
کارلوس و برانکو تا دلتان بخواهد...
۳۳۴ بازدیددوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
کارلوس و برانکو تا دلتان بخواهد وجه مشترک دارند؛هر دو زمان زیادی سرمربی تیمملی بودند، نتایج خوبی در فوتبال ایران گرفتهاند و از همه مهمتر اینکه جزو معدود مربیان خارجی با کارنامهی مثبت و موفق به حساب میآیند. اما مهمترین تفاوت بین این دو نفر در شکلوشمایل و فلسفه رسیدن به این دستاوردهاست.
.
برانکو از دستهی مربیانی است که خودشان را عضوی از یک سیستم میدانند. آدمهایی که ترجیح میدهند به جای مبارزه با نواقص سیستمی که در آن کار میکنند، با کمبودها کنار بیایند و با کسی درنیفتند. آدمهایی که رفتار و سبک زندگیشان برداشتی موبهمو از نظریهی یونگ دربارهی فاکتورهای آدمهای دوستداشتنی است؛ فاکتورهایی که در زبان عامیانه میگویند «عقل کل نباشید»، «در کار دیگران دخالت نکنید»، «صبور باشید» و... . سرمربی پرسپولیس در این چالش نمایندهی این افراد است و اتفاقا مربیهای هممسلک برانکو در فوتبال دنیا کم هم نیستند. الگری، آنچلوتی، انریکه، پلگرینی و خیلیهای دیگر که هر جایی کار کنند، با محیطشان سازگار میشوند و اهل هیاهو نیستند.
.
کارلوس کیروش اما از آن سر طیف میآید؛ آدمهایی که اگر سیستمی را معیوب ببینند ، خودشان را به دیوار میکویند و زمینوزمان را بهم میریزند؛ یا سیستم را اصلاح میکنند، یا بالاتر از سیستم قرار میگیرند و برای بقیه تصمیم میگیرند. آدمهایی که نمیتوان باهاشان کنار آمد.بیشتر وقتها اصلا هم منطقی نیستند. آدمهای ایدهآلگرایی مثل کیروش، برعکس آدمهای دوستداشتنی نظریهی یونگ رفتار میکنند و همهی رفتارهایشان در تضاد با چیزهایی است که روانشناس سوئیسی برای محبوبیت بیان کرده. به او نگاه کنید؛ دوست دارد عقلکل باشد، در کار همه دخالت میکند، نشانهای از صبر در کارش دیده نمیشود و خیلی هنجارشکنیهای دیگر که ممکن است حتی رسانهای هم نشوند. تعداد مربیان شبیه کیروش که میخواهند سیستمها را فروبپاشند تا به ایدهآلهایشان برسند، این روزها در فوتبال اروپا هم کمترند؛ مورینیو، کونته، کلوپ و سیمونه؛ همین. آدمهایی که یک حصار درست میکنند و به هر کسی اجازهی ورود به آن را نمیدهند، اما اگر وارد حصارشان شوید، اگر در تیمشان قرار بگیرید، حمایت همیشگیشان را خواهید داشت و بالعکس دشمن تلقی میشوید. .
تاریخ فوتبال مدتهاست قضاوتش را کرده است؛ شاید مربیان سیستمگرا برای کار کردن مناسبتر به نظر برسند، دوستداشتنیتر باشند و محقتر جلوه کنند، اما تاریخ را همواره مربیان ایدهآلگرا مینویسند. آدمهایی مانند یوهان کرویف، آلکس فرگوسن، مورینیو، سیمئونه و البته کارلوس کیروش.
.
برگرفته از مقاله ای از سایت آی اسپورت


