‌پایان صفویان‌ ‌در سال 1101 هجری شمسی و در یکم آبان ، با ورود قوای میر محمود قندهاری به اصفهان حکومت دودمان صفوی رسما بعد از 221 سال حکومت پایان گرفت صفویه یکی از مشهور ترین حکومتهای تاریخ ایران است که با رسمیت بخشیدن مذهب تشیع در کشور تاثیر بسیار فراوانی بر تاریخ و فرهنگ ملت ایران و کشورهای مجاور گذاشتند بعد از ضعف طولانی حکومت در کنترل مرزها و قحطی و مشکلات فراوان و همچنین ظلم بیش از حد حاکمان گرجی تبار که از طرف سلطان حسین به قندهار فرستاده شده بودند مردم آن بلاد دست به شورش زدند که در نهایت با محاصره پایتخت شاه حسین بعد از تسلیم شدن و واگذار کردن کاخ و تمام حرمسرا و زنانش، خود شخصا تاج شاهی بر سر میرمحمود نهاد و گفت این خواست خداست محمود تقریبا یکسال اصفهان را محاصره کرد.او دستور داد همه محصولات منطقه نابود شود.خزانه دولت خالی شد و سربازان تنها از محل بودجه‌ای که کمپانی‌های هلندی و انگلیسی مانند هند شرقی به ضمانت جواهرات شاه می‌دادند حقوق می‌گرفتند درباره دلایل سقوط صفوی میتوان علتها را از دوران قبل پی گرفت.شاه صفی نوه و جانشین شاه عباس کبیر بود. تزلزل در سیاست خارجی ایران از دوره سلطنت او آغاز گردید.ازبک‌ها شرق و عثمانی‌ها غرب ایران را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. شاه صفی که از مقابله با سلطان مراد چهارم امپراتور عثمانی درمانده بود با قراردادی بغداد را به عثمانی‌ها واگذار کرد شاه سلیمان فرزند شاه صفی هم به مشکلات عثمانی دچار شد.شیخ علیخان زنگنه خطر عثمانی‌ها را به شاه سلیمان گوشزد کرد اما سلیمان با کمال خونسردی در پاسخ گفت(هرچه می‌خواهد بشود، ما را اصفهان کفایت می‌کند) در دوران حکومت شاه سلیمان، جزیره قشم در تصرف هلندی‌ها بود و ازبک‌ها خراسان را مورد هجوم قرار دادند، زندگی مردم را غارت کردند و بسیاری از مردم بی‌گناه را به قتل رساندند. قزاق‌های روسی به تحریک تزار آلکسی سواحل گیلان را عرصه تاخت و تاز خود قرار داده بودند نقش شاه سلطان حسین در سقوط صفوی ولی از همه بیشتر بود.فساد حکومتی، غارتگری‌های حاکمین شهرها، ولخرجی‌های هنگفت شاه و زنبارگی بیش از حد او که بیش از هزار زن داشت یکی از اینهاست.حتی رسم شده بود زنان زیبا را طلاق میدادند که صیغه شاه شود! شاه سلطان حسین به‌قدری به امور کشور بی‌اعتنا بود که در پاسخ به هر چیزی که به او اطلاع می‌دادند و هر کاری که انجام می‌دادند فقط به گفتن«یخشی دور»(یاخچی دی -بسیار خوب است) بسنده می‌کرد چنانکه یکی از شاعران در اینباره سروده است: آن ز دانش تهی،ز غفلت پر شاه سلطان حسین یخشی دور