهره‌مند شوند. با بازی خوب او لیورپول پس از چند سال در آستانه پیروزی در زمین مدافع عنوان قهرمانی لیگ برتر بود و تنها اشتباه رینا به سیتی اجازه به تساوی کشاندن بازی را داد.

 

Image

 

استاریج به سرعت به یک عضو کلیدی از پازل بازی لیورپول تبدیل شده و به سه بازیکن هجومی پشت‌سر خود فضا و آزادی بیشتری برای هجوم میدهد. همچنین قدرت و سرعت استاریج به لیورپول این اجازه را میدهد که با قدرتی بیشتر و کشنده‌تر حمله کند.

در شکست 2-0 خانگی مقابل وست‌بروم مشکل اصلی لیورپول عدم حضور استاریج در میدان بود. تیم کلارک در آنفیلد تا جایی که می‌توانست در عقب و تا جای ممکن نزدیک به هم بازی میکرد. بازیکنان وی با نظم بالا اجازه حملات بازیکنان لیورپول را در نطفه خفه میکردند. لیورپول در این دیدار 56% مالکیت توپ را در دست داشت اما تنها 5.89% آن در محوطه جریمه وست‌بروم بود. لیورپول شوت‌های زیادی به سمت دروازه وست‌بروم داشت اما بیشتر آنها از جایی خارج محوطه جریمه بودند که بیشتر آنهایی که در چارچوب بودند مهار میشدند یا توسط مدافعان بلاک میشدند.

در مقابل این آمار در دیدار خارج از خانه مقابل سیتی 13.08% درصد بود که این چیزی بیش از دو برابر آمار قبلی است. حضور استاریج در نوک خط حمله باعث ارائه عملکردی بهتر از همه بازیکنان هجومی لیورپول میشد. تغییر جای استاریج و سوارز کابوس مدافعان حریفان لیورپول بوده است. هندرسون و داونینگ به طور مداوم در حملات حضور داشتند و جرارد بارها رو به جلو حرکت میکرد و حتی به همین شکل گل زیبایی را به ثمر رساند. هنوز در روزهای نخست حضور استاریج در لیورپول هستیم ولی تغییری که او به وجود می‌آورد به طور کامل قابل مشاده است.


Image

 

برندان راجرز سیستم بازی تیم خود را در هفته‌های گذشته از 4-3-3 به 4-2-3-1 تغییر داده است. سیستمی که در زمان بنیتز به طور مداوم از آن استفاده میشد. آلونسو بازی را از عقب پایه‌ریزی میکرد و تورس و جرارد یک همکاری ویران‌گر در خط حمله داشتند. اما حالا با وجود جرارد در خط میانی سوارز نقش مهاجم کاذب را ایفا می‌کند. موقعیت برای استاریج برای اینکه بتواند نقش مهم تورس در آنفیلد را ایفا کند آماده است. با 4 گل در 5 بازی در لیگ به نظر میرسد او جانشینی خلف برای تورس در لیورپول خواهد بود. 

این مهاجم هوش بالای خود را با بازی‌خوانی عالی در کنار سوارز به اثبات رسانده است. هیچ نشانی از خودخاهی که پیش‌تر در بازی وی میدیدیم در بازی او به چشم نمی‌آید و توانسته همکاری‌های متعدد زیادی را با بازیکنان کناری خود در هر بازی ایجاد کند. او چشم انداز خوبی از پیدا کردن هم‌تیمی‌های خود در دیدارهای گذشته نشان داده و گل سوم لیورپول مقابل سوانزی یکی از نمونه‌های آن بود.

در طرف مقابل سرانجام استاریج به باشگاهی رسیده که می‌تواند استعداد خود را در آن نشان دهد. او که در سیتی قربانی ریخت و پاش های مدیران سیتی و در چلسی قربانی تعویض‌های پیاپی مربیانی با سلیقه‌های متفاوت در باشگاه شد حالا شانس پیشرفت کردن و به بلوغ فوتبالی رسیدن را در باشگاهی دارد که به سرعت در حال کسب محبوبیت در آن است. او نشان داده همیشه تشنه‌ی این است که از خود بازیکن بهتری بسازد و بتواند گل‌های بیشتری به ثمر برساند. همه چیز نشان از یک آینده درخشان برای وی میدهد.