ادامه ی https://www.tarafdari.com/node/620506 . . ادامه ... بعد از برانکو، گزینه ای که میتونست مردم رو راضی نگه داره و هزینه ی زیادی هم برای فدراسیون نداشت امیر قلعه نویی بود. قلعه نویی تمام ستاره های لیگ (حدود 50 نفر) رو دعوت کرد و با غربال اونها به همراه لژیونرها، تیم قدرتمندی (از نظر مهره) تشکیل داد. با اینکه قلعه نویی در لیگ ایران کارنامه قابل قبولی داشت، اما سطح فنی تمریناتش در حدی نبود که بازیکن ها رو متقاعد کنه. مثلا فکر کنید علی کریمی که زیر دست ماگات تمرین کرده بود بیاد تحت نظر قلعه نویی کار کنه. رسانه ها هم می نوشتند که کریمی مدام سر تمرین تیکه میندازه و حتی سر تمرین قلعه نویی رو لایی میده و بقیه بازیکنا میخندن و سرمربی هم برای اینکه حاشیه درست نشه خودشو میزده به نشنیدن ( با وجود علاقه زیادم به جادوگر باید بگم درغلط بودن این کارشکی نیست ) تیم ملی به جام ملت ها میره و بعد از صعود از دور گروهی در ضربات پنالتی از کره که با تیم جوانانش اومده بود شکست میخوره. بعد، تو یه برنامه تلویزیونی حاج رضایی میاد و جوری قلعه نویی رو میکوبه که بعد از اون، همه میدونستن رفتنیه و ابراهیم زاده به طور موقت سرمربی تیم ملی میشه. در آستانه بازی های انتخابی جام جهانی همه منتظرن ببینن سکان تیم ملی رو کی بدست میگیره. 4 گزینه معرفی میشن. شب دوشنبه برنامه نود، علی دایی : سرمربی اونی میشه که لابیش قوی تره. فدراسیون، قطبی رو معرفی میکنه. روز پنجشنبه، شیراز، ورزشگاه حافظیه، فجر-پرسپولیس ( خودم تو ورزشگاه بودم ! ) قطبی با تماشاگرای پرسپولیس خداحافظی میکنه. اما در کمال تعجب، قطبی کنسل و دایی به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب میشه ! علی دایی، بازیکن بزرگی که مدت زیادی از بازنشستگیش نگذشته بود کار بزرگی رو بر عهده میگیره. دایی سابقه زیادی در مربیگری نداشت و خیلیا معتقدن قهرمانی دایی با سایپا نتیجه تاکتیک های مربی خارجی اول فصل بود. و فصل بعدی که خودش تیم رو بست به هیچ وجه نتونست اون نتایجو تکرار کنه، اما هیچکس منکر دیسیپلین بالای او نبود. برای همه اظهر من الشمس بود که دایی به خاطر ویژگی های شخصیتی ای که داره با بازیکن های بزرگ کار نمیکنه و این یک نیمه پر لیوان هم داشت و این نیمه پر این بود که شانس بازی به بازیکن هایی مثل غلامرضا رضایی، حسین کاظمی، خلعتبری، کریم انصاریفرد، اشجاری (لرد بازی عربستان!) و ... رسید. ایران با کره جنوبی، عربستان، کره شمالی و امارات هم گروه شد. بعد از نتایج فاجعه بار و تحقیر ایران مقابل رقیب سنتی یعنی عربستان اون هم جلوی 100 هزار تماشاگر تو آزادی ( و جلوی چشم احمدی نژاد! )، دایی میدونست دیگه جایی رو نیمکت نداره. چون علاوه بر اینکه شادی عربستانی ها رو اعصابمون حسابی راه رفته بود، تو جدول هم چهارم بودیم و از 5 بازی 6 امتیاز داشتیم. فدراسیون چاره ای جز انتخاب قطبی نداشت. اما تو اون زمان کم قطبی هم نتونست کاری کنه و بعد از برد امارات با گل کریمی که با رفتن دایی دوباره ملی پوش شده بود ودو تساوی دیگه، تیم ملی به جام جهانی نرفت. نرفت که نمیشه گفت! نذاشتن بره! فدراسیونی که مستقیم از علی آبادی دستور میگرفت نذاشت و پارک جی سونگی که بازیگر تئاتر رویاها بود با اون گل دقیقه 82 نذاشت ! و ما باز هم برای دو بار متوالی به جام جهانی نرفتیم تا تاریخ تکرار بشه ... اگه قطبی به زمان کم برای این نتیجه استناد میکرد هیچکس بهش خرده نمیگرفت. اما تو جام ملت ها دیگه گوشی به این حرف ها بدهکار نبود، جام ملت هایی که طبق معمول صعود کردیم و به کره جنوبی خوردیم، کره جنوبی ای که اکثر مواقع با تیم اصلیش تو جام ملت ها شرکت نمیکنه و تو بازی ای که حداقل برای من عجیب بود که چرا با سه هافبک دفاعی بازی میکنیم! با گل طلایی مغلوب شدیم. نتایج و جریانات از این بعد رو هم که همه تون یادتونه . . . --------------------- اینجا بود که همه تقریبا پی بردن که چرا ما نباید مربی تراز اول داشته باشیم؟ چرا همش دعوا؟ مایلی کهن به اون میگه گروهبان قندلی، به این میگه آقا قلدره، این به اون میگه لابی، چراغپور به قطبی میگفت مخروط های تمرین هیدینگ رو میچید!، خداداد همه رو میکوبه و ... هزار دعوای خاله زنکی که دودش به چشم فوتبال رفته ژاپن امه ژاکه و تروسیه و زیکو میاره، کره هیدینک و آدووکات، مگه ما چی مون کمتره؟ کشور فقیری هستیم؟ کم استعدادیم؟ چرا وقتی کره و ژاپن برای صعود از مرحله گروهی جام جهانی برنامه میریزن ما باید حسرت بخوریم؟ رفتیم کسی رو آوردیم که برای معرفیش همین یک جمله از سر الکس فرگوسن کفایت میکنه : من کسی را می خواستم که سختکوش باشد، بتواند به خوبی ارنج کند، تصویر سازی قوی داشته باشد و بتواند از این طریق به ارنج کردن تیم کمک کند. کسی که بتواند در کار مربیگری با تمرکز بالا و سرعت و دقت کار کند و این مشخصات را تنها یک نفر داشت آن هم کسی نبود جز کارلوس که خیلی به من در آن سال ها کمک کرد چند نکته در مورد کیروش و تیمش : 1 زمانی که کیروش به ایران اومد، برهه ای بود که از نظر استعدادِ جوون، غنی نبودیم. 2 برخی نتایج جام جهانی 2014 رو با 2006 آلمان مقایسه میکنن، مقایسه آرژانتین نایب قهرمان و ستارگانش با پرتقال 2006 خنده داره ولی برای مقایسه بوسنی و مکزیک، بازیکن های شاخص دو تیم رو میارم و قضاوت رو به خودتون میسپارم : مکزیک 2006 : رافا مارکز، خارد بورگتی بوسنی 2014 : آسمیر بگوویچ، میرالم پیانیچ، ادین ژکو ( پیانیچ و ژکو در برابر ایران زننده ی گل بودند ) 3 سطح فوتبال تیم هایی مثل ازبکستان، قطر و امارات، با توجه به تدابیری که این سال ها اندیشیدن دیگه با گذشته قابل مقایسه نیست. 4 در مورد استعفاهای کیروش : فرض کنید شما امتحان ریاضی دارید و همه از شما انتظار نمره خوب دارن برای این امتحان به چی نیاز دارید؟ کتاب مناسب، چند قلم نوشت افزار، مکان مناسب مطالعه و چند روز زمان اگر به شما امکاناتی برابر با امکاناتی که به دوستان شما داده شده، داده نشه و در صورت عدم کسب نتیجه مناسب بازخواست بشین عادلانه است؟ شما ترجیح میدین با دست خالی امتحان بدین و شکست بخورین و مورد شماتت قرار بگیرین یا سر امتحان حاضر نشین؟ میگن برای کسب چیزی که تا حالا نداشتی کاری بکن که تا حالا نکردی ما تا حالا دو دوره پشت سر هم جام جهانی نرفتیم، وقتش نرسیده فدراسیون کاری کنه که تا حالا نکرده؟ زمین تمرین خوب و لباس با کیفیت توقع زیادیه؟ چرا از 32 تیم جام جهانی تنها تیمی که از البسه آل اشپورت استفاده میکنه ما باشیم؟ این همه دعوا و استهلاک برای چی؟ یه بازی تدارکاتی با تیم آفریقایی درجه دو تو نیم فصل خواسته غیر معقولیه؟ که همونم نتونستن برگزار کنن --------------------- کیروش رو دوست دارم چون : به تیمش و نتیجه ای که میگیره تعصب داره وقتی جلوی تیم های آسیایی بازی داریم خیالم راحته مطمئنم شایسته ترین بازیکن ها رو دعوت میکنه و بازی میده مطمئنم از کسی خط نمیگیره با هر گونه بی انضباطی برخورد شدید میکنه به هیچ عنوان در مورد دیسیپلین مصلحت اندیشی نمیکنه