طرفداری- هیچ چیز فرق نکرده بود. آنها همان کسانی بودند که در بندر لیورپول به عشق لیورپول حتی تیم‌شان را به همسرانشان هم ترجیح می‌دهند. آنها فرق بین طرفدار و هوادار بودن را می‌دانستند ولی احساساتی که ریشه در اخراج براندن راجرز داشت، منطق‌شان را از کار می انداخت و آن ها را گیچ می‌کرد که چه خواسته‌ای دارند. حال و روز لیورپول در شروع فصل گذشته بدون کاپیتان جرارد اصلا خوب نبود و راجرز نتوانست انتظارات هواداران را برآورده کند. همین شد که فریاد طرفداران لیورپول که یک شخصیت کاریزماتیک را در خود می‌دید به آلمان رسید و یورگن کلوپ را هوایی کرد تا به استراحتش پایان دهد و این بار در انگلیس پروژه دوباره عاشق شدن هواداران یک تیم را کلید بزند.

عاشق کسانی که انگار یادشان رفته بود در آنفیلد یک دقیقه بیشتر دویدن می‌تواند به معنای تحقق بخشیدن به رویاهای چندین ساله باشد. این تلاش و جنگندگی چیزی بود که در لیورپول راجرز کم دیده می‌شد. کلوپ که آمد، همه چیز طبق انتظار پیش رفت. خون تازه تزریق شده به رگ‌های لک‌لک‌ها به سرعت جریان پیدا کرده بود و هر لحظه به هرچه بیشتر خاص بودن آقای معمولی رنگ بیشتری می‌بخشید. بردهای پر گل ۳-۱ مقابل چلسی و ۴-۱ مقابل من‌سیتی در همان شروع کار، هواداران لیورپول را مطمئن کرد که تلاش‌شان برای تغییر روی نیمکت بیهوده نبوده است. این اطمینان وقتی به اوج خودش رسید که آنها جنگندگی، یعنی همان حلقه گمشده تیم‌شان را در یک چهارم نهایی فصل گذشته لیگ اروپا پیدا کردند. در شب سرد آنفیلد که برای آنها تداعی‌کننده فینال استانبول بود. درست وقتی که همه بنگاه‌های شرط‌بندی زانوی غم بغل گرفته بودند، حاضرین در آنفیلد هم به این فکر می‌کردند که تشویق تیم‌شان نه به خاطر صعود به مرحله نیمه‌نهایی، بلکه فقط به خاطر یک نمایش تراژیک چقدر سخت است.

لیورپول 4-3 بروسیا دورتموند (لیگ اروپا) در انگلیس ساعت به وقت محلی نزدیک ۱۰ شب بود که لیورپول از حالت طبیعی یک شهر خارج شد. گل لورن ترکیبی از غیرعادی‌ترین خوشحالی‌ها را روی صورت یورگن کلوپ آورد. در لحظه ولی در عین حال به یادماندنی. بدون شک نقطه عطف داستان کلوپو در آنفیلد همین شب باورنکردنی بود. کلوپ بعد از این برد که در مقابل دورتموند به دست امد، جایگاه ویژه‌تری نزد هواداران پیدا کرد. جایگاهی که حتی با باخت مقابل سویا در فینال از بین نرفت و برای ساخت فصل بعدی رویایی‌تر بیشتر تثبیت شد.

کلوپ امسال تیم خودش را در بهترین حالت ممکن آماده نبرد در بالاترین سطح تاریخ لیگ‌برتر کرده است. تنها سندرومی که هنوز در تیم او برطرف نشده، باختن مقابل تیم‌های پایین جدولی است که اختلاف آنها با چلسی را به ۱۰ امتیاز رسانده است. اما با توجه به شیوه کاری کلوپ، شاهد لیورپولی هستیم که در یک دهه اخیر کمتر دیده‌ایم. از زمان حضور کلوپ شیوه بازی لیورپول تغییر کرد. وظیفه خط هافبک بیشتر از قبل شد. خط هافبک متشکل از لالانا، واینالدوم، هندرسون و بعضا امره جان. این بازیکنان در طرح ریزی حملات لیورپول نقش عمده‌ای دارند و با پاس‌های متعدد سعی کردند در طی این مدت خود را به داشتن مالکیت توپ عادت دهند. کاری که در ادامه به مثلث مانه، کوتینیو و فیرمینیو می‌رسد و باعث به وجود آمدن تعداد زیادی موقعیت در هر بازی روی دروازه حریفان می‌شود.

یورگن کلوپ و بازیکنان لیورپول

رابطه کلوپ با بازیکنان هم انقدر خوب شده که توانسته حتی از سایمون مینیوله هم یک گلر مطمئن‌تر بسازد. مینیوله در زمان مربیگری راجرز یکی از نقاط ضعف لیورپول بود. خیلی ها اعتقاد داشتند که ۳ فصل پیش لغزندگی مینیوله در درون دروازه لک‌لک‌ها نقش زیادی در از دست رفتن جام قهرمانی داشت. ولی روز به روز اعتماد به نفس مینیوله که بالاتر رفت، خیال لیورپولی‌ها هم کم‌کم راحت‌تر شد.

اوج این رابطه گرم با بازیکنان به سمت طرفداران فرستاده می‌شود. آنهایی که خیلی وقت است برای یکدیگر داستان رویایی دراماتیک‌ترین بردهای‌شان را تعریف می‌کنند. بیشتر به این‌ می‌بالند که به جز دشمنان دیرینه، کمتر کسی پیدا می‌شود که اذعان به بازی زیبای آنها نداشته باشد. کسانی که بالاخره یک روز از این تعریف کردن‌ها خسته می‌شوند. آنها حالا که خورشید در آنفیلد بیشتر می‌تابد، همه خواسته‌شان این است که کلوپ شانه‌ به شانه‌شان قدم بردارد که نه خودش تنها بماند و نه آنها را در راه رسیدن به نوزدهمین جام قهرمانی در جزیره تنها بگذارد.

 

ارسالی احسان خراسانی