چه چیز باید نوشت؟!!!!
چه حرفی برای گفتن مانده؟!
چگونه میتوان غربت این روزها را تحت سلطه ی قلم در آورد و جملاتی (هرچند اندک) در وصف این وضعیت کاملا تاآشنا نوشت وخواند وتحلیل کرد؟
بگذارید کمی از ناگفتنی ها بگویم.....بگذارید کمی از حمله های ناجوانمردانه بگویم......بگذارید بگویم تا شاید اندکی قلب زخم خورده ی من و هواداران تیم محبوبم التیام یابد.
ولی از کجا شروع کنم؟!
شاید بهتر است از تصویه حسابها شروع کنم! شاید بگویید "تصویه حساب؟!!! چه کسی با ماحسابی داشته که حالا در اندیشه ی تصویه ی آن باشد؟!!!"
کمی برگردیم عقب.....به روز 12 می 2013! خبری داغ بر سر زبانها افتاد....."یک اسکاتلندی رفت , یک اسکاتلندی دیگر آمد" این تیتر نسخه ی آنلاین روزنامه ی دیلی میل بود.
از اولین تیتر بخوبی میتوان فهمید که دشمنان دست بکار شده اند! سلاح قلم (که امروزه کشنده ترین سلاح قلمداد میشود!) دست کسانی افتاده که 27 سال در فکر زیر سؤال بردن مردمحبوب منچستر بودند........ومهمتر از آن در فکر از بین بردن امپراطوری عظیم او.
"یک اسکاتلندی رفت"........تأمل برانگیز نیست؟!!! آیااین تیترلایق رساندن خبر بازنشستگی سرآلکس فرگوسن و در واقع یتیم شدن فوتبال به سراسر جهان است؟!!!! جواب واضح است.....
از همان ابتدا به وضوح مشخص بود که سردبیران و رؤسای مجلات و روزنامه های معتبر یک هدف مشترک یافته اند........."متلاشی کردن امپراطوری فرگی با چاشنی تحقیر و توهین برای بدست آوری سود!"
تیترها یکی پس از دیگری بیرون آمدند : "آیا اختلاف قهرمانیهای شیاطین با تیم ها بازهم ریادتر میشود؟! "......."گزینه های زیادی بودند اما مویس...." ........ "فرگوسن:چون او یک اسکاتلندی است!!! " .............. "آیا عدد20 تبدیل به 21 میشود؟!"........."حالا به او لقب هم میدهند! مرد برگزیده!"..........."گلیزرها مصاحبه نمیکنند.در منچستر چه میگذرد؟!"........."چه تفاهمی! تادیروز فرگی رکورد میزد از امروز مویس!!!"..........."شکستی رؤیایی در تأتری رؤیایی.فرگی هم تماشاگربود!"............ و.......
بگذریم! یادآوری اینکه چه گذشت و چه روزهایی بر من و بر شما طی شد سودی ندارد جز افسردگی.
روزهای سخت در حال سپری بود وتیم به روزهای آرمانی خود می رسید که ناگهان خبر مصدومیت های شدید از راه رسید! کاملاعادی بود.....سن بازیکنان رو به افزایش است.مویس نیز باشرایط تیم بزرگی چون منچستر که هر سال در چهار رقابت شرکت میکند هماهنگ نشده بود. برعکس سالهای فرگی, امسال بیشترین مصدوم در ژانویه.
و دوباره......باختهای خانگی......
مجلات و روزنامه ها جان تاره ای یافتند.......سود تازه ای در راه است!ظاهرا مدیران روزنامه ها میتوانند روی فروش زمستانه ی خود حساب ویژه ای باز کنند!!!
بتده ی حقیر (نویسنده ی مطلب) در هیچ یک ار تحلیل های چند روز اخیر حتی یک مطلب را نیافتم که کوچکترین اشاره ای به مصدوم های تیم ( از جمله موتورهای گلزنی تیم ) کرده باشد!!!
چقدر عجیب! اما صبر کنید! اصلا هم عجیب نیست! کسی قصد تحلیل ندارد!!!!
در ابتدای مطلب هم گفتم.....بحث بر سر انتقام است! انتقام از کسی که با تیمی چهار چوب شکن عناوین قهرمانی را از تیم های پایتخت نشین ربود! آن هم نه فقط برای مدتی کوتاه......25سال!
بله! این یک جنگ است....جنگی که یک طرفه آغاز شد ولی ما سر تسلیم شدن را نداریم!
من یک انگلیسی نیستم.چیز زیادی هم از منازعات بین اسکاتلندی ها و انگلیسی ها نمیدانم !
اما آنچه که میدانم و از آن مطمئنم این است که تمام این حمله هابه خاطر یک چیزاست.....پول.
بوی توطئه به مشام میرسد......ظاهرا خیلی ها در انگلستان در این حسرتند که جام قهرمانی دوباره به لندن بازگردد.
