این تصویر را بارها و بارها دیده ام و به راستی هربار بعد از دیدنش موهای تنم سیخ می شود ... به راستی این از آن اتفاقات عجیب و غریب دنیای فوتبال بود که هر غریبه و رهگذری که حتی حس خاصی به این ورزش ندارد ، نمی تواند از کنارش بی تفاوت گذر کند باید اعتراف کنم زمانی از باتی خوشم نمی آمد ، هرچند از نظر فنی فوق العاده بود و خطرناک ولی چون بارها در لباس آرژانتین و فیورنتینا به تیمهای محبوبم گل زده بود ، به همین خاطر گلهایش همیشه برایم پیام آور ناراحتی بود ...ولی آخرین روزهای دسامبر سال ۲۰۰۰ چیز دیگری بود...بازی حساس رم که آن روزها با کاپلو آقایی میکرد و فیورنتینایی که برای اولین بار باتی را در لباس دیگری میدید... و ناگهان توپ پشت محوطه زیر پای باتی و او که طبق معمول آسان ترین کار را انجام میدهد ! گللللللل ...همه منتظر واکنش باتی هستند ، می دود ؟ ارام خوشحالی می کند ؟ دعوت به عدم شادی می کند ؟ بی تفاوت به سمت وسط زمین می رود؟ نه ، گابریل طبق معمول غیر قابل پیش بینی است ... حتی شادی مکرر اطرافیانش نیز ذره ای از اندوه او کم نکرده و... بغضی که اسطوره رم را وادار میکند تا او را روی دستانش مشایعت کند و این یعنی نهایت احترام به اندوه باتی ... این گل همه چیز داشت ، عشق در برابر منطق ، بغض در برابر خوشحالی و تجمیع همه احساسات مثبت و منفی به صورت همزمان و تبلور آن در وجود باتی ... دیدن این صحنه ایدئولوژی من رو به فوتبال تغییر داد...