طرفداری- نتیجه اولیه هم به دست نیامد و در اولین گام دربی سال 78 به نفع رقیب به پایان رسید تا بالاخره مقابل پروین هم شکست بخورد. در هفته های بعدی صدای اعتراضات روی سکوها بلند شد و همچنان درخواست بازگشت حجازی روی بورس بود. پورحیدری تیم ملی را رها کرده بود جایی که برخلاف گذشته تعداد استقلالی های تیم ملی بیشتر هم شده بود، اما استقلال برایش جز تکرار جویدن ناخن هایش چیزی نداشت. روزهای اول رفتنش به استقلال صحبت از بازگشت به تیم ملی هم می شد اما نتیجه دربی بر آن خط بطلان کشید. ولی ورق برگشت ، استقلال قهرمان جام حذفی شد، جامی که گویی بعد از قهرمانی های پرسپولیس در لیگ برای استقلال گذاشته می شود.سال 79 هاشمی نسب به استقلال آمد و سلطه دوساله پرسپولیس پایان داده شد، در دربی دور برگشت سال 79 هرچند استقلال خوب هم بازی نکرد پیروز از میدان خارج شد. منصور پورحیدری مزد صبرش را گرفت. مزد تعصبش...
بازی هفت خرداد 81 وی را برای همیشه از مربیگری استقلال دور کرد. فردای آن قلعه نویی با رخصت از وی سرمربی استقلال شد. جام حذفی را هم وقتی گرفت آن را نتیجه زحمات منصورخان دانست .هرچند در آن زمان کمتر کسی به آن اعتقاد داشت. شب قهرمانی جام حذفی قلعه نویی با همه بچه ها منزل پورحیدری رفتند. با بعضی بازیکنانی که بعدها عده ای گفتند دوست نداشتند استقلال با منصور خان دوباره قهرمان شود!منصور خان آن ها را پذیرفت و دیگر همه چیز تمام شد.
دیگر کسی خواستار بازگشت منصورخان به عنوان سرمربی نشد. وی خیلی راحت نیز آن را پذیرفت. آن چه از او باقی مانده بود این بود که پذیرفته بود گاهی برای ماندن باید رفت و گاهی نیز باید بخشید و حتی فراموش کرد. منصورخان از آن دست افرادی بود که نه کاریزماتیک بود نه حتی برترین! ولی اگر بگوئیم متعصب ترین شاید پربیراه نگفته باشیم.



