لیگ پانزدهم به نیمه رسیده بود.استقلال مظلومی در صدر پرسه میزد و پرسپولیس برانکو با حواشی گوناگون دست به گریبان بود.کاپیتان پرسپولیس درگذشته بود.نتیجه مناسب کسب نمیشد که بسیاری چنین زمزمه میکردند پرسپولیس در دروازه تا دفاع و حتی هافبک دفاعی نیاز به تقویت ترکیب خود دارد و نفرات پرسپولیس با بی دقتی مربیان قبلی ( درخشان و دایی) خریداری شده اند.سوشا دروازه بانی پرحاشیه و نامطئن به نظر میرسید و دفاع بسیار متزلزل بود.ظاهر امر هم چنین به نظر میرسید که برانکو حتما باشگاه را برای خریدهای جدید تحت فشار بگذارد ولی عملا اتفاق دیگری افتاد.
در این مقطع دومصاحبه انجام شد که سرنوشت تاج مظلومی و حتی تاج امروز و پرسپولیس برانکو تا امروز رارقم زد.در حالیکه تاج مظلومی در نیم فصل اول با قدرت صدر را تا حدی مال خود داشت که قاعدتا نشان از بالانس بودن این تیم از نظر بازیکن بود مظلومی مصاحبه ای کرد و گفت تیم من برای قهرمانی به پنج ستاره جدید در نیم فصل نیاز دارد و ما این را به باشگاه هم گفته ایم و دقیقا در نقطه مقابل که همه پرسپولیسی ها منتظر بودند برانکو برگه ای از فوج بازیکنان جدید بخصوص در دروازه و دفاع را به باشگاه بدهد برانکو در مصاحبه ای ارزشمند گفت که پرسپولیس الان 21 ستاره دارد و هیچ نیازی به بازیکن جدید نداریم و همین نفرات با توانایی بالای خود میتوانند پرسپولیس را مدعی قهرمانی کنند...
همانروز نطفه پرسپولیس نوین گذاشته شود.همانطور که همان مصاحبه مظلومی ناکامی فردای تاج صدرنشین را مسجل کرد.
مظلومی به نوعی تصمیم داشت با آن مصاحبه بگوید که توانسته یک تنه تیمی را که نیاز به چند ستاره تا قهرمان شدن دارد!! بر صدر بنشاند ولی ناخواسته با این گاف خود که شاید برامده از عدم اعتماد به نفس و توانایی فنی اش بود و شاید ناشی از ترس و نگرانی برای ادامه راه، بار سنگینی را از روی دوش خود برداشت و بر روی دوش بازیکنان جوانش گذاشت اینقدر سنگین که آنها تاب نیاوردند و در ادامه راه چنان شد که راحت میشد حدس زد.در اصل اعتماد به نفس و غرور بازیکنان استقلال با آن مصاحبه نابجا و ناپخته درهم ریخت و لی در نقطه مقابل پرسپولیس برانکو با آن مصاحبه که شاید اغراق از سوی برانکو نسبت به نفرات تیمش بود به کمال و انسجام و اعتماد به نفسی ختم شد که از دل آن مسلمان و کمال کامیابی و عالیشاه و رضاییان و طارمی و نوراللهی و احمدزاده و ....بدل به بهترین فوتبالیستهای باشگاهی و حتی ملی ایران شدند بطوریکه نام هرکدام از اینها وزنه ای حتی برای تیم ملی و البته نزد افکار عمومی به شمار میرود حال اینکه بسیاری از اینان بازیکنانی کاملا معمولی محسوب میشدند.
در پایان فصل مشخص بود که عملکرد و نحوه نگرش دو مربی سرنوشت فصل را برای تیمهایشان چگونه رقم زد.واقعیت این بود که در نیمه فصل نه تاج مظلومی و نه پرسپولیس برانکو انتخابهای چندانی را جلوی خود بصورت ممکن نداشتند که به تیم خود اضافه کنند تنها میماند نحوه برخورد این دو مربی با معضلی واحد.تنها اعلام موضع و مصاحبه ها بود که میتوانست باگهای این دو تیم از نظرات نفرات مورد نیاز را ترمیم یا شاید تسکین دهد.
پایان فصل تیم قهرمان نیم فصل مظلومی به تیمی ازهم پاشیده بدل شد که چاره ای پیش پای مدیران تاج جز کنار گذاشتن او نشان نمیداد و تیم مشتت پرسپولیس به تیمی منسجم با همان نفرات قبلی بدل شد که با تفاضل گل قهرمانی را از کف داد .تاج مظلومی با اعتماد به نفس از کف رفته و روحیه متزلزل پای به ادامه راه میگذاشت ولی سرخها با اعتماد به نفس کامل میان تک تک نفرات نغمه قهرمانی فصل بعد سر میدادند و جوری بود که اکثر ناظران فوتبال ایران در ابتدای این فصل جدید پرسپولیس را یکی از شانس های مسلم قهرمانی فصل شانزدهم بدانند.
در ابتدای فصل هم برانکو با نگاهی کارشناسانه اقدام به ترمیم نقاط ضعف پرسپولیس کرد و بیرانوند و امیری و ماهینی و سیدجلال دقیقا آن مهره هایی بودند که نقاط ضعف پرسپولیس لیگ قبل را ترمیم میکردند کاری که حتی مربی جوان و دوست داشتنی تازه تاج باز هم نتوانست برای تیمش انجام دهد که گواه این باشد شاید برای تیمهایی از جنس تاج و پرسپولیس یک مربی خارجی کارآمد و توانا بتواند دوای درد سالهای اخیر آبی و قرمز باشد.
فارغ از علاقه ای که به تاج دارم باید قبول کرد پرسپولیس امروز از نظر فنی وانسجام تیمی و قوام تاکتیکی فاصله ای در خور تامل با تاج منصوریان یا سپاهان ویسی دارد اینکه مربیان خارجی که با چنته پر به ایران می آیند میتوانند منشا خدمات زیادی به این فوتبال باشند...