صبحِ روز دربي کاتالونيا، تيتر روزنامه‌هاي طرفدار بارسلونا نشان مي‌داد اين مسابقه براي آن‌ها، حالا بيشتر از هميشه اهميت دارد. آن‌ها با عبارتِ «مگا دربي» به سراغ مسابقه‌اي رفته بودند که از يک طرف به خاطر ماجراهاي دو تيم در فصل گذشته و از طرف ديگر به خاطر کيفيت اين هفته‌هاي اسپانيول، به اوجِ حساسيت رسيده بود. در اولين دقايق مسابقه، بارسا درخشان و کوبنده ظاهر نشد و نمايش مستحکم اسپانيول، همه حاضران ورزشگاه خانگي بلوگرانا را تحت‌تاثير قرار داد اما از کنترل توپِ تماشايي لوئيس سوارز به بعد، همه مشت‌هاي روي رينگ سهمِ بارسلونا شد. پسران انريکه، 4 بار توپ را از خط دروازه رقيب همشهري عبور دادند و ماندگارترين فريم‌هاي مسابقه، لحظاتي قبل از گل دوم سوارز ثبت شدند. جايي که توپ، دوباره به پاي مسي چسبيد تا او با ويران‌کردن انبوه مدافعان اسپانيول، همه بيننده‌هاي مسابقه را حيرت‌زده کند. او در چند ثانيه خاص از يک شبِ رويايي، دوباره نشان داد که براي شماره‌يک بودن در جهان، حتي به گل‌زدن نياز ندارد. نابودگر کوچک در جريان مسابقه شب گذشته، ثابت کرد که به موتويِ شخصيت معروف کارتون فوتباليست‌ها ايمان دارد:«توپ، دوستِ ماست!». شبِ آتشين مسي در دربي کاتالونيا، فقط چند روز بعد از رسيدنِ رونالدو به توپ طلاي چهارم رقم خورد. در صورت مسي اما نه نشانه‌اي از خشم ديده مي‌شد و نه انگيزه‌اي فردي براي اثبات دوباره استعدادهاي‌اش. او درست مثل هميشه بود. با همان آرامش، همان قدم‌ها، همان پاس‌ها و همان جادويِ پايان‌ناپذير. شعبده‌بازِ آرژانتيني دوباره به زمين رفت تا از فوتبال لذت ببرد. زمين نيوکمپ براي او، باز هم شبيه خيابان‌هاي روساريو بود و شوقِ کودکانه براي فوتبال بازي کردن، لحظه‌اي از ساق‌هايش محو نمي‌شد. لئو، مدلِ مکش‌مرگ‌ماي برندهاي فرانسوي نيست، نه ساعت‌ها براي طراحي شاديِ گل وقت گذاشته و نه عضله‌هايش را براي عکس‌هاي رختکني بعد از پيروزي مهيا کرده، در هر کدام از لمس توپ‌هاي او اما نبوغي هست که شايد با دهه‌ها تمرين هم نتوان به آن رسيد. يک جور نبوغ ذاتي که حاصلِ ترکيب هوش و آناتومي بدن اوست. لاپولگا، توپِ طلاي 2016 را از دست داده اما در زمين، هر توپي که به او مي‌رسد، به يک موقعيت طلايي ختم مي‌شود. کمي قبل از شروع دربي، دوربين‌ها هواداري را کشف مي‌کنند که لباس فضايي بر تن کرده روي بنري به زبان اسپانيايي، خودش را «هم‌سياره‌اي» لئو مسي معرفي کرده است. بعد از مسابقه، همه تماشاگران نيوکمپ آرزو دارند که آدم‌فضايي فوتبال هرگز به سياره‌اش برنگردد. چرا که فوتبال بدون او، چيزهاي زيادي کم خواهد داشت. جام‌هاي قهرماني و عناوين فردي، ممکن است هر سال سرنوشت متفاوتي داشته باشند اما در يک مورد ترديدي وجود ندارد. ما در عصر مسي زندگي مي‌کنيم و فوتبال در همه اين سال‌ها، به نام او گره خواهد خورد. به نام بازيکني که سومين فصل موفق زندگي‌اش را از نظر تعداد گل و پاس گل تجربه کرده اما هنوز از استانداردهاي فرازميني‌اش، عقب است. به نام ستاره‌اي که هم مهاجم است، هم هافبک، هم شروع‌کننده و هم تمام‌کننده. ستاره‌اي با ساق‌هاي هنرمند و تغييرِ مسيرهاي مرگبارِ لحظه‌اي که نقشه متوقف‌کردن‌اش را تنها مهندسان ناسا مي‌توانند بکشند. پديده‌اي از يک جهان ديگر، براي فوتبال. يک پسربچه، که گزارشگرها را تا پايِ سکته مي‌برد و هرگز از اعجاز، خسته نمي‌شود.