) ماجرا از سال ۱۸۹۷ آغاز شد؛ زمانی که بچه های مدرسه «آزلیو لسیوم» در یک روز آفتابی در امتداد افق جاده واتیکان روی نیمکت البته همیشه سرد پارک نزدیک دبیرستان خود به همفکری پرداخته و تصمیم گرفتند یک تیم فوتبال تشکیل دهند.ماجرا، ۲ سال بعد جالب تر شد. باشگاه فوتبال کریکت میلان نه توسط چند دبیرستانی بلکه به وسیله مشتریان ثابت هتل «دینورد» تأسیس شد. سالیان سال این محل پاتوق آن جوانان بود اما فقط در یک شب خاص نزدیک کریسمس، جرقه تشکیل یک تیم فوتبال زده شد.ماجرا، ۹ مارس ۱۹۰۸ به مرحله هیجان انگیزی رسید. بچه دبیرستانی های مؤسس یووه دیگر مرد شده بودند و عده ای از حاضران همیشگی هتل «دینورد» نیز دیگر نمی خواستند آقا بالاسر داشته باشند. آنها ساز مخالف کوک کردند و سرانجام به خواسته خود رسیدند. تیم جدیدی به نام اینتر تأسیس شد و سال ها بعد به جان یووه افتاد. جنگ در تونل تاریخ به نقطه آغاز رسید... ۲) اینتر یک سال بعد از تأسیس، نخستین مقام قهرمانی خود را در سری A به دست آورد. حال آنکه یووه ۵ سال قبل از این اتفاق فاتح اسکودتو نام گرفته بود؛ هرچند دلیلی برای فخرفروشی وجود نداشت چون وضعیت ۲ باشگاه چندان تثبیت شده نبود و از سویی دیگر هنوز انگیزه های لازم برای دشمنی وجود نداشت اما جنگ در تونل زمان ادامه داشت... ۳) به قدرت رسیدن بنیتو موسولینی، ایتالیا را سیاه پوش (رنگ محبوب فاشیست ها) کرد و فوتبال را سیه بخت! اینتر به «آمبروسینا» تغییر نام داد. یووه حرف گوش کن به نظر می رسید و به همین خاطر با عمل به ایده های فاشیستی نام خود را حفظ کرد. پیشوای ایتالیایی ها ملقب به «ال دوچه» می خواست از آب، کره بگیرد و در این راه فوتبال را دستاویز قرار داد. او لاتزیو را به عنوان تیم محبوبش برگزید. بنابراین رم و اینتر ناخودآگاه در دسته مغضوبان جای گرفتند و یووه و میلان عزیز شدند. در عصری که هر ایتالیایی حراف یک سیاستمدار بزرگ به حساب می آمد، سکوهای ورزشگاه، محلی برای ابراز احساسات و دلتنگی های شخصی تلقی می شد. یوونتوس، جناح راست و سیاست ایتالیا را برگزید و اینتر ترجیح داد به سمت چپ گردش کند. پیامد این موضوع، تحریم های نامحسوسی بود که در قالب یکی، ۲ پنالتی ناحق رخ نمود. هواداران اینتر، چه کسانی را مقصر می دانستند. در جواب به این سؤال هیچ تردیدی وجود نداشت؛ دار و دسته یووه! جنگ در تونل تاریخ کم کم به اوج می رسید... ۴) هواپیمای تیم طلایی تورینو در یک روز غم انگیز سقوط کرد. «سوپرگا» پذیرای جنازه ستاره های تاریخ فوتبال ایتالیا بود و در شبی که رؤسای اینتر یک پیام تسلیت بلندبالا به دفتر سیاه وسفیدها ارسال کردند، شایعه باورنکردنی مقصر بودن سران یوونتوس در رقم خوردن این اتفاق دهان به دهان چرخید. اصلاً مهم نیست چنین شایعه ای صحت داشته باشد یا نه. بلکه مسأله اصلی حمایت اینتر از تمام ضدیوونتوسی ها دنیا است؛ چه اینکه آبی ومشکی ها بیشترین نقش را در بازسازی تورینو (تیم دوم شهر تورین و دشمن قدیمی یووه) ایفا کردند. سال ها بعد دربی «موله» (جدال سنتی یووه و تورینو) جایی برای اتحاد هواداران اینتر و «تورو» بود. در این میان جدال راه راه پوشان تورینو با آبی ومشکی های میلان هم دربی ایتالیا نام گرفت. چرا؟ رقابت درون میدان، تنها یکی از میلیون عوامل دشمنی رقبا به حساب می آید. در عرصه سیاست یووه و اینتر بازوان پرقدرت راست و چپ هستند، در مسائل فرهنگی، هواداران اینتر شاعر و دوستداران یووه عامی خطاب می شوند، در عرصه اجتماعی اینتر نماینده محبوب طبقه روشنفکر و متوسط جامعه ایتالیا است و یوونتوس باشگاه مورد علاقه شیک پوشان مرفه. این تضادها در یک رقابت رودررو امکان بروز می یابند و چه جایی بهتر از دربی ایتالیا؟ جنگ در تونل تاریخ به اوج رسیده بود... ۵) روزهای باشکوه ۲ تیم شهر میلان در اوایل دهه ۶۰ با خمودگی یووه معنای ویژه ای یافت. رقبای همشهری کینه ها را کنار گذاشته و در هر جدال مقابل یووه از ته قلب برای شهر میلان آرزوی موفقیت می کردند. در این میان هیچ کس به سوت های جهت دار داوران توجه نداشت. در ایتالیا برخلاف فرانسه، انتخابات شهرداری ها چندان رایج نیست و به همین دلیل فوتبالی ها نمی توانند به ریاست بر شهر خود امیدوار باشند. همه چیز در فوتبال خلاصه می شود و سرآغاز مشکل دقیقاً همین جا است. اعمال نفوذ روی داوران تنها یکی از چند حربه نامشروع برای نتیجه گرفتن یک تیم و به تبع آن تکیه زدن یک رئیس باشگاه بر بالاترین مناصب سیاسی محسوب می شود. قبل از پیدا شدن سر و کله برلوسکنی (ملقب به موسولینی دوم) خانواده آنیلی در یوونتوس، سالی چند داور را زیر چتر حمایت خود می گرفتند و در عوض از آنها پنالتی های منجر به قهرمانی می خواستند. میلان با آنها همدست بود و باز هم آنکه مخالف خوانی کرد، اینتر نام داشت. سوت های داوران به نفع یووه و اعتراض های فراوان سران اینتر، دشمنی رقبا را از مرحله رقابت درون میدان به جنگ لفظی و رو کردن پرونده های فساد رؤسای وقت ۲ باشگاه سوق داد. در پس این اتفاقات، فوتبال زیبا رو به احتضار بود. یووه و اینتر واژه «توهم» را به فرهنگ لغات فوتبال ایتالیا افزودند. جنگ در تونل زمان ادامه داشت... ۶) اینتر در فصل ۱۹۹۹- ۱۹۹۸ با قدرت به سمت فتح اولین اسکودتوی یک دهه گذشته خود پیش می رفت. آنها تا اواخر نیم فصل در صدر قرار داشتند و یووه را به عنوان نزدیک ترین تعقیب کننده، کنار خود می دیدند. دربی دور رفت تا دقایق میانی بدون گل و هیجان طی شد تا اینکه رونالدو درون محوطه جریمه روی زمین افتاد. چنانچه داور در سوت خود به نشانه اعلام پنالتی می دمید، سرنوشت نیم فصل عوض می شد اما این اتفاق رخ نداد و عاقبت یووه با یک گل به پیروزی رسید. نتایج دور برگشت، اهمیت آن پنالتی گمشده را نمایاند. چنانچه آبی ومشکی ها در آن بازی پیش می افتادند، با حفظ برتری جشن قهرمانی برپا می کردند. از آن زمان اینتری ها، داوران را عامل برتری سیاه وسفیدپوشان می دانند. شاید هرکس دیگری هم جای آنها بود، چنین می اندیشید. تصور کنید تیم شما پس از سال ها ، قدرتمند شده و بالاتر از رقیب همیشه پیروز در صدر قرار دارد اما عاقبت با یک تصمیم اشتباه یا قصد و غرضی آشکار از صدر به زیر کشیده می شود. چه احساسی خواهید داشت؟ دامنه اعتراضات هواداران اینتر به خیابان ها هم کشیده شد، با این حال کمتر گوش شنوایی وجود نداشت؛ حداقل در راهروهای کمیته داوران فوتبال ایتالیا. کنایه های موراتی، مالک باشگاه تمامی نداشت. او فقط خود را خسته می کرد چون کارخانه فیات و شخص «آنیلی» نه تنها می توانستند تمام داوران فوتبال سرزمین لاجوردی ها را تطمیع کنند بلکه قادر بودند رئیس جمهوری ایتالیا را نیز به اطاعت از دستوراتشان وادارند. جنگ در تونل زمان وارد مرحله جدیدی شد... ۷) مرگ پسر آنیلی در جاده ساونا- تورین، هیچ ارتباطی به آنچه در زمین فوتبال می گذرد، نداشت اما هنوز در این باره اظهار نظرهای زیادی به گوش می رسد. مالک قدرتمند فیات در میان نامه های ارسالی به دفتر باشگاه تورینی به مورد عجیبی برخورد؛ مرگ، تقدیم به تو و یووه! جنگ در تونل زمان به مرحله نفرت آوری رسیده بود... ۸) به این مکالمه ضبط شده در جریان رسوایی کالچو پولی توجه کنید؛ - به تو گفتم... باید داور بازی ما باشد - مگر نام اشخاص تفاوتی دارد؟ - بله. او با ما آشنا است. ابله، گوش کن!... باید این رقابت را قضاوت کند. لوچیانو موجی، مرد هزارچهره فوتبال ایتالیا و مظنون اصلی پرونده تبانی سال گذشته، اینگونه «برگامو» (رئیس وقت کمیته داوران فوتبال ایتالیا که در زمان قضاوت، برای یووه بارها پنالتی گرفته بود) را تحت فشار قرار می داد. شرح اتفاقات تابستان طوفانی سال پیش ، توضیح واضحات است اما باید دانست پیگیری رؤسای اینتر به عنوان دشمنان قسم خورده یوونتوس، روند تبعید تیم محبوب تورین به سری B را تسریع کرد وگرنه هیچ باشگاه دیگری نمی توانست در این پرونده اعمال نفوذ کند. نکته جالب، پس گرفته شدن ۲ اسکودتو و اهدای این عنوان به اینتر بود. هنگامی که دست خلاف رو شد، آبی ومشکی ها قهرمان پاک سری A نام گرفتند تا ادعاهای هرچند وقت یکبار موراتی درباره مظلومیت اینتر به اثبات برسد. امسال، ظاهراً دنیا وارونه شده چون در جدال راه راه پوشان تورینی با ناپولی، داور ۲ پنالتی کاملاً مشکوک را به ضرر تیم رانیه ری گرفت. آیا اکنون اینتر در صدر گروه مافیا داوری نشسته است؟ آیا باید منتظر نشان داده شدن آن روی دیگر اینتر مظلوم و همیشه آبی باشیم؟ جنگ در تونل زمان با شدت بیشتری ادامه دارد... بچه های مدرسه «آزلیو لسیوم»، مشتریان ثابت شب های گرم هتل «دینورد»، یاغی های جدایی طلب میلان، سیاسی بازی، آنیلی، موراتی، برگامو، داور و البته «پنالتی» قطعات پازل جدال سراپا نفرت یوونتوس- اینتر را تشکیل می دهند. هفته گذشته از یک دربی ایتالیایی دیگر لذت بردیم. بله! جنگ در تونل زمان ادامه دارد؛ برای همیشه! منبع: روزنامه ابرار ورزشی