علی بابا:" بچه فقیرو چه به هوس عشق!" " همه نیشو کنایه هاش به جیبای خالیم ولی اونروزا با همه قاطی بود خیلی دوست داشتم اونی باشم که اون میخواد ولی چیکار میکردم وقتی دستم خالی بود!"
میگن سعدی وقتی داشت در یکی ازبهترین دانشگاه های عراق درس میخوند با پشتوانه مالی یکی از آشنا که اسمش سعد بود, یه دختری رو میبینه عاشقش میشه مادر دختره چون میدونست اون آشناش ثروتمند بوده به دخترش گفته بود سعدیرو ول نکنه! ولی وقتی که میفهمه هیچ ارثی براش نخواهد رسید به خواستگاری سعدی جواب رد میده و درآنجا سعدی میگ: گرپول نداری سراغ عشق نرو گر علاقه نداری سراغ درس نرو!
و اتفاقی میوفته که دختره برای دیدن سعدیکه دربیماری افتاده بود میاد که سعدی اون لحظه رو توصیف میکنه: از در آمدی و من از خود بدر شدم گویی از این جهان به جهان دگر شدم!
من این جمله" بچه فقیرو چه به هوس عشق" رو از خیلیا پرسیدم سر بزیر انداخته و باسوز خاصی میگن واقعا درسته!
فکر کنم درسته!
فکر کنم واقعا فقط کسایی درک کنن که واقعا چشیده باشن این دردو!
http://www.vaiomusic.org/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%A8/