توی خونه نشسته بودم و جلوی تلویزیون داشتم فوتبال میدم.دیدم یه مربی با قدی بلند و یه عینک روی چشمانش داشت دلبری میکرد.برای من؟ نه فقط من بلکه طرفداران دورتموند و دوستداران فوتبال..میخندید و عشق هم با او همراه بود..گویا او تنها آرزوم بود که سرمربی لیورپول بشه.لیورپول که میگم فقط روی کاغذ نوشته میشه من بهش میگم عشق.بلند شدم که برم اینترنت ببینم اسمش چیه و چند سالشه..گفتم ای کاش انگلیسی باشه و سرمربیگری باشگاههای انگلیس آرزوش باشه..چشمم رو بستم و با خیال اینکه سرمربی لیورپوله داشتم لذت میبردم،که گزارشگر بازی گفت اسمش یورگن و فامیلیش هم کلوپه..موهای بلند زرد و ریش هایی که بهش معصومیت میداد در کنار دو دوست همیشگیش.دو دستیار و دو برادر هم فکرش..عاشق دورتموند شدم نه برای فوتبالی که بازی میکردن و نه بخاطر تماشاگران فوق العاده ایی که داشتن،عاشق کارهای کلوپ شدم در کنار زمین.انگیزه دادانش مثل تیپ ظاهریش فوق العاده بود یه مربی فوق العاده خوشتیپ و خوش رو.معشوقه ام شد تا اینکه فهمیدم دو قهرمانی با دورتموند توی بوندس لیگا آورده بعد تعجب کردم که بوندس لیگا و قهرمانی تیمی به جز بایرن بزرگ.شاخ در آوردم و پس علاقه ام به شخصیتش فراموش کردم و به علاقم به بار فنیش بیشتر شد.فینال بود و فینالی کاملا آلمانی..سال ۲۰۱۳ بود و یک مربی کار بلد مثل هاینکس در کنار معشوقه من.آرزو میکروم که دورتموند ببره که عشقم بعد بازی لبخند بزنه ولی نشد که نشد..تا اینکه از دورتموند رفت و گزینه منچستر هم بود.خبرش داشت دیوونه ام میکرد.رقیب همیشگی الان به مربی مورد علاقم علاقه داره.نشد که نشد و الان مربی لیورپوله..عشق به عشق رسید و من به معشوقه ام..ممنونم خدای بزرگ و ممنونم معشوقه ام که سرمربی تیمم شدی.اگه خواستی روزی از لیورپول بری امیدوارم زنده نباشم،تحمل جدایت برام سخت نیست،غیر ممکنه.تو باشی و مربی دیگه ای سرمربی باشگاهم باشه. اتاقم پر از عکس عشقه و عشقت پر از عشق..کاشکی آدم پیر نمیشد یا تو اصلا پیر نمیشدی..دیگه دوست ندارم روزها پشت سرهم برن چون دوست ندارم یه روز پیر بشی و دوست ندارم یه روز به روزه های جدابت نزدیک بشم..این متن برای تو همه ی کارهایی که میتونم برای عشقم انجام بدم..روزی میری از لیورپول،ولی معشوقه ام همیشه میمونی.. عاشقتم مرد بزرگ و عاشقتم یورگن کلوپ برای همیشه توی قلبم یه صدا خواهد ماند و اون صدای لطیف که میگه به یورگن بگو دوستت دارم بورگن کلوپ ❤❤