تا 7 یا 8 سال پیش حساس ترین بازی اروپا رئال مادرید-منچستریونایتد بود. همه از این می گفتن که اگر رئال و منچستر به هم بخورن چی میشه. من از سال 1999 طرفدار رئال بودم و به خاطر اینکه تنها دغدغه م رئال بود منچستریونایتد برای من منفورترین چیز تو دنیا بود و تو بازیکنان منچستریونایتد کریس رونالدو ده ها لول بیشتر از همه برام منفور بود. چون هر هفته می نشستم به امید اینکه ببازن و خوشحال بشم ولی هر هفته کریس تیمشون رو نجات می داد. تو فینال 2009 که تقابل مسی و رونالدو بود دوست داشتم منچستر با رونالدو ببازه. چون مسی و بارسا اون موقع رقیب ما نبودن. وقتی خبر جذب رونالدو اومد و اون مراسم معارفه بی نهایت ناراحت و عصبانی بودم. چون کریس برام بیش از اندازه منفور بود و پذیرش اینکه قراره تو تیم محبوبم بازی کنه سخت بود. ولی از اولین بازی که پیراهن تیم رو پوشید دلم می خواست گل بزنه. چون رونالدو گل بزنه یا کس دیگه برام مهم نبود. فقط رئال مادرید و پرچمش مهم بود که بالا بره.تا 2 تا 3 سال بعد ته مونده ای از تنفرم بهش مونده بود ولی مگه میشه هوادار یه تیم باشی و یه بازیکن اینقدر برای تیم محبوبت موثر باشه و ازش متنفر باشی؟! تو مراسم های توپ طلا حتی سال اول که هنوز تنفرم نسبت به رونالدو از بین نرفته بود دوست داشتم کریس برنده بشه. نه به خاطر کریس. به خاطر رئال تا کریس با روحیه بیشتر به تیم کمک کنه.کریس حالا برای من دومین بازیکن محبوب تیم بعد از راموس هست و شاید اگر قبلا منچستر بازی نمی کرد خیلی زودتر از اینها برام محبوب می شد. فکر نمی کنم کسی به اندازه من از کریس زمانی متنفر بوده باشه و واقعا فاز عصیل هایی که ادعای طرفداری اصیل از تیم رو دارن و این همه درخشش رو نادیده می گیرن و دعا می کنن رونالدو برای تیم گل نزنه و توپ طلا نگیره رو درک نمی کنم!