یک فیلم که من پسندیدمش و کل دنیا ازش بدش اومد! توجه : خطر اسپویل وحشتناک ! --------------------------------------------- اول از دیالوگای الفرد شروع کنیم : بروس:ما مجرمیم آلفرد؛همیشه بودیم،چیزی عوض نشده آلفرد:اوه چرا کرده قربان،همه چیز عوض شده…مردانی از آسمان فرو می‌افتند،خدایان از آسمان آذرخش نازل میکنند،بی‌گناهان می‌میرند،اینطوری شروع میشه قربان،با ترس،خشم،حس ضعف و ناتوانی،اینطوری شروع میشه…احساساتی که انسانهای خوب رو ظالم میکنه . بروس:به هر حال من باید یه شنود تو خونش(لکس لوتر)کار بذارم،لباسم لازم دارم آلفرد:بتمن شش نفر رو بازجویی کرده و هیچ اطلاعاتی به دست نیاورد،این بروس وین بود که اطلاعات رو به دست آورد . بروس:پرتغالی سفید اسم یه مرد نیست،اسم یه کشتیه آلفرد:ارباب وین،شما از سن هفت سالگی مثل موتسارت نابغه که سمفونی می‌نوشت استاد حل معما بودید،اما هیچوقت موفق نشدید به من یکی دروغ بگید؛پرتغالی سفید حامل یک بمب مخوف نیست؛بگید حامل چیه. . الفرد به بتمن : حتی شما هم سن جوون مرگی رو رد کردید که البته دلیلش کم کاری شما (برای مُردن) نبوده ! . الفرد به بتمن : برین طبقه بالا و با مردم معاشرت کنید. یک خانم جوان متروپلیسی ازتون خاستگاری می کنه. خواب دیدی خیره آلفرد ! . بروس: من لیاقتت رو ندارم آلفرد ! آلفرد: نه قربان. ندارید !!!!!! . امیدوارم نسل بعدی خانواده وین یه انبار شراب خالی به ارث نبرند. حالا انگار قراره نسل بعدی هم در کار باشه ! ------------------------------------------ دیالوگای لکس لوتر : لکس:لازم نیست از ‌گلوله نقره‌ای استفاده کنی…اما اگه یکیشو داشته باشی…دیگه نیازی به مهربانی هیولاها نداری . لکس لوتر در سخنرانی در منزل خود:یکی از بدترین دردها اینه که دانش داشته باشی و قدرت نداشتی باشی،چون این دو متناقض‌اند! . هر پسر بچه‌ای یه خانم مهم تو زندگیش داره!خانم مهم هر پسر بچه…مادرشه! . اگه فقط یه چیز رو میشد تو این اتاق عوض کنم…اون تابلو باید برعکس باشه!چون الان بهتر میدونیم که شیاطین از جهنم زیر پای ما نمیان؛از تو آسمون میان! . لکس لوثر:میدونی قدیمی ترین دروغ امریکا چیه؟؟ “قدرت میتونه بی گناه باشه” ------------------------------------------------------- دیالوگ های بروس وین ( بتمن ) : (رو به آناتولی کنیازوف):”اما آخر سر تمام حسابها تصویه خواهد شد”سه شب تو مسکو با بالرین روس و فقط همین یک جمله رو بهم یاد داد . بروس:اون حرومزاده دو سال پیش جنگو بهمون تحمیل کرد،آلفرد کشته‌ها رو بشمار!هزاران نفر،دفعه بعد چی؟میلیون‌ها؟اون(سوپرمن)این قدرتو داره که تمام نسل بشرو از روی زمین پاک کنه!و ما حتی اگه یک درصد هم احتمال بدیم که اون دشمن ماست باید به عنوان یک تهدید واقعی باهاش برخورد کنیم! آلفرد:اما اون دشمن ما نیست قربان! بروس:الان نیست،بیست ساله تو گاتهام هستیم آلفرد؛قول دوستامونو دیدیم،چند تا آدم خوب باقی موندن؟چند نفر رنگ عوض کردن؟ . سوپرمن:دفعه بعد که دیدی علامتت رو توی آسمون انداختن،دنبالش نرو؛خفاش مرده؛دفنش‌ کن!این رو نوعی ترحم به حساب بیار! بتمن:بگو ببینم،تو خونریزی هم میکنی؟