بازگشت قهرمانانه گسترش ده نفره روبروي نگاه بهتآلود هواداران استقلال، دو امتياز حساس ديگر را از تيم عليرضا منصوريان دريغ كرد. تيمي كه باز هم نتوانست برترياش را حفظ كند و باز هم نشان داد كه هنوز به لحاظ جسمي و روحي، براي صعود به رتبههاي بالاي جدول ردهبندي آماده نيست. استقلال با به دست آوردن همه امتيازهاي يك مسابقه به ظاهر ساده، ميتوانست به جمع 4 تيم بالاي جدول برسد و فاصلهاش با صدر جدول را به عدد قابل جبران 6 برساند. آبیها اما در نيمه دوم مسابقه بيش از حد مهماننواز بودند و همه ذخيرههايشان را تقديم حريف كردند. استقلال مسابقه را خوب شروع كرد اما خوب به پايان نرساند تا سرزنش سكوها بعد از چند هفته دوباره از سر گرفته شود. درصد زيادي از اين سرزنشها، به مهاجم گرانقيمت شماره 9 تيم مربوط ميشد. بازيكني كه با يك نمايش دور از انتطار ديگر؛ باز هم نتوانست صداي نعرههاي گزارشگر مسابقه را بلند كند. رضايي، ضعيفترين بازيكن ديروز استقلال نبود. بسياري از مهرههاي تيم عليمنصور سهم بزرگتري در رقم خوردن اين تلخكامي داشتند اما سنگيني بار شكست روي دوشهاي كاوه بود و براي پي بردن اين حقيقت، نگاه كردن به چهره مضطرب او كافي به نظر ميرسيد. آنچه اين روزها خشم و هياهو عليه ستاره خط حمله استقلال را به اوج رسانده، به تصويري برميگردد كه اين بازيكن در تابستان از خودش ساخت. تصوير سوپراستاري كه قرار است ناجي آمار هجومي ضعيف استقلال باشد. او ميتوانست با مبلغ و فشار كمتري به تيم تازهاش بپيوندد اما انتظارها از خودش را به اوج رساند. ريسك بزرگي كه شايد هيچوقت نتيجهبخش نباشد. كاوه در تابستان، آرامش را از خودش گرفت و فراموش كرد كه حبابهاي بزرگتر؛ راحتتر ميتركند.
اگر از همه آن بزرگنماييهاي رسانهاي عبور كنيم، كاوه رضايي نهايتا يك مهاجم متوسط اما مستعد است. مهاجمي با آمار ضعيف شش گل در ليگ پانزدهم كه هنوز فاصله زيادي با استاندارهاي يك ستاره تمامعيار دارد. او حتي ذر ذوبآهن نيز هرگز يك قاتلِ درون محوطه نبود اما كمتر زير ذرهبين قرار داشت و همين دور بودن از مركز توجه، موجب شد مديران ليگ برتري در تابستان به همه سازهاي او برقصند. اين اتفاق در حالي رخ داد كه حتي در روزهاي رقابت نزديك اين بازيكن با مسعود حسنزاده در ذوبآهن، كيروش ترجيح ميداد مسعود را به تيم ملي دعوت كند و تمايلي به استفاده از كاوه نشان ندهد. فصل نقل و انتقالات، زمين بازي كاوه رضايي بود. بازي كرد و بازي داد. چرخيد و چرخاند. با مديران پرسپوليس نشست و با مديران استقلال بلند شد. همين شلوغكاريها، همين بندهاي متعدد و صفرهاي طولاني قرارداد؛ حالا بهانهاي براي قضاوت كاوه است. قضاوت مهاجمي كه كم گل ميزند و زياد پول ميگيرد. كه در تابستان روي بورس است و در زمستان؛ با دستهايي روي صورت در حال حسرتخوردن.
براي كاوه؛ دنيا هنوز به اخر نرسيده. هنوز هيچ چيز تمام نشده. هنوز زمين هست و توپ و دروازهبان حريف و لباس آبي. او هنوز فرصت دارد تا ثابت كند به بدي نمايشهاي اين هفتهها نيست و استعداد تبديلشدن به يك ستاره سرنوشتساز را دارد. كاوه بايد هر چه سريعتر درخشش و گلزني را آغاز كند تا هم استقلال را از بحران برهاند و هم اجازه ندهد در تابستان بعدي، ناماش به جاي تيترهاي يك به يك ستون كوچك در صفحه هفتم روزنامههاي ورزشي تبعيد شود.
http://www.dgcatalog.com/679-yotaphone-2-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%81%D9%88%D9%86-2-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%A7-2-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4.html