بدتر از همه قلب من جایی بدرد آمد که دیدم وشنیدم دکتر صدر , کسی که سالهای سال است تحلیل های او جزء بهترین تحلیل های فوتبال در ایران به حساب می آیدوالبته مهمتر از همه یکی از طرفداران قدیمی یونایتد است, شروع به مقایسه ی سابقه ی مویس و فرگی پیش از آمدن به یونایتد میکند(!) و درکمال تعجب بالحنی تند خطاب به مجری برنامه ی آنسوی نیمکت میگوید :"جناب احمدی! یادمون نره که فرگوسن با تیم کوچیک آبردین توی لیگ اسکاتلند تونسته بود قهرمان بشه ولی مویس هیچ گاه نتونست مقامی بهتراز پنجمی توی لیگ بگیره.یادمون نره که خود فرگوسن هم توی کتابش گفته که من درجاهایی از زندگی اشتباه کردم.مثلا خرید هارگریوز.پس باید قبول داشت که انتخاب های فرگوسن هم میتونه اشتباه باشه......" !!!!!
متأسفانه ملاحظه میکنید که خواندن تحلیل های خنده آور مجلات انگلیسی چگونه حتی بر چنین کارشناس باتجربه ای تأثیرمنفی گذاشته تاآنجا که از مویس توقع دارد در لیگی که مالکان باشگاه های آن بازیکنان بااستعداد را باهرقیمتی در اختیارسرمربیان خود قرار میدهند, بتواند باتیمی کم بضاعت ومتوسط (یعنی اورتون) جایگاه دومی و سومی و یا حتی فراتر از آن یعنی قهرمانی لیگ معتبرجزیره را بدست آورد!!!!! چقدر مضحک وخنده آور!
در عین حال که هیچ کس منکر معجزه ی سرآلکس در تیم های تحت رهبری این مربی بزرگ نیست , اما این راهم باید قبول داشت که درلیگ اسکاتلند وآن هم درآن مقطع(که اوضاع اقتصادی وچرخش مالی فوتبال مانند زمان کنونی نبود) کمی استعدادیابی و اعتماد به نفس شایدکافی بوده تاچنین عنوانی بدست آید.
ولی ما از استاد بزرگ تمام مربیان دنیا واز اسطوره ی تمام ناشدنی باشگاه خود , همان کسی که باجادوی خود فاتح جهنم بارسلون درسال1999شدولقب شوالیه گرفت , راه خودرا می آموزیم وهرگز دست حمایت خود را از پشت سرمربی کاربلد وباتجربه ای که انتخاب سرآلکس برای جانشینی خود است , برنخواهیم داشت..........این راه ماست......این روش طرفداران واقعی یونایتد است.
وازجادوگر فوتبال وکسی که جرئت رؤیا دیدن به همه ی ماداد, یک جمله را همیشه به یاد خواهیم سپرد : "یونایتد دانشگاه جاه طلبیست "
ومعنی این جمله برای ماچنین خواهد بود : حتی اگر امسال نه.....سال بعد. وحتی اگرسال بعد نه.......دوسال دیگر.
این فلسفه ی همیشگی باشگاه است.....
باید به او فرصت داد.....به کسی که مطبوعات یاوه گوی انگلیسی حتی فرصت نفس کشیدن را به او نمیدهند.....به کسی که "مرد برگزیده " ی آلکس فرگوسن است.
باید از اوحمایت کرد......ازکسی که تنها حامی این روزهایش خود سرآلکس است واین پیرمرد اسکاتلندی باید جور کوتاهی های مدیران یونایتد را بردوش کشد وهرهفته مصاحبه ای در حمایت از انتخابش انجام دهد.........بیایید ماهم به کمک اسطوره ی باشگاه برویم.......!
بله دوستان عزیز! بیایید ماهم به کمک اسطوره برویم تا مانند طرفدارانی باشیم که هنگام وارد شدن مویس به زمین باتشویق های بی امان خود به او روحیه ای مضاعف برای جنگیدن میدهند....... براستی چگونه میتوانیم کمک کنیم؟!!!!
باید فضای وب را چونان جهنمی دیگر برای طرفدار نماهایی کنیم که قصد توهین و از همه بدتر قصد جنگ و تصویه حساب رادارند.........جهنمی که هیزم آن تحقیر وتوهین نیست! بلکه هیزم اصلی آن جوابهای منطقی طرفداران باوقار وبا شخصیت منچستر است.
این یک جنگ است.......حتی اگر در الدترافورد نباشی.....حتی اگر درانگلیس نباشی......حتی اگر کم سن وسال باشی!
این یک آزمون بزرگ برای ارتش یونایتد در سراسر جهان است........بیایید ازاین آزمون سربلند بیرون آییم.
این یک جنگ است...........