درباره مرد اشتباهات عمدی و کاسب جنجال ; علی ضیا ...
۶۷۳ بازدیدسهشنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱۶:۴۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
یک / حدود يك سال قبل بود كه انتشار يک ويدئوی كوتاه از مجری شناختهشده و نوجوانپسند تلويزيون ايران، دردسرهای زيادی برای او به وجود آورد. اين ويدئو، در كافه علي ضيا ضبط شده بود. جايی كه اين چهره تلويزيونی به همراه دوستانش به تماشای دربی پايتخت نشست و بعد از گل پرسپوليس، شادیاش را به شعار تندی در مورد وضعيت ظاهري سرمربی استقلال پيوند زد. هنوز سلطه كامل تلگرام بر زندگی ايرانیها برقرار نشده بود اما «ضياگيت» به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد. اين ويدئو به اندازهای بازديد و بازتاب داشت كه حتی سطوح بالای مديريتی سازمان صداوسيما را نيز درگير كرد تا آنها در يك حكم خلقالساعه، ضيا را ممنوعالتصوير كنند و فشار را از روي شانههای خودشان بردارند. موضعگيری تند سرمربی استقلال و تهديد او به شكايت از ضيا, ساعاتی كابوسوار را براي اين مجری رقم زد اما درست مثل همه كشمكشهای فوتبالي ديگر، ماجرا به سكانسِ باليوودی گل، جعبه شيرينی و اشك ختم شد. البته كه آن روز، رفتار ضيا با حرفهایگری لازم براي قرارگرفتن در جايگاه يك سلبريتی همخوانی نداشت اما به نظر ميرسيد پخشكردن شادي او در يك جمع خصوصی در اين مقياس گسترده و همه برخوردهای توهينآميز بعدي با اين مجري، كمي بيرحمانه بودند. علايق رنگی علي ضيا اما سرانجام روی آنتن زنده تلويزيون عيان شدند. باوركردنی به نظر نميرسيد اما ضيا بخش عظيمی از برنامهاش در شبکه اول را به بررسی يك شايعه مضحک اينترنتی درباره كمكِ داور به مهدی رحمتي در جريان ضربات پنالتی بازی استقلال-صبا اختصاص داد و تلاش زيادی كرد تا ثابت كند فوتبال ايران با يك داستانِ مافيايی جديد روبرو شده است. اين همان رفتاري بود كه از ويتامين3 تا فرمول1، در همه برنامههای ديگر ضيا ديده بوديم. رنگآميزی يك خيالپردازي عوامانه و فروختن آن در غالب دروغين يك روايت ژورناليستی. زرد بودن. سبک بودن و كاسبيِ جنجال به اسم ماجراجويي رسانهاي.
دو/«سريع، محكم، به چپ». لبخوانی ناقص از صحنه تذكر احمد صالحي به سيدمهدی رحمتی قبل از اولين پنالتي صباي قم در مرحله يك هشتم نهايي جام حذفي، اين باور عمومی را به وجود آورده بود كه داور مسابقه براي گرفتن پنالتی به رحمتي كمك رسانده است. ويدئوي تقابل اين دو نفر از نماي نزديك اما نشان داد كه داور از دروازهبان استقلال ميخواهد كه پس از خواندن دعا به سرعت به طرف بازيكن پنالتیزن بچرخد. اینکه داور مسابقه جهت پنالتی کیوان امرایی را بداند و آن را برای رحمتی مشخص کند، بیش از حد سادهانگارانه و فانتزی به نظر میرسید اما با این وجود گروهی در مورد آن تردید داشتند.اين ترديد در شبكههاي اجتماعي متولد شد و در همين فضا به خاك سپرده شد اما درست وقتي در آستانه فراموشي قرار داشت، علي ضيا با اصراری كودكانه براي اسرارآميز جلوهدادن آن، دوباره جلو فوتبال را ملتهب كرد. او تصور میكرد به يك كشف بزرگ دست زده است و براي بيشتر موردتوجهقرارگرفتن برنامهاش حتي حاضر بود مفهوم مناظره را تا سطح همين بحث عجيب تنزل بدهد. البته كه او اجازه داشت قانع نشود اما اجازه نداشت آنتن زنده شبكه اول تلويزيون را براي بازيیكردن با حقيقت به اجاره خودش دربياورد. درست مثل هميشه، مديران تصميمساز اين سازمان كه مجريشان را به خاطر يك فيلم موبايلی ممنوعالتصوير ميكردند؛ هيچ واكنشي به جنجالسازی اين مجری روي آنتن نشان ندادند. افتضاح جديد ضيا، ديگر به دوربين هيچ تلفن همراهي نياز نداشت. اين بار دوربينهای بزرگ سياهرنگ همه چيز را ثبت ميكردند. در رسانهاي كه سيفون و هويج، متن مهمترين خبرهايش را تشكيل ميدهند و دروغ، سوخت روزانه آن است.
سه/ از آخرين سريال خوبي كه در تلويزيون ساخته شده چند سال ميگذرد؟ آخرين برنامه روتين موفق به جز نود و خندوانه در اين رسانه، چه برنامهاي بوده است؟ صحبت از رسانه ملي، صحبت از يك رسانه به بنبست رسيده است و علي ضيا شايد نشانهای تمامعيار از سقوط آن باشد. دوران غولهای رسانهای و دوران مجريهاي مولف، خيلي وقت است كه به پايان رسيده. حالا تريبون در اختيار آنهايي است كه با لباسهايي شيك از دختران نوجوان دل میبرند. آنهايي كه بيشتر مدل هستند تا مجري. آنهايي كه به هر قيمتي میخواهند فرصت ديدهشدن را به دست بياورند. حتي به قيمت ايجاد درگيري بين هواداران تيمهای محبوب پايتخت. حتي به قيمت شايعهپراكني از طريق رسميترين رسانه حكومتي. آنها فريب میكارند و جنجال درو میكنند. مردان اشتباههاي عمدي در لبخواني. سوار بر امواج افترا. مسلط بر تحقير و كنايه. با قامتهای بلند و ارتفاعِ کوتاه تفکر.


