خشک آمد کشتگاه من در جوارکشت همسایه. گرچه می گویند:« می گریند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران» قاصد روزان ابری داروگ ! کی می رسد باران؟ بربساطی که بساطی نیست در درون کومه ی تاریک من که ذرّه ای با آن نشاطی نیست و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد - چون دل یاران که در هجران یاران- قاصد روزان ابری داروگ ! کی می رسد باران ؟ . . . پیشنهاد میکنم این شعر با صدای آقای شجریان گوش کنین بینظیره!