داستان عشق فوتبالی در26 می سال 1999 تو اون شب رویایی عشقه من به یونایتد آغاز شد. سالی که سه گانه رو بردیم . یواش یواش من بازی های یونایتد رو نگاه میکردم اوایل دهه ی 2000 ، از خودم میپرسیدم چرا فرگوسن روی کین رو بازی میده؟! بعد از مدتی فهمیدم چقد برا تیم مهمه ، اون موقع ها من تو پلی استیشن یا بازی فیفا همش یونایتد رو برمیداشتم اما یادمه خیلی از دوستام رئال ، یونتوس ، میلان اینجور تیم ها رو انتخاب میکردند وقتی میبردم خیلی عشق میکردم ، یواش یواش عشقم به یونایتد بیشتر شد ، با آشنایی از تاریخ یونایتد از جمله بچه های باسبی ، خوده سر مت ، جیمی مورفی ، دانکن ادواردز و بقیه، سقوط هواپیما اون اتفاقات تلخ و دراماتیک فینال FA Cup سال 1958 ، بعد از ده سال از اون حادثه تلخ قهرمان اروپا شدن به عنوان اولین تیم بریتانیایی ، وجود اسطوره هایی مثله جرج بست ( بازیکنی که خیلی دوسش دارم) ، بابی چارلتون ( واقعا اسطوره و بی حاشیه ، در یک کلام مثبت ) و دنیس لاو واقعا شیفته ای یونایتد شدم. وجودی مردی مثله فرگوسن واقعا یونایتد رو متمایز از هر تیمی میکرد ، همه اینها یونایتد رو برام عشق کرد عشق ، خاطرات تلخ و شیرین زیادی رو با یونایتد داشتم ، بازی با پورتو یادمه گل صحیح اسکولز رو آفساید اعلام کردن و حذف شدیم خیلی ناراحت شدم واز مورینیو بخاطر شادیهایش متنفر شدم چون تو ذهنم میموند ،بازی اورتون-یونایتد تو گودیسون پارک رو یادم نمیره که رونی گل زد و اون حرکت رو انجام داد ، دوست نداشتم اون حرکت رو انجام بده ،اما خب وین رونی دیگه، اوایل خیلی پرخاشگر بود واقعا رئیس عالی درستش کرد،نیسلتروی رو خیلی دوس داشتم با رفتنش به رئال خیلی ازش بدم اومد، قهرمانی سال 2006/2007 خیلی بهم چسبید چند سالی بود یونایتد قهرمان جزیره نمیشد اون قهرمانی روح تازه ای به تیم دمید که موجب شد سال های بعدش هم فوق العاده باشیم. برسیم به فینال 2008 وقتی رونالدو پنالتی رو خراب کرد اشک تو چشمام جمع شد ، وقتی ادوین پنالتی رو گرفت و یونایتد قهرمان شد ، تو خونه به خودم میگفت مطمئنم رونالدو بازم میمونه و رئال نمیره ،دقیقا فقط یکسال موند، یادمه وقتی به بایرن باختیم 2010 بعد باخت رفتم تو رخت خواب فقط داشتم گریه میکردم خیلی شب تلخی بود ، بهتره بگم هفته ای تلخ چون شنبه همون هفته هم به چلسی باختیم و در واقع قهرمانی جزیره رو از دست دادیم، گل چیچاریتو تو ثانیه 36 بازی با چلسی 2011 خیلی خوب بود خاطره خوب اما دست های لرزان فرگوسن تو فینال ومیلی فوق العاده بد بود اون لحظه برای اولین بار از فوتبال بدم اومد ، بازی پارسال با رئال بازی برگشت ، اون داور لعنتی ، اون خطای بی هوا ، اون لحظه ای تلخ ، لحظه ای که تمام نقشه های فرگوسن نقشه بر آب شد داشتیم با تفکرات فوق العاده فرگی رئال رو راحت میبردیم اون داور لعنتی همه چیز رو خراب کرد ؛ آخرین لیگ قهرمانان فرگی رو خراب کرد. همیشه با خودم فکر میکردم طی این چند سال بین همه تیم های دنیا از رئال مادرید بزرگ گرفته که افتخارات زیادی داره بهترین های دنیا توش بازی کردن ، از بارسلونایی گرفته که الان حداقل تو این دهه فوق العادست ، از میلان گرفته که ارباب فوتبال اروپاست خیلی جام گرفته اون میلان اگیرو ساچی ، یوونتوس ، اینتر ، بایرن ، لیورپول، آرسنال ، چلسی و... چرا یونایتد؟! چرا یوناتید؟! چرا طرفدار یونایتد شدم ؟! اما انتخابش کردم برای تمام عمر یک لحظه هم پشیمون نمیشم،حتی یک ذره هم عقب نشینی نمیکنم ، حذب باد نیستم ، چه صدر جدول و قهرمان اروپا باشیم ، چه ببازیم ، چه تحقیر بشیم . همیشه به خودم میگفتم بعد از فرگی چه بلایی سر یونایتد میاد ، یونایتد چی میشه ، میدونستم افت میکنیم ولی بعد از چند سال بازم قدرتمند میشیم این همیشه تو ذهنم بود. الان هم بر این باور هستم که بازم برمیگردیم به دوران اوج فقط یک کلمه میمونه LOve United