ما همه گروگان شماهستیم کارلوس عزیز
این روزها فعالیت اصلی سرمربی محترم تیم ملی , منحصر شده به صدور بیانیه های پیاپی که در آنها علاوه بر گلایه های همیشگی و انداختن توپ به زمین مسئولین و مدیران فوتبال ایران , این اواخر یک اسم رمز مشترک دارد : برانکو
اما ادبیات بیانیه های کیروش هم این روزها تغییری اساسی کرده است , استفاده از کلماتی همچون : گروگانگیری , کج بینی , عدم صداقت عامدانه , بی صداقتی فکر شده و درآخر : خیانت در این بیانیه ها نشان از به سیم آخر زدن جناب سرمربی است .کسی که گمان میکردیم به بداخلاقی ها وتندخویی هایش عادت کرده ایم ولی او ثابت کرد توانایی غافلگیر کردن همه ما را دارد , وقتی میگویم همه ما حتی دوستان رسانه ای و متحدان و شیفتگانش را هم شامل میشود .
همین ابتدا میبایست یک نکته را مشخص نمود که اگر رفتار , حرکات و عملکرد کارلوس کیروش در ایران را به دوبخش فنی وغیر فنی تقسیم کنیم , احتمالا" کمتر کسی را می یابیم که در بعد فنی نسبت به عملکرد ایشان انتقادی اساسی داشته باشد . ایجاد یک ساختار تیمی منسجم , تغییر نسل تیم ملی با کمترین هزینه , مقابله قاطعانه با بازیکن سالاری , بازگشت تیم ایران به سید اول قاره آسیا و نمایش های قابل قبول و گاها" فراتر از انتظار در مسابقات رسمی ( بازی مقابل آرژانتین و ان جمله معروف چقدر خوبیم ما ) و.... همه و همه نکاتی است که موجب شده عملکرد فنی کیروش مورد تایید عامه مردم و قاطبه کارشناسان باشد , دیگر صدای مخالفانش که توجه ویژه او به دورگه ها و عدم توجهش به سرمایه های داخلی , حذف در مقابل عراق و یا عدم موفقیت کامل در تورنمنت های مختلف , جانبداری سرسختانه از هموطنش ( وینگادا ) و سهیم بودن در ناکامی در المپیک آسیایی , پروازی بودن و شائبه دار بودن اردوهایش و.. را بارها و بارها فریاد زده اند ؛ در هیاهوی تشویق های کرکننده موافقین او به گوش هیچ کسی نمیرسد .
اما در بعد غیر فنی عملکرد سرمربی کاملا غیرحرفه ای بوده و متاسقانه هر روز که میگذرد رفتار و گفتاری که از سرمریی کاملا" حرفه ای تیم ملی بروز میکند , بشدت غیرمسئولانه و غیر قابل دفاع است . شاید این مشکل ریشه در نحوه حضور کیروش در ایران داشته باشد , در خشت کجی که روز اول نهاده شد و قرارداد " سرمربی تیم ملی فوتبال " در جایی غیر از " فدراسیون فوتبال " منعقد شد . به گمانم سرمربی باهوش ما همان روزها پی برد که کارفرمای او فدراسیون فوتبال نیست . وقتی برای اولین بار استعفا داد ( استعفا داد ؟ هنوز خیلی ها استعفاهای متعدد کیروش را یک مانور قدرت میدانند تا استعفای واقعی ) و در برنامه زنده ای که به مناسبت تحویل سال نو پخش میشد مجری جوان و محبوب تقریبا" التماس کرد تا او بماند , هنگامی که علیرغم مصاحبه های منتقدین ( و از آن جمله مصاحبه های آتشین سرمربی وقت پرسپولیس : حمید درخشان ) در نظر سنجی برنامه نود رای 88 درصدی شرکت کنندگان را بدست آورد و در بزنگاه های مشابه دیگر وقتی حمایت های بی چون و چرای مسئولان و متولیان فوتبال و ورزش و سیاست را از خود دید ؛ اسب چموش خود را برای تاخت و تاز زین کرد وبجای مسئولیت پذیری و پاسخگویی که مشخصا" دو ویژگی مهم مردان حرفه ای است , در تعاملات خود با فدراسیون و اجزای مختلف فوتبال ما با زیاده خواهی و سلطه جویی های منحصر به فرد فصل نوینی از روابط کارفرما و پیمانکار را بنیان گذاشت . او حالا در جایگاهی قرار گرفته بود که هرمنتقدی را وادار به سکوت میکرد حتی اگر این منتقدر دبیر کل فدراسیون فوتبال باشد , برای تست پزشکی بازیکنانش ( حتی در باشگاههای خود ) رفتن به یک مرکز پزشکی خاص را قدغن میکرد حتی اگر آن مرکز تنها مرکز رسمی پزشکی مورد تایید فدراسیون فوتبال ( ایفمارک ) باشد . بارها کاستی ها و محدودیت های ساختاری و تشکیلاتی ما را به رخمان کشید بی آنکه توجهی داشته باشد به این نکته اساسی که اصولا" اگر این کمبودها نبود فوتبال ما چه نیازی داشت به اینکه برای صعود به جام جهانی ( تنها دستاورد قابل ارائه تیم ملی از منظر نتیجه ) دست به دامان مربی گران قیمتی چون او شود . و مگر پیشتر از اینها ما با والدیر ویرای گمنام و ارزان قیمت و بی ادعا و همین برانکو حضور در جام جهانی را تجریه نکرده بودیم ؟
به قلم : امید قاسمیان