جیمی کرگر تنها امیدوار بود که انگلیس به جمع 8 تیم برود. فردیناند با دلی پر از حسرت شانسی برای کشورش نمی دید. جان تری هم به نظر نمی رسد برگردد. علی رغم امیدواری مورینیو برای بازگشت کاپیتان، زوج کیهیل و جگیلکا راضی کننده بوده و کارایی فیل جونز در مرکز دفاع و سن بالای تری اجازه بازگشت را به او نمی دهد.
اشلی کول را از یاد نبریم. اشلی وضعیتش از قبل بدتر شده. او حالا در باشگاهش هم نیمکت نشین شده. همان طور که مورینیو گفت او یک حرفه ای بود و اعتراضی نداشت. شاید می دانست که هر چیزی پایانی هم دارد. لایتون بینز هم فوق العاده است. شاید اشلی به برزیل نرود. رایان گیگز را از یاد نبریم. دوستان او در منچستر بارها به او اصرار کردند تا به تیم ملی انگلیس بپیوندد، اما شاید آن ها هم می دانستند که دارند وقتشان را تلف می کنند. او رایان گیگز بود. مردی متعصب. او هرگز به کشورش پشت نمی کرد.
انگلیس بزرگان زیادی دارد که حسرت فتح جام جهانی را به دل دارند که لیست بلند بالایی از آنان وجود دارد. گذشته ها گذشته. هیچ وقت نباید حسرت گذشته را خورد، اما چیزی که دردناک تر است این است که احتمالا باید دو نام بزرگ دیگر را به این لیست اضافه کنیم. دو مرد بزرگ که در غم ها و شادی ها قهرمان بودند. آن دو الگوی طرفداران بودند و جام جهانی شاید قصه ای غمناک باشد بر کارنامه ی این دو مرد. استیون و فرانک را می گویم. دو اسطوره، دو افتخار و دو افسانه. افسانه هایی که شاید پایانی تلخ داشته باشند. این دو مرد آخرین جام جهانی خود را تجربه می کنند.لمپارد با شرایط سنی خود شاید به یورو هم نرسد. فرانک که فصل پیش با نمایش فوق العاده ی خود به جمع 50 بازیکن برتر دنیا راه یافت، نشان داد که هنوز تمام نشده، اما سن زیاد او نشان از چیز دیگری در اینده می دهد.
استیون هم شرایطی مشابه دارد. او در لیورپول کارش سنگین است. او یک رهبر برای تیمش بود. اگر او نبود شاید سوارز میرفت. او هنوز هم نقشی حیاتی دارد، اما مصدومیتش نگران کننده بود. با اوج گیری بارکلی و ویلشر و خود نمایی حتی هندرسون به نظر می رسد که هافبک هم نیاز به تغییر نسل دارد.
جرارد و لمپارد با اراده هستند و می توانند تا جام جهانی روی فرم بمانند و هاجسون را متقاعد کنند که مردان اول برای رهبری میانه میدان در تیم ملی هستند، اما آن ها خوش شانس نبودند. گروهشان سخت بود و هیچ کس به حضور آن ها حتی در نیمه نهایی هم امیدوار نیست، ولی تاریخ دینش را به آن دو کامل ادا نکرد. این چیزی نبود که این دو مرد لیاقتشان بود، ولی نباید ناامید بود. شاید این دو مرد با تاریخ سازی شان بتوانند پایانی باشند بر ناکامی اسطوره های انگلیسی. شاید هر چیزی رخ دهد. شاید تاریخ جام جهانی در برزیل را به پای این دو مرد بنویسند. خدا کند آن دو حقشان را بگیرند. به معجزه اعتقاد ندارم، ولی خدا کند معجزه ای رخ دهد.
ارسالی حنان سعادت



