شکوه :واژه غریبی است تو فوتبال امروزی با موهای رنگ گذاشته و ابروی برداشته و پوست بدون مو و ... . اما واژه شکوه محدود به 1 کیلو ریش و پشم هم نمیشه. شکوه باید در خون انسان باشد. اگه بخواهی باشکوه باشید باید بتوانید زیر فشار یه عشق یه کشور یه باشگاه و ... بال هایت باز کنی و پرواز کنی.
مردی بیشتر از این که فوتبال بازی کنه ، به تحقق رویای دو ملتی که بر آن پادشاهی میکرد میپرداخت. چه ملت ساحل عاج و چه فوج آدم های با خون آبی
مردی که جلوی جمع 2 بار گریه کرد: یک بار نیمه نهایی 2009 جلوی بارسا و بار دیگر فینال 2012 مونیخ. اولی برخواسته خدشه دار کردن غرورش بوسیله داور و نارحت بود که چرا حتی نتوانست داور را مقلوب ملتش کند و دومی به خاطر شادمانی حاصل تحقق رویای یک یک ملت
مردی حتی شکست در مقابل داور را نمی توانست قبول کند
مردی که یا آتش به پا میکرد و یا آتش جنگی را خاموش میکرد
مردی که اگر بهترین مهاجم تاریخ نبوده است اما با شکوه ترین و مرد ترین پادشاه فوتبالی تاریخ بود
مردی که هیچ وقت نا امیدت نمیکرد.
شکوه ،واژه ای که میشه تو فوتبال تبلورش رو تو یه نفر دید: یعنی دیدیر دروگبا
--------------------------------------------------------------
نوشته شده توسط خودم و به بهانه احتمالی بازگشت پادشاه به قلمروش