
غزل جدید از خودم(حتما بخونید و نظر بدید)
۷۵۷ بازدیددوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۰
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
تو رفتی و منم از شهر می شوم تبعید
و دیده ام ز فراقت زیاد می بارید
تو رفتی و دلم آشوب شد همان موقع
و هرکه اشک مرا دید،بر رخم خندید
به جای شرق ز مغرب طلوع خواهد کرد
حکایت من اگر بشنود شبی خورشید
کجاست چشم قشنگی که همچو آهو بود
پرست چشم تو از حس نفرت و تردید
سلام می کنم امشب به ماه روی تو دوست
سلامتیه لبی که لب تو را بوسید
----------------------------
#از راه دور آمده ام تا ببینمت
بگشای در که حوصله ی انتظار نیست


