در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آیینة صافی است غباری دارد از خدا میطلبم صحبت روشن رایی شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی زین دایره مینا خونین جگرم میده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
تصنیف شیدایی از محمد رضا شجریان
۳۴٬۸۰۸ بازدیدچهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۳
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


