به نام خدا
بخشی از وصیت نامه شهید ابو علی سینا جلالیان (1) :
خدايا مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق را ببينم و جمال زيباي ترا مشاهده کنم. خدايا پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز تا فريب زرق و برق عالم خاکي مرا از ياد تو دور نکند. خدايا اينجا چه جائي است. اينجا از دانشگاه اخلاق بالاتر است زيرا اينان را که من مشاهده ميکنم انسانهاي معمولي نيستند. هر يکشان درياي اخلاق و عرفانند ولي حيف که هر يکشان يکي پس از ديگري بسوي معبود شان پر ميکشند و ما دوباره تنها ميمانيم با مسئوليت سنگين خونشان در اينجا.
انسان به برادران کوچک تر از خودش حسرت ميخورد. چون آنقدر با اخلاص نماز و دعا مي خوانند که انسان بي اختيار گريهاش مي گيرد. خدايا من چگونه خودم را با اين عزيزان مقايسه کنم. اينان درياي معرفتند. اينان خالصانه سلاح در دست ميگيرند و عاشقانه ميرزمند و جان تسليم ميدارند.
خدايا دوست دارم مقداري از عشق و شجاعت واخلاصشان را به من عطا فرمائي. نميدانم با چه زباني اين مطالب را بيان کنم. وقتي با اين برادران صحبت ميشود ميبينم بعضي ها برادرشان شهيد يا مفقود است اينان سلاح آنان را بدوش مي کشند. فقط انسان بايد اينها را ببيند تا درس بگيرد و واقعا همين خانواده هاي شهيد پرور با تربيت عزيزاني نخواهند گذاشت امام تنها و راه امام حسين (ع) و اسلام بي پيرو {شود.} پس خدايا با وجود آنها چگونه انسان مي تواند اينجا را ترک کند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم و لعن اعدائهم اجمعین