1- یونایتد به اندازه کافی تهی از بازیکن «معجزه گر» است، دیگر برای هواداران یونایتد جا دادن غیبت همزمان رونی و فن پرسی در دلشان کاری بسیار دشوار است، آن هم در دیداری حساس و نفس گیر در برابر چلسی. دستان خالی یونایتد و مویس در این دیدار حساس به هیچ عنوان قابل انکار نیست اما بزرگی مربیان زمانی مشخص می شود که از این دست های خالی معجزه ای را خلق کنند. مویس می توانست با طرح و اندیشه ای متفاوت حداقل طوری بازی را اداره کند که دیرتر از دقیقه ی 49 سرنوشت دیدار مشخص شود!! 2- در دنیای فوتبال کسی نیست که نداند تیم های ژوره مورینیو همیشه و همیشه نمایشی از بهترین ضد حمله های ممکن را ارائه می دهند. این چلسی مورینیو نیز شاید از تمامی تیم های پیشین او در چنین امری تواناتر باشد. به مهره های هجومی چلسی نگاه کنید، ویلیان، هازارد و اسکار. تمامی این بازیکنان به قدری سریع، باهوش و تکنیکی هستند که در ضدحملات هر تیمی در کره خاکی را قلع و قمع خواهند کرد. مویس می توانست به جای قرار دادن یانوزای در پست غیر تخصصی، از هافبک دفاعی دیگری در کنار کریک و جونز استفاده کند تا قدری کفه ترازو را در خط میانی در برابر مهره های هجومی چلسی به نفع یونایتد سنگین تر کند. حضور بازیکنی همچون فلچر و تغییر آرایش تیم به 1-5-4 شاید می توانست اوضاع یونایتد را کمی در این دیدار بهتر کند. 3- مویس راست می گوید، سقف یانوزای آسمان است. او شاید با استعداد ترین مهره این فصل فوتبال اروپا باشد اما این استعداد را در هر پستی نباید خرج کرد. یانوزای به هیچ عنوان بازیکنی نیست که آن بازدهی لازم را به عنوان پلی میکر داشته باشد. حتی بازی به عنوان پلی میکر به هیچ عنوان در ذهن یانوزای تعریف هم نشده است. در تمامی دقایق این دیدار در نیمه اول یانوزای به محض دریافت توپ، به کناره های زمین متمایل می شد، گویی که او فراموش کرده بود پست او در این دیدار تغییر کرده است و وظیفه ی اصلی او بازیسازی در میانه ی میدان است. یونایتد در این دیدار در نیمه اول عملا هیچ بازیسازی نداشت. مویس اما در نیمه ی دوم متوجه اشتباه خود شد، ولبک را یک خط عقب تر آورد و با به بازی فرستادن چیچاریتو، عدنان را به پست اصلی اش در کناره ها فرستاد. تغییری که بسیار دیر انجام شد. 4- اشلی یانگ دیگر از سوء تفاهم نیز عبور کرده و تبدیل به عدم تفاهم شده است! اگر از چند دایو و شوت مختصر او در این فصل عبور کنیم، حقیقتا از عملکرد یانگ هیچ مورد دیگری باقی نمی ماند. ویلفرد زاها همچنان بر روی سکوها مشغول تلف شدن است و آن وقت اشلی یانگ این گونه بر روی اعصاب هواداران یونایتد با آسودگی خاطر به پاتیناژ می پردازد! 5- برای هوش و ذکاوت مورینیو نمی شود پایانی را متصور بود. یک تابستان کامل در حالی که مهاجمان پر زرق و برقی به چلسی لینک شده بودند او دنبال نهایی کردن قرار داد ساموئل اتوئویی بود که بسیاری اعتقاد داشتند فرسوده تر از آن است که برای چلسی مفید باشد. اما اتوئو امروز جوابی دندان شکن به تمامی طرفداران این نظریه داد و بار دیگر هوش و توانایی بالای خود را در گلزنی و جاگیری به رخ همگان کشید. 6- با همه این تفاسیر به نظر نمی رسد بخش اعظمی از هواداران یونایتد به این زودی ها دست از حمایت از مویس بردارند. همچنان شعار «In Moyes We Trust» در اکثر فروم ها و محافل فوتبالی در سراسر دنیا به چشم می خورد. مویس اما به نظر می رسد هنوز برای این شغل با خودش و اندیشه هایش کنار نیامده است. هر چند برای خارج شدن از سایه فردی همچون فرگوسن به زمانی بیشتر از این حرف ها نیاز است. مویس مربی بدی نیست، آنچه که او در اورتون انجام داده است به خوبی این مساله را نشان می دهد. اما سوال اصلی این است که آیا او به همان اندازه که برای اورتون مفید بود، برای یونایتد هم می تواند مفید باشد؟! سوالی که مویس برای جواب دادنش قبل از هر چیزی باید با خودش پیرامون آن کنار بیاید...

دست های خالی؛ تاریک روشن هایی از پیروزی چلسی در برابر یونایتد
۲٬۴۱۵ بازدیدیکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۲


