طرفداری - شامگاه جمعه، حوالی نیمه های شب بود که یک شایعه تلخ، مو به تنمان سیخ کرد. با دیدن خبر درگذشت منصورخان در برخی صفحات اجتماعی، دلمان ریخت و به تکاپو افتادیم. خبری که هر لحظه میگذشت و تایید نمیشد، امیدوارتر و خوشحالتر میشدیم. با رفرش های چندباره خبرگزاری های رسمی و سایت رسمی باشگاه، دلمان قرص شد، پدر هنوز در جوار استقلال باقیست و میتوانیم راحت بخوابیم..
سحرگاه لعنتی جمعه 14 آبان 1395 اما، این خبر بار دیگر بر روی چند کانال تلگرامی و پیج اینستاگرام قرار گرفت. خیالمان راحت تر از شب گذشته بود ولی این بار قصه فرق میکرد. با گذشت لحظات، پوشش این خبر بر روی سایت ها و صفحات اجتماعی گسترده تر میشد. لحظه به لحظه، سایت های بیشتری این مطلب را کار میکردند و دل آشفتگی ما بیشتر. آرزوی تکذیب مجدد خبر، بر دلمان ماند و بعد از اینکه فوج فوج پیام های تسلیت سلبریتی ها را در صفحه گوشی خود میدیدیم، باید خود را برای داغ یک اسطوره دیگر آماده میکردیم..
بعد از ناصرخان و غلامحسین مظلومی، سرطان سومین قربانی خود را از خانواده بزرگ استقلال گرفت. منصور پورحیدری که دو ستاره روی سینه خود را از او داریم، منصورخانی که بقای تاج با نام استقلال را از او داریم، پیشکسوتی که در منسب های مختلف، همواره یار و یاور استقلال بزرگ و تیم ملی بودهاست و منصورخانی که تاج سر همه تاجیهای ایران بودهاست، بعد از دست و پنجه نرم کردن طولانیمدت با عارضه ریوی، سحرگاه امروز، سرانجام دعوت حضرت حق را لبیک گفته و به آسمان پرکشید..
هرچند از افتخارات و زندگینامه سراسر عجینشده اش با فوتبال، ده ها مطلب میتوان نوشت اما همین جمله که بیشترین بازی برای استقلال و بیشترین مربیگری برای این تیم، به اسم منصور پورحیدری ثبت شدهاست، کافیاست که بدانیم چه عزیزی را از دست دادهایم..
روز یکشنبه، آخرین روز حضور منصورخان پورحیدری در مستطیل سبز و دور افتخار این بزرگ مرد، همه خواهیم آمد. یکشنبه روزی است که در قطعه نام آوران بهشت زهرا، پدر همیشگی استقلال در جوار دوست همیشگی خود، عقاب آسیا به آرامش ابدی خواهد رسید. دو دوست همیشگی، دو همسایه ابدی..
روحت شاد بزرگ مرد.. سلام ما را به ناصرخان و غلامحسین مظلومی برسان..