…خواهی کرد! . بتمن:تو هیچوقت یک خدا نبودی؛حتی یک انسان هم نبودی! ( درمورد سوپر من وسط جنگشون ) . بتمن:شرط میبندم خانوادت بهت یاد دادن که تو خاص هستی و به یک دلیلی اینجایی؛خوب خانواده‌ من درس دیگه‌ای بهم دادن؛مردن در جوب آب،اون هم بدون هیچ دلیلی؛اونها بهم یاد دادن که دنیا تا وقتی معنا داره که به زور بهش معنا بدی . بروس وین:بشر هنوز خوبه…ما میجنگیم،میکُشیم،به همدیگه خیانت میکنیم،ولی میتونیم دوباره بسازیم،میتونیم بهتر بشیم،و خواهیم شد؛چون مجبوریم . بروس: تو منو نمی شناسی ولی من چند تا زن مثل تو رو می شناسم! دیانا: فکر نکنم تا حالا زنی رو مثل من دیده باشی !!!! --------------------------------------------------- دیالوگ های کلارک کنت ( سوپر من ) : رو به بتمن : دفعه بعدی که علامتت رو با نورافکن انداختن تو آسمون…دنبالش نرو!خفاش مرده…دفنش کن…این رو ترحم به حساب بیار! . کلارک کنت:یعنی این شمایید که تصمیم میگیرید چی اهمیت داره؟مردم فقیر روزنامه نمیخرن؟ --------------------------------------------------- دیالوگ های بقیه : آناتولی کنیازوف :خوش‌شانسی یه نفر باعث بدشانسی بقیه‌س! . آناتولی کنیازوف :شنیدم هر بار که خداحافظی میکنیم یه کم میمیریم . پری وایت ( سردبیر روزنامه الی که کلارک کنت عضوشه ) :صبح بخیر اسمالویل!وجدان مردم آمریکا با مرگ رابرت و مارتین و جان مُرد! . پری وایت : هیچکس به حمله کلارک کنت به بتمن اهمیت نمیده! . مارتا کنت ( مادر سوپرمن ) : پسر کوچولوی من(کلارک)!هیچ چیز هیچ وقت ساده نبوده . مارتا کنت :اونا تو رو میشناسن؛تو قاتل نیستی،تو خطرناک نیستی؛من هیچوقت نمیخواستم در خدمت این دنیا باشی…فرشته‌شون باشی…بتشون باشی…هیچکدوم اینا نباش!تو هیچ دِینی به این دنیا نداری. . سناتور فینچ : (بزرگترین دروغ آمریکا)یک بطری پر از ادرار رو بردار،اسمشو بذار چای هلوی مادربزرگ؛سلاح تروریسم برداری و اسمش رو بذاری بازدارنده که البته بعدا لوتر گفت که منظورش از قدیمی ترین دروغ تو امریکا چی بوده ( توی دیالوگاش هست ) . آماجاک : مردان قدرتمند نه از سیاست اطاعت میکنن نه از قانون،هیچکس مستثنی نیست؛هیچکس بی‌طرف نیست . آماجک : بی‌خبری…برابر با بی‌گناهی نیست خانم لین! . کاهنه ( دختر افریقاایی که تو سنا بود ) : بهش میگفتم چشماشو باز کنه و ازش میپرسیدم چطور تصمیم میگیره…کدوم زندگی ارزشش بیشتره؟کدوم یکی ارزش نداره؟ ( منظورش به سوپر منه ) +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ خب حالا اگه دیالوگی بود که یادم رفت بگم بگید ========================================= محبوب تریناش رو هم خواستید بگید : از نظر خودم ( ! ) : بتمن:بگو ببینم،تو خونریزی هم میکنی؟…خواهی کرد! لکس لوثر:میدونی قدیمی ترین دروغ امریکا چیه؟؟ “قدرت میتونه بی گناه باشه” هر پسر بچه‌ای یه خانم مهم تو زندگیش داره!خانم مهم هر پسر بچه…مادرشه! آلفرد:اوه چرا کرده قربان،همه چیز عوض شده…مردانی از آسمان فرو می‌افتند،خدایان از آسمان آذرخش نازل میکنند،بی‌گناهان می‌میرند،اینطوری شروع میشه قربان،با ترس،خشم،حس ضعف و ناتوانی،اینطوری شروع میشه…احساساتی که انسانهای خوب رو ظالم میکنه امیدوارم نسل بعدی خانواده وین یه انبار شراب خالی به ارث نبرند. حالا انگار قراره نسل بعدی هم در کار باشه !