سلام دوستان
قبل از شروع متن باید بگم که جدیدا تو سایت کامنت هایی رویت شده مثل :
موفقیت فرگوسن با منچستر جرقه بوده !
یا
زیدان نصف ژاوی هم نبود !
یا بعضی دوستان کونته رو با مورینیو مقایسه کردن
این نشون میده یه سری از دوستان یا گذشته رو به خاطر نمیارن، یا فراموش کردن، یا چیزی از فوتبال سر در نمی آرن و با هر موجی که راه بیفته همراه میشن، متاسفانه این موج ها و جوگیری ما تو فضای مجازی داره به دردسر تبدیل میشه، دوست عزیز اگه 1000 نفر مثلا رفتن پیج پایت فحش دادن تو حتما نباید این کار رو تکرار کنی !
به همین خاطر تعداد دیس ها برام مهم نیست !
از جایی که یادمه میخوام مربیای تیم ملی رو بررسی اجمالی کنم :
والدیر ویرا؛ مربی ای که ایران رو به جام جهانی 98 برد و بعد تومیسلاو ایویچ جاشو گرفت، ایویچی که علیرغم پیشنهادات بزرگ دیگه ای که داشت، برای انتقام از آلمان، آمریکا و یوگوسلاوی (هم گروه های ایران) هدایت ایران رو به عهده گرفته بود. تیم برای بازی تدارکاتی به ایتالیا میره و به آ اس رمی که توتی و باتیستوتا داشت به 7 بر 1 میبازه و همونجا جلال طالبی رو میذارن جاش و ایویچ به آرزوش یعنی گرفتن انتقام خون پدرش از آلمانی ها و تلافی جنایت یوگوسلاوی و آمریکا بر علیه کشورش در دهه90 نمیرسه.
جلال طالبی بازی دوستانه بعد با اینتر رو 4 بر 1 میبره ولی همه میدونستن که در حد نشستن روی نیمکت جام جهانی نیست
تیم ملی (به گواه همه) با تاکتیک های ایویچ نتایج خوبی میگیره و همین الان اکثر بازیکنهای اون دوره تو مصاحبه هاشون از ایویچ یه عنوان بهترین مربی دوران ورزشیشون یاد میکنن
" میشه گفت بزرگترین مربی که تا حالا به ایران اومده مرحوم ایویچه "
بین این دوره تا جام جهانی بعدی مرحوم منصورخان پورحیدری و یک برزیلی میان
بعدش نوبت به میروسلاوبلاژویچ (چیرو) میرسه، مربی بزرگی که کرواسی رو سوم جهان کرده بود، تیم خوبی داشت: موشک هامبورگ، علی کریمی جوان، دایی پخته، کریم باقری فوق العاده، نیکبخت آماده، خدادادی که باهاش اختلاف پیدا کرد و ... ولی متاسفانه در چارچوب کسی نتونسته بود جای خالی عقاب رو پر کنه.
چیرو در حدی که ازش انتظار میرفت نتیجه نگرفت، تیم مستقیم صعود نکرد، به پلی آف رفتیم و مغلوب ایرلند با ستاره هایی چون : روی کین، رابی کین و دروازه بان آماده ی اون روزهای نیوکاسل یعنی شی گیون شدیم تا تاریخ تکرار بشه و نتونیم دو بار متوالی به جام جهانی صعود کنیم. شادی بحرینیا با پرچم عربستان غم همه رو بیشتر کرد.
بعد از چیرو، دستیارش برانکو، سکان هدایت ایرانو بدست گرفت. این انتخاب با انتقادهای شدیدی روبرو بود، همه میگفتن خودش نتونست ببره، حالا دستیارش میخواد ببره؟
اما برانکوی خونسرد کاری به این کارها نداشت.
برانکو سنت شکنی کرد، تیم ملی دیگه منتخب آبی و قرمز نبود، بلکه منتخب فولاد و پاس و لژیونرها بود!
ناجی بداوی، کاملی مفرد، حسین کعبی، ابراهیم میرزاپور، نکونام، محمد علوی، ستار زارع(برق شیراز) استاد گرامی! رحمان رضایی ! و ... بازیکنایی بودن که برانکو علاقه زیادی به اونا داشت و نظرش هم عوض نمیشد!
برانکو تو جام ملت های 2004 نتیجه خیلی خوبی گرفت و شاید اگر ناداوری بازی چین نبود، تعداد قهرمانی های ایران به 4 می رسید.
خیلیا معتقد بودن برانکو بدون اجازه دایی آب نمیخورد، دایی چه آماده و چه غیر آماده همیشه فیکس بود، مبعلی به دلیلی که همه میدونن به تیم ملی دعوت نمیشد، مهاجمایی مثل عنایتی، برهانی، فریدون فضلی و خطیبی حتی خواب بازی ملی رو نمیتونستن ببینن چون پشت سد دایی مونده بودن
برای همه سواله که چرا امثال رحمان رضایی فیکس بودن؟، چرا مهدی واعظی که رکوردهای وحشتناکی داشت سنگربان اول نبود؟(البته قبل از دوپینگش)
تیم ملی اون دوره زشت ولی مطمئن بازی میکرد. در کوالیفیکیشن 2006 ، چهار تیم از آسیا صعود میکردن که ایران از گروهی که همه میدونستن ژاپن و ایران میان بالا به راحتی صعود کرد
از اونجا بود که برانکو به یک برند تبدیل شد
شاید قبل از اون هیچ تیمی جرئت نمیکرد سرمربی گریش رو به عهده یک دستیار بذاره ولی حالا برانکو روی نیمکت جام جهانی آلمان بود
در کل براش خیلی خوب شد!
دودستگی و اختلاف در تیم موج میزد، برانکو نمیتونست کنترل کنه، چون یا باید تو روی دایی در میومد که محال ممکن بود!!! یا قید شماره هشتش یعنی بهترین بازیکن آسیا رو میزد. بعد از نتایج نه چندان خوب جام جهانی و گزارش معروف عادل : خدا حافظ جام جهانی، خداحافظ دایی و خداحافظ برانکو ( ی چی تو همین مایه ها :) )
...
ادامه در قسمت بعد