داستان از اون جایی شروع شد حدود 3 ماه و 3 سال قبل داشتم خبر های چلسی رو از سایت های دیگه پیگیری میکردم و بر حسب اتفاق اسمی رو دیدم که به نظرم قشنگ ترین اسم دنیا بود طرفداری!
خوب بعدش کنجکاو شدم و رفتم داخل سایت گفتم اوه عجب سایتی چه قدر باحاله چه قدر چینش قشنگی داره و با سرعت بالا اومد اولین بار بود ستون اخبار به چنین شکلی میدیدم سایت طرفداری برام خیلی تازگی داشت ولی انگار همیشه دنبال چنین سایتی بودم و یهو اولین چیزی که به ذهنم رسید قبل این که خبری رو بخونم ثبت نام تو این سایت بود چون فک میکردم حداقل میتونم با ثبت نام تو این سایت بتونم روحیه اندکی به کارکنانش بدم که کارشونو با قدرت ادامه بدن خلاصه رفتیم و ثبت نام کردیم به محض ورود باورم نمیشد پنل عجیب طرفداری رو دیدم که چه قدر حرفه ای طراحی شده بود و یه حس خیلی قشنگ بهت میداد مورد عجیب تر کاربرای طرفداری بودن عین ناباوری چه طور نمیدونم تعداد زیادی از کاربرا اومدن و ورودمو تبریک گفتن واقعا حس خیلی قشنگیه تو یه سایت بیای و این همه آدم تحویلت بگیرن و من از اون روز شدم جز خانواده طرفداری من 3 سال انواع کاربرا رو تو این خانواده دیدم انواع خلقیات انواع جنگ و ستیزا و شادیا رو دیدم و همه اینا روز به روز منو بیشتر شیفته این سایت کرد .
تو این مدت که من اینجام خیلی از کاربرای طرفداری خیلی از دوستان رفتن و خیلی ها اومدن ولی در آخر به نظرم این سایت یه تجربه خیلی قشنگ تو زندگی ما بوده و امیدوارم همین طور هم ادامه داشته باشه و باز امیدوارم مدیران و نویسندگان طرفداری با قدرت هر چه تموم به کارشون ادامه بدن تا معدود دلخوشی های ما، طرفداری وقتی از سرکار و دانشگاه و مدرسه برمیگردیم خونه وقتی فک میکنیم یه چیزی کمه میریم جایی که فک میکنیم مثل خانواده دوممونه و پر از تعامل و جنگ و دعوا و لبخند و شادیو و استرسو کل کلو کل چیزای دیگس از بین نره . واقعا حس قشنگیه خدایا ازت خواهش میکنم این حس قشنگو از ما نگیر.
و در آخر من ممنونم خدا رو که باعث شد این همه مدت پیش شما باشم و همچنان هم از بودن کنارتون لذت ببرم .
خوب برا چی اینا رو نوشتم واقعیتش دلم گفت امروز بنویس سهیل منم نوشتم ولی این هدفم داشتم که بگم از بودن در این جا لذت ببرید چون اگه به نبودش فک کنید میبینید چه لحظات قشنگی رو دارید سپری میکنید و قدر نمیدونید .
موفق و سربلند باشید و در پناه حق