رفیق روز های خوب رفیق خوب روزها
به زندگی هر کسی نگاهی گذرا بیاندازی دوست دارد کسانی را افرادی را برخی را کمی برجسته تر کمی پررنگ ترکنند یکسری را بیشتر جلوه بدهند بلکه ما بپرسیم چرا ؟ چرا اینان ؟ و بعد آن ها شروع کنند به توضیح دادن و غرق شوند در گذشته
ولی همیشه یکسری نارفیق هستند که می آیند و زخمی بر جان و روح تو میزنند و میروند و تو میمانی و زخم بی تریاق دوست .
خنجر درد دارد ولی خنجر از پشت و از طرف دوست ، از مرگ هم برای آدم بدتر است . بعد میروند و فکر میکنند که چه کسی هستند و چه کسانی را رها کردند و به چه کسانی بی محلی کردن و فلان و فلان ... دریغ ، دریغ ... نمیدانند رفیق باوفا سکوت میکند بلکه نارفیق داستان یاد بگیرد ، بزرگ شود ، کامل شود ... دوصد چندان آه و افسوس که نارفیق نمیداند و نمیداند و نمیداند ...
اما نیمه پر لیوان داستان جالبی دارد . رفیق روزهای خوب ، رفیق خوب روزها ، همیشه ماندگار من ، همیشه در هنوز ها ...
باید عشق ورزید و عشق ورزید و عشق ورزید به کسی که لیاقت دوست بودن را دارد ، عشق ورزیدن به دوستی که هزار بار بدتر از خرما ، بیرونش مغز است و درونش استخوان از کفر ورزیدن به خدا هم بدتر است ، تو را می کِشَد به اعماق چاه تنهایی و باید بسوزی و دم نزنی ... رفیقت را اینگونه بشناس که هم در شادی در کنارت است و هم در غم عصای دستت .
رفیق خوب هست ولی نایاب ، بایست گشت و گشت تا شاید کسی را پیدا کردی که رفیق و مرحم زخم هایت شود شاید هم نه ...
ای کاش همه ی مان یک تو ، یک رفیق داشتیم تا به او تکیه میدادیم و از گذر عمر با او لذت میبردیم ... ای کاش ...
به بهترین رفیق دنیا دکتر ممد خودمون :))