جام جهانی 1994 آمریکا . آرژانتین با مارادونای بزرگ وبازیکنانی بزرگ جزو مدعیان قهرمانی بود . بازی اول یونان را با 4 گل درهم کوبیدند , شادی پر از خشم مارادونا جلوی لنز دوربین اولین جرقه را به ذهن مسئولان فیفا برای تست دوپینگ از اعجوبه زد . بازی بعدی جلوی نیجریه چغر و بد بدن بود , همان نیجریه ای که به عنوان تیم اول از گروه صعود کرد (با تفاضل ). نیجریه هم قربانی بعدی اعجوبه و یارانش شد و درست بعد از همین بازی , تست دوپینگ مثبت اعلام شد , آرژانتین در شوک ... یاران نا امید و تیم پر از یاس شد ... بازی بعدی برابر بلغارستان پدیده ... نتیجه باخت 2 بر 0 بود . بدون اعجوبه و برابر تیمی یک دست و با رهبری چپ پایی بنام هریستو استویچکف .. با این باخت هر سه تیم 6 امتیازی شدند و برابر تفاضل گل آرژانتینیها در رده سوم ماندند و با خوش شانسی به عنوان یکی از 6 تیم برتر سوم هر گروه به مرحله بعد صعود کردند . از شانس بد در مرحله بعد به تیمی درست در حد و اندازه های بغارستان و دقیقا برابر تیمی به رهبری چپ پایی دیگر به نام گئورگی هاگی. باخت 3 بر 2 و حذف از جام ...... ناراحتی , غم , بغض و اشک بازیکنان آرژانتین جالب توجه بود . اما در میان بازیکنان, گریه و اشکهای جوانی رعنا و خوش چهره و خوش استیل که به یکی از بهترین هافبک های جهان تبدیل شد قابل توجه بود ... "فرناندو ردوندوی 25 ساله ". اما چیزی که از اشکها و گریه های فرناندو ردوندو تاثیر گذار تر و ماندگارتر شد حرفی بود که فرناندو بعد از بازی با رومانی با بغض به دیگوی بزرگ گفت : " در تمام دقایق بازی وقتی که توپ به دستم میرسید به دنبالت میگشتم اما هر چه نگاه میکردم اثری از تونمیدیدم , به هر طرف که نگاه میکردم جای خالیت بیشتر و بیشتر میشد , وهر چه نگاه میکردم نبودی که نبودی ...."