جوزپه تورناتوره بزرگ شاهکاری به تمام معنا ساخته که هرگاه بخواهیم از نفس سینما سخن بگوییم نام فیلم او را به عنوان مثالی شاخص ذکر کنیم.اما این فیلم اگر عنصری غیر از فیلم نامه زیبا نمایش عشق نفی سانسور و...نداشت امروز اینقدر به یاد ماندنی نمیشد.انیو موریکونه موسیقی ای برای فیلم ساخته که کمترین توصیفش شاهکار است.موسیقی ای ک هر بیننده ای را خواه ناخواه در خود غرق کرده و به فضای داستان میبرد. انتخاب زیباترین سکانس فیلم واقعا دشوار است اما عشاق سینما متفق القولند که سکانس پایانی فیلم بسیار زیباست.من کسی را سراغ ندارم که آن سکانس را ببیند و همراه سالواتوره همزمان اشک نریزد و لبخند نزند و همینجاست که احساس شگفتی سالواتوره از آخرین هدیه ی آلفردو دیگر ورای آن است که با کلام بیان شود و تنها زبان موسیقی موریکونه را میطلبد. باید سینما پارادیزو را دید. دوباره.چند باره.باید عاشق سینما شد حداقل یکبار دیگر.سینما آن طوری ک سینما پارادیزو نشان می دهد واقعا مقدس است.واقعا بهشت است.خود عشق است.پس به افتخار عشق زنده باد سینما.