نمی دونم از کجا شروع کنم , یه پسر بچه ی 7 ساله بودم که عاشق این مرد شدم این مردی که بی شک پدر فوتبال دنیاست,این پسر بچه به عشق این تیم بود , که عاشق فوتبال شد . این یه حس به خاطر منچستر قدرتمند اون روزها نبود این یک عشق واقغی بود که باعث می شد این پسر بچه به فکر تمام کردن مشق هاش باشه فقط به خاطر اینکه پدرش خیلی به درس اهمیت می داد , بهش اجازه دیدن بازی های جذاب تیم محبوبش و البته ستارها ی دوست داشتنیش که پیراهن 7 رو می پوشیدن, مثل کانتونا/ بست/بکام/کریس/حتی مایکل اوون که میراث دار این پیراهن عزیز بودن (همه ی ما منچستری ها عاشق این پیراهن مقدس هستیم) ولی الان اتفاق عجیبی رخ داد در حالی که با 5 تن از دوستان بازی رو می دیدید(طرفدارهای 4030/ارسنال/لیورپول/و البته سیتی), هیچی نگفت و کری ها رو تحمل کرد,و هیچی برای گفتن نداشت,نه به خاطر اینکه درصدی از علاقش و یا تعصبش کم شده بلکه نمی دونست باید فشارهای وارده به باشگاهش رو تحلیل کنه و یا نتایج ضعیف تیمش , کری های از جنس باخت اون فینال به بارسا یا باخت بازی پارسال به رئال بودن ولی اون موقع سرش رو بالا می گرفت چون یه مرد تمام عیار از جنس فوتبال رو پشتش حس می کرد,بودن اون مرد بهش دل گرمی کام بک (come back) هایی با قدرت رو می داد,ولی امروز دیگه یک روز معمولی نبود با اونکه 23 سال سن داره و مستقل روی پای خودش زندگی می کنه, بعد از چیزی حدود 5 سال با دیدن ابراز تاسف پدر فوتبالیش اشک هاش سرا زیر می شه و هیچ چیزی برای گفتن نداره , ولی یه حس یه انرژی از نوی شیطانی هنوز در وجودش روشنه که تیمش برگرده که این خاصیت تیم های ریشه دار و با اصل و نصبه, مویس خواهش می کنم , التماس می کنم تیم رو نجات بده این تیمی که شما الان رئئسش محسوب می شی هوادارایی احساسی داره , هوادارهایی که با این تیم بزرگ شدن , گریه کردن , خندیدن , زندگی کردن.هوادرهایی که تحمل دیدن این روزهای تیمش.ن رو ندارن,خواهش می کنم به این تیم رسیدگی کن