تو 19 سالي که هوادار بارسا بودم، 2 سال و نيم گذشته سخت ترين و کابوس وارترين سالهايي بوده که با ديدن بازي هاي بارسا تجربه کردم. قبلا از بازي کل تيم(چه نتيجه ميگرفت چه نميگرفت) لذت ميبردم ولي تو دو سال و نيم گذشته تنها دلخوشيم ديدن نبوغ انفرادي MSN و گهگاه نبوغ انفرادي ساير بازيکنها بوده. بازي و تاکتيک تيمي توي حداقل 70 درصد بازي ها(حتي خيلي از بازي هايي که بارسا با اختلاف گل بالا برده) رسما در حد تيم هاي محلات بوده و روز به روز بر اين فاجعه افزوده شده. اگه بخوام 100 بازي فوق افتضاح بارسا از نظر تاکتيکي(صرف نظر از نتيجه بازي) رو از 1998 به اين طرف ليست بکنم، به راحتي 80 تاش مربوط ميشه به دو سال و نيم اخير. متاسفانه نميشه تو چند خط کل اتفاقاتي که تو اين دو سال و نيم بر بارسا گذشته رو تحليل کرد ولي بعد از 3 گانه سال 2015 يه مقاله نوشتم با عنوان " 3 گانه اي که هم خوب بود و هم بد!" و تو اون مطلب به طور مفصل توضيح دادم که چرا يه مربي ميتونه هيچ جامي نبره ولي بازم مربي بزرگي باشه و يه مربي ميتونه با 5 تا جام تو يه فصل عکس بندازه ولي بازم مربي کوچيکي باشه.
تک تک جملاتي که 1 سال و نيم پيش تو اون مقاله نوشتم امروز هم واقعيت داره و 5 ماه بعد هم واقعيت خواهد داشت حتي اگه بارسا 3 گانه ديگه اي ببره.
بحث سر اين نيست که چرا کل بارسا تو اين 3 سال شده MSN ، بدون شک کل تيم ها و مربي ها به ستاره هاشون وابسته اند و برای مثال پپ هم که به عنوان بهترين مربي جهان قبولش دارم بدون نبوغ ستاره هاش شايد يک سوم جام هايي هم که تا الان برده رو نميبرد درست مثل بقيه مربي هاي بزرگ فوتبال. نکته اساسي اينه که زير نظر يه مربي بزرگ و باشعور، ستاره ها در قالب تيم حل ميشن و در حالي که کل تيم هميشه از يک سطح کيفي و تاکتيکي مناسب برخورداره، ستاره ها اون فاکتور X رو به تيم اضافه ميکنن و گره ها رو باز ميکنن. در بارساي 2 سال و نيم گذشته تيم به دو جزيره جدا افتاده از هم تبديل شده، يه جزيره که دفاع و خط هافبک رو در بر ميگيره و تو 80 درصد بازي ها خود درگيري شديد دارن و فقط دارن دور خودشون ميچرخن و پاس ها و حرکات بي ثمري بين خودشون انجام ميدن و يه جزيره شامل MSN که کاملا جدا و منفک از ساير تيم با استفاده از نبوغشون براي خودشون موقعيت ميسازن، گل ميزنن، پاس گل ميدن، دریبل ميزنن، حريف رو بیچاره ميکنن و... . (بايد خوشحال باشيم که اين 3 نفر بيرون زمين هم رفاقت فوق العاده اي دارن و اين باعث شده بدون هيچ حسادتي با جون و دل براي همديگه بازي کنن و درک بالايي از بازي همديگه داشته باشن و در نهايت سودش رو بارسا ببره)
وقتي بازيکني مثل اينيستا که يکي از خلاق ترين هافبک هاي تاريخه توي اکثر بازي هاي دو سال و نيم گذشته نقش تخريب چي داشته و کمتر خلاقيتش به چشم اومده ديگه نميشه از راکيتيچ و دنيس سوارز و سايرين انتظار بيشتري در زمينه خلاقيت داشت. راکيتيچ، ژاوي و اينيستا نيست اما سطح خلاقيتش هم ايني نيست که تو بارساي بي در و پيکر و فاجعه بار انريکه شاهدش هستيم. بلايي به سر اين هافبک ها اومده که حتي نميتونن يه پاس تو عمق بدن و اعتماد به بنفسشون در اين زمينه نابود شده چون نقش اصليشون تبديل شده به تخريب چي و روز به روز از خلاقيتشون کمتر شده و به يه هافبک صرفا فيزيکي تبديل شدن جوري که خودم ديگه باورم نيمشه اين راکيتيچ همون راکيتيچه سابقه. همه اينها به اميد اينکه يه MSN اي اون جلو هست که همه کار براي خودشون ميکنن و تيم رو از منجلاب تاکتيکي سرمربي بيرون ميکشن. (که اکثر اوقات هم این کار رو انجام دادن)
بارها گفتم همونطور که آمار و ارقام يک هزارم حقايق رو درباره کيفيت بازيکن ها بيان نميکنه، جام هاي کسب شده هم معيار سنجش کيفيت مربي ها نيست و فاکتورهاي ديگه اي در بازي يک تيم وجود داره که يه مربي رو حتي در صورت عدم کسب جام، بزرگ ميکنه و يه مربي رو با وجود عکس انداختن با جام هاي متعدد کوچيک و ناتوان معرفي ميکنه.
بارسا در بازي هاي آينده به احتمال زياد به روند بردهاي خودش برميگرده و هنوز هم در هر 3 جام شانس خوبي داره چون ستاره هاي بارسا(در راس شون MSN) ذاتا بَرنده هستن و روحيه مبارزه طلبي و جاه طلبي زيادي دارن و هنگامي که چند تا نتيجه بد ميگيرن و با انتقادات رو به رو ميشن اتحادشون بيشتر ميشه و با انگيزه بيشتري ادامه فصل رو دنبال میکنن. در نتیجه اونایی که هدفشون از فوتبال دیدن صرفا نتیجه گرفتن تیم محبوبشونه و کاری به کیفیت بازیش ندارن و فقط میخوان تیمشون جام ببره که برای بقیه کُری بخونن ناامید نباشن چون بارسا هنوز بخت زیادی برای بردن جام داره. ولی افرادی که براشون کیفیت فوتبالی که تیم محبوبشون ارائه میده مهمتر از نتایج و جام هاش هست باید مثل من فقط امیدوار باشن بردهاي احتمالي بارسا در آينده، مثل 3 گانه 2015 سرپوشي بر کيفيت فاجعه بار کادر فني تيم نشه و صرف نظر از هر نتيجه اي که در ادامه فصل رقم ميخوره اين آخرين سال حضور این کادر فنی بی کفایت و بی لیاقت روی نیمکت بارسا باشه.