هرگز قصد ورود به نقد رفتارهای رسانه ای در قبال حرکت ارزشمند سارا خادم الشریعه را نداشتم، اما برخورد با این خبر که؛ رئیس کمیته ملی المپیک برای تقدیر از سارا دست به کار شده و از کمیته بین المللی المپیک خواسته او را به عنوان ورزشکار با اخلاق سال معرفی کنند، مرا بر آن داشت در قبال این موضوع واکنش نشان دهم و از آن به عنوان بهانه ای برای نقد ساختار معیوب الگوسازی اخلاقی در جامعه ایرانی استفاده کنم. سارا از حق احتمالی پیروزی خود می گذرد، زیرا سارا می داند پیروزی بر حریفی که بیمار است ارزش چندانی ندارد، این تفکر و اقدام سارا ارزشمند است، اما سارا برای تحقق این تفکر خود، باید به یک «تبانی» یا مچ فیکسینگ دست بزند، یعنی او و حریفش تصمیم می گیرند بازی را در سریعترین زمان ممکن مساوی تمام کنند. این تصمیم قطعاً دو طرفه بوده است؛ زیرا تصمیم یک طرفه تساوی در یازده حرکت کاملاً غیر منطقی است. بازی با تساوی تمام می شود و حریف به بیمارستان باز می گردد. گرچه این حرکت سارا می تواند از منظر اخلاق ارزشمند تلقی شود، اما نحوه تحقق آن مستلزم «تبانی» است. امری که قطعاً از سوی نهادهای بین المللی و به ویژه فدراسیون بین المللی شطرنج پذیرفته شده نیست. آن ها با اطلاع کامل از وضعیت ورزشکار اوکراینی مسابقه را برگزار کردند و این اقدام آن ها در راستای اجرای بی قید و شرط قانون بوده است. قانونی که عمل به آن، از منظر نهادهای بین المللی، فعلی کاملاً اخلاقی و ارزشمند تلقی می شود. کاش دوستان کمیته ملی المپیک قبل از همراهی با موج شبکه های اجتماعی و نامه نگاری با نهادهای بین المللی، کمی بیشتر پیرامون این موضوع و جنبه های مختلف آن تأمل کنند. ضمن اینکه از نظر من سارا خادم الشریعه، به عنوان یک قهرمان و سفیر محیط زیست، شایسته احترام و توجهی بی پایان است. رضا شجیع